مرسی عزیزم.
نظرت کاملا درسته.
اما متاسفانه دخترها در این شرایط، حاضرن هر چیزی رو به جون بخرن، اما برسن به طرف.
و این کار رو میکنه.
فکر میکنه چون تحصیلکرده و به قول خودش شهری هست،دیگه کسی روی دستش نمیاد.
اما نمی دونه که روباه زرنگ، از دمش به تله میفته.
فردا ممکنه بچه دار نشه به هر دلیلی و همین مادرشوهری که الان با مشخص نکردن تکلیف قبلی،اومده خواستگاری، میره خواستگاری نفر دیگه ای.
بعد میگه چرا من نفهمیدم اینها بی فرهنگن.
زنی که برای هم جنس خودش احترام قائل نیست و هنوز تکلیف عروس اولش مشخص نیست،میره سراغ دومی، برای این هم توی آستینش داره.
زندگی تنبیه سختی براش در نظر داره.
کسی که دکمه عقلش رو خاموش کنه، وقتی یک شوک و اتفاق در زندگی، باعث میشه دکمه عقل روشن بشه، جای روزهایی که کار نکرده هم کار میکنه.
اون روز آرزو میکنه کاش گوشت تنش رو تیکه تیکه از بدنش جدا میکردن، اما این اشتباه رو نمی کرد.
الان همه هم بریم اینها رو با قسم و آیه بهش بگیم، متوجه نمیشه و میگه شرایط ما فرق داره، عشق ما فرق داره.
نباید هم متوجه بشه، عشق کر و کورش کرده، اگر عشق این خاصیت رو نداشته باشه، هیچکس تن به زندگی مشترک و بچه به دنیا آوردن و بچه داری نمیده.
حتی قدرت رابطه جنسی به اون عظمتش به اندازه قدرت عشق نیست.
قدرت رابطه جنسی کسی رو مجبور به قبول تعهد و سختی های زندگی مشترک نمیکنه چون میتونی داشته باشیش، اما تعهد رو نداشته باشی، اما عشق هست که تعهد میاره، و هر چیزی رو به چشمت آسون، دست یافتنی و قابل تحمل میکنه.