سلام عزیزم، خوش اومدی. دقیقاً همین طوره. آدمیزاد به نظرم با خودش هم باید حد و مرز داشته باشه. فروید میگه ما یک نفر نیستیم، دو نفریم. ضمیر خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه مون. اگر جلوی خودمون هم بد غذا بخوریم، ضمیر ناخودآگاه میبینه و فکر میکنه ما آدم بی ارزشی هستیم. تو تنهایی خودمون هم بد و نامرتب لباس بپوشیم، ضمیر ناخودآگاهمون مارو لایق بهترین ها نمی بینه
همین هاست که یک عده میگن ما اعتماد به نفس نداریم. چون جلوی خودشون هم حد نگه نداشتن و با خودشون ندار بودن. توی تاپیک قبلی گفتم شما تا حدی به دیگران اجازه میدید که از شما سوء استفاده کنن، که شما از خودتون سوء استفاده کردید.
پس با خودتون هم خوب و محترمانه رفتار کنید.
دوستمون اشاره خیلی خوبی کردن، نه تنها با خودتون هم بیش از حد بی قید و بند برخورد نکنید، بلکه مراقب حد و حدودتون با همسرتون هم باشید. حرفهایی که میزنید، شوخی هایی که می کنید. اینکه از خودتون عیب و ایراد میگیرید یک مجوز هست برای عیب و ایرادگیری همسرتون از شما.
اصلا خیلی از حرفهارو لزومی نداره همسرمون بدونه.بعضی ها عادت دارن هرچی به ذهنشون میرسه چه خوب و چه بد، به بهانه صمیمیت به همسرشون بگن. اینها صمیمیت نیست، فقط داریم سبکسری مون رو به همسرمون نشون میدیم.
شاید اولش با حال و جالب به نظر برسه این حد از سرخوشی و شیطنت و با حال بودن، اما کم کم روتون حساب نمیشه، باهاتون مشورت نمیشه و وقایع خوشایندی اتفاق نمیفته. همیشه خانم های خوددار، جذاب تر و عاقل تر هستند تا اون که هر چیزی رو میگه.