2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 395094 بازدید | 1784 پست
بانوی عزیزم من مشکلم اینه ک تا یکی از خانواده شوهرمو میبینم تپش قلب میگیرم ،دستام میلرزه ،داغ میشه ب ...

ببین عزیزم، درکت میکنم. تپش قلب داری، چون زیادی برای خودت بزرگشون کردی.

بدون اونها یک آدم های عادی هستند. با رفتارهایی بی فکری ای که اکثر مردم دارن.

امتیاز ویژه ای براشون قائل نشو چون خانواده همسر هستند.

اصلا گله و شکایت از اونهارو خونه نیار تا همسرت حساس نشه.

محل نمیدن، شما هم نده.

اما به مادرش باید سلام کنی، حتی اگر جواب نده.

رفتی تحویلت نگرفتن، حرف نزن. با هیچکی.

اصلا بشین در و دیوار رو عمدا نگاه کن.

اما نگذار یاد بگیرن که با بی محلی بهت میتونن وادار به حرف زدنت کنن.

میدونم سخته، اما کوتاه نیا تا اونها تغییر روش بدن.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
در رابطه با عدم صمیمیت با همسر می خواستم یک مثالی بزنم  یک بار خونه ی مادرم رفته بودم و بچه ها ...

عالی بود مدیریتت.

فقط اونجایی که در بالکن رو باز کردی، نمیکردی بهتر بود تا حس کنترل شدن به همسرت دست نده.

مردی که عصبانی هست رو اصلا سمتش نرید.

فقط یک آبی چیزی دستش بدید و آروم بپرسید به چیزی احتیاج داره؟

چند ساعت که گذشت و عصبانیتش فروکش کرد ازش بپرسید چی شده بود؟

آیا من میتونم کمکی بهت بکنم؟

آیا قضیه ای هست که دونستنش به من هم ارتباط داشته باشه؟

اگر گفت نه، دیگه پیگیر نشید.

برید سراغ کارهای خودتون.

حالا اگر حتما اصرار داشتید بدونید، باز یک موقعیت مناسب که همه چیز نرماله، بپرسید راستی عزیزم، اون روز به من نگفتی چی شده بود.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، امروز یه سر به توپ تخفیف دیجی‌کالا بزنین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی گذاشته، هم یه کد ۵۰۰ هزار تومانی داره.

کد: TT554

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

مثلن من به مدیرم از کینه توزی همکارانم و برخوردهاشون گفتم  .. البته اونهم در فرصت مناسب و به وق ...



بانو جان صفحه 54 موردی رو مطرح کردید و منم در ریپلای پست شما ، سوالی رو

شما فرمودید مثال بزن که در این پست بالا، عرض کردم خدمت تون


لطف می کنید بخونید ؟


@بانوآرتمیس  



آنچه تو گنجش توهم می کنی *** از توهم گنج را گم می کنی
بانو آرتمیس عزیز خیلی عالی اشاره کردین به این موضوع. یاد رفتارهای از روی احساسات همسرم و مادرش می ا ...

دقیقا عزیزم.

متاسفانه رفتار عقلانی اصلا در فرهنگ ما نیست زیاد.

فرهنگ ما پر حرفی، زیاده گویی، عدم کنترل احساسات و رفتارهای غریزی زیاد داره.

ما اصلا حد و مرز نداریم.

فقط می خواهیم یک کاری کرده باشیم، یک چیزی گفته باشیم.

انگار از سکوت و کاری نکردن وحشت داریم.

اصلا بلد نیستیم خودمون، احساسمون و خشم مون رو مدیریت کنیم.

بلد نیستیم منصفانه حرف بزنیم.

بلد نیستیم عاقلانه رفتار کنیم.

بلد نیستیم شان خودمون رو نگه داریم.

کوچیک و بزرگ هم نداره.

اکثرمون همین فرهنگ داریم. فرهنگ غالب ما ایرانی ها هست متاسفانه.

اگر بخوام یک توصیه کلیدی کنم، بهتره برای خودمون قانون به من چه و به تو چه رو جا بندازیم.

نصف اتفاقاتی که میفته به ما ربطی نداره، بقیه اش هم به دیگران ربطی نداره.

اگر همینو فقط رعایت کنیم، میتونیم فرهنگمون رو عوض کنیم.

اگر همه بیاید و به من چه ها و به توچه های زندگی رو بگید خیلی خوبه.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

بانو جان شوهرم خیلی عصبی شده بود و داشت داد و بی داد می کرد تو کوچه با تلفن ساعت ۱۲ شب در و باز کردم تا قطع کنه ، آخه همسایه ها بیدار میشدن و همه می‌فهمیدن، اگه داد و بی داد نمی کرد در و باز نمی کردم، بعدا هم بهش گفتم بخاطر همسایه ها باز کردم ، همسرم چیزی نگفت ولی سکوتش همراه با ی حالت ناراحتی بود که میگفت توام اگه جای من بودی صدات می رفت بالا و ی حالت پشیمونی هم داشت که نباید صداش رو بلند می کرد

من باز کردن بالکن رو با فکر انجام دادم، در هر صورت چه باز می کردم چه باز نمی کردم جفتش به ضررم بود ، اون لحظه ترجیح دادم آبرومون حفظ بشه ، ی جور انتخاب بین بد و بدتر بود

ولی حرف شما کاملا درسته که موقع عصبانیت نباید طرف فرد بریم

واجعل قلبی واثقا بما عندک

مثلا:

به من چه که همه اقوام همسر الان دلشون میخواد دور همه باشن.

به من چه که کی چی خریده.

به من چه که جاریم الان داره چیکار میکنه و برنامه اش چیه.

به من چه که خواهران همسر زیاد میرن خونه مادرشون.

به من چه که دیگران چه توقعات نامعقولی از من دارن؟

به من چه که دیگران چی پشت من فکر میکنن.

.

به کسی چه که من کی میخوام بچه بیارم یا نیارم؟

به کسی چه که من دوست دارم چیکار کنم.

به کسی چه که دوست دارم زیاد برم خونه مامانم.

به کسی چه که من چه اهدافی دارم در زندگی.

به کسی چه که در چهارچوب خونه من چی میگذره؟

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
من بدون هماهنگی با همسرم خونه رو ترک نکردم و دلایل محکمی دارم که نشون میده من با اجازه و هماهنگی همس ...

خیلی خوب و عاقلانه رفتار کردی عزیزم.

ولی یادمه روزی که متنت رو خوندم یک چیزی رو متوجه شدم، اگه ریپلای کنی حرفهای اون روزت رو بهت میگم.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
ببین عزیزم، درکت میکنم. تپش قلب داری، چون زیادی برای خودت بزرگشون کردی. بدون اونها یک آدم های عادی ...

درسته ولی مشکل من باهمسرمه ک دلش میخواد صمیمیت باشه و اگه نباشه همه شو از چشم من میبینه و میگ تقصیر توئه  این روابط خراب شد درصورتیکه ک من فقط حد و مرز میخواستم .همین

همسرمو چطوری باخودم همراه کنم ؟؟؟

مثلن من به مدیرم از کینه توزی همکارانم و برخوردهاشون گفتم  .. البته اونهم در فرصت مناسب و به وق ...

ببین عزیزم، نباید به مدیرت میگفتی.

تاپیک قبلی، مانترای عزیز یک چیزی گفت که من هم ازش یاد گرفتم.

گفت کارهای بدی که دیگران در حقتون میکنن رو به دیگران نگید، چون اونها هم یاد میگیرن باهاتون همونطوری رفتار کنن.

در مورد سلام نکردن و بی محلی، چیزی که عوض داره، گله نداره.

شما هم زیاد تحویل نگیر.

هزینه رو میگم برای افرادی ایجاد کنید که مستقیما بهتون جسارت میکنند.

نه دنبال این باشیم که برای همه هزینه ایجاد کنیم.

اینطوری کسی برامون نمیمونه و به عنوان یک آدم ناسازگار شناخته میشیم.


خوشا راهی که پایانش تو باشی...
درسته ولی مشکل من باهمسرمه ک دلش میخواد صمیمیت باشه و اگه نباشه همه شو از چشم من میبینه و میگ تقصیر ...

با متن سازی.

اینکه قرار نیست رابطه عروس و مادر پسر رابطه عاشق و معشوق باشه.

همین که خیرخواه هم باشند، احترام ها حفظ بشه کفایت میکنه.

گاهی یک محبتی بهشون بکن، اما از خودت هزینه نکن و بیش از حد صمیمی نشو.

اگر هم همسرت اومد گله کرد که چرا صمیمی نیستید و اینها بگو ما خانم ها روابطمون با شما فرق داره.

من قلبا مادرت رو دوست دارم، اما برای خودم هم حد و مرزی دارم.

در دراز مدت که همه با هم دعوا افتادن، میبینی روش من بهترینه.

دوستان در راستای بالا رفتن آگاهی خودتون، آگاهی همسرتون رو هم بالا ببرید تا دچار مشکل نشید.

هر چی یاد میگیرید، به اون هم منتقل کنید.

حالا نگید من یک تاپیکی میخونم اینجوری و اونجوری.

بگید داشتم فکر میکردم دیدم همه مشکلات از صمیمت شروع میشه.

کاش ما به احترام ها قانع بودیم.

و از اینطور حرف ها.

با مثال های بومی شده از سمت خودتون.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
ببین عزیزم، درکت میکنم. تپش قلب داری، چون زیادی برای خودت بزرگشون کردی. بدون اونها یک آدم های عادی ...

حتی شوهرم اینقدر بهشون رو داده ک پدرشوهرم به من گفت خوشبختی و خوشحالی شما در گرو خوشحالی پدر مادر و خواهرای همسرت و رابطه صمیمانه تو بااونهاست!!!!😔😢

ببین عزیزم، نباید به مدیرت میگفتی. تاپیک قبلی، مانترای عزیز یک چیزی گفت که من هم ازش یاد گرفتم. گف ...


مرسی ازتون

درست می گید

قسمتی ک گفتید از مانترا ، برام جالب بود ، درسته ، حتا من خودمم ممکنه همین کار رو انجام بدم !!!


البته این رو هم بگم ، پاسخ تلخی بود ، توقع نداشتم ! چقدر به  خودم حق داده بودم ! باید بشینم حلاجیش کنم  :)) بازم مرسی 

آنچه تو گنجش توهم می کنی *** از توهم گنج را گم می کنی

حالا که این قدر با جزییات کامل توضیح دادم، این قسمت کوچیک هم بگم که نشون دادم که آیا موردی هست که من باید بدونم ، شب که خوابیده بودیم دستاشو گرفتم دیدم نفس عمیقی کشید و گفت می خوام تنها باشم بچه رو برو زودتر بخوابون، همین . دیگه طرفش نرفتم و خوابیدم صبحم که بیدار شده بود، صبحانه آماده کردم و عادی رفت سرکار منم دیگه حرفی از اون شب بد نکردم. همون دیشب بدون اینکه حرفی بزنم خودش گفت دوست دارم تنها باشم

واجعل قلبی واثقا بما عندک
حتی شوهرم اینقدر بهشون رو داده ک پدرشوهرم به من گفت خوشبختی و خوشحالی شما در گرو خوشحالی پدر مادر و ...

بگو شما راست میگید، حق با شماست.

بعد هم پاشو جات رو عوض کن تا زیاد موعظه نشنوی.

یا بگو حالا برم براتون یک چای بیارم؟

البته که بخش اول حرفش درسته، اما بخش دومش رو خودش هم شناختی نداره به معایب صمیمی شدن.

اونها صمیمی شدن رو این معنی میکنن: بیاین، برین، بگیم، بخندیم، بخوریم، بگردیم و همه چیز عالی باشه.

اما صمیمیت در ایران اینجوری نتیجه میده که حد و مرزها برداشته میشه، سوالات خصوصی پرسیده میشه، پرده ها پاره میشه، حریم ها از بین میره، دعوا و اختلاف و ناراحتی و جنگ اعصاب پیش میاد. دیگه در مواقعی هم که لازمه همراه و غمخوار هم باشید، نیستید دیگه. چون خشم و نفرت همه وجودتون رو پر کرده.

اونها خواهان اون صمیمیت هستند، اما شما که دانا هستید باید طوری مدیریت کنید که در مواقع نیاز و لزوم باشید، کمک رسان و خیرخواه و مثبت باشید و رابطه تون رو برای چنین وقت هایی نگه دارید و با زیاده روی همه چیز رو خراب نکنید.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
با متن سازی. اینکه قرار نیست رابطه عروس و مادر پسر رابطه عاشق و معشوق باشه. همین که خیرخواه هم باش ...




دوستان در راستای بالا رفتن آگاهی خودتون، آگاهی همسرتون رو هم بالا ببرید تا دچار مشکل نشید.

هر چی یاد میگیرید، به اون هم منتقل کنید.

حالا نگید من یک تاپیکی میخونم اینجوری و اونجوری.

...

با مثال های بومی شده از سمت خودتون...


واقعن درسته . اثر اینکار رو من در دراز مدت و مسائل مربوط به خودمون دیدم ، اونقدر که آگاهی بخشی من ، در مورد مساله ای ک همسر 180 درجه مخالف بوده ، طی مدت زمان ، یهو جواب داده ...

مثلن در مورد بچه ها یه جور پیش زمینه داشتن ، ب مرور به حرفا و بقول شما متن سازی من ، سر بزنگاه ، وقتی مساله بروز کرده ، هم راستا با من شدن 


در صورتی اگه با پیش فرض های خودشون بود ، مخالف صد در صد من می موند .

آنچه تو گنجش توهم می کنی *** از توهم گنج را گم می کنی
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

سلام جوجو ها

jojoone | 10 ثانیه پیش

دوستی

mehdi720 | 33 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز