2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 376375 بازدید | 1784 پست

سلام سلام وای من الان متوجه شدم یه تاپیک جدید زدید خانوم پرنسس میشه درخواست دوستیمو جواب بدی؟؟؟ ایییییینققققد مشکللت دارم اینقد خام و نپخته ام اینقد بی سیاستم اینقد بی عقلم اینقد رفتار بلد نیستم که حااااالم از خودم بهم میخوره دیگه جوونم ولی احساس پیری میکنم زیبام ولی عاجزم اعتماد بنفس بالایی داشتم ولی الان اصلا . در برابر شوهرم خیلی کم میارم خیلی خودشو از من سرتر میدونه در صورتیکه من سرترم من خیلی با خدا دوستم کلی چله گرفتم که شماو رویا جونو سر راهم گذاشته این اتفاقی نیست پس شما فرستاده ی خدایید برای من که کمکم کنید دریغ نکنید 

۱۰ ساله ازدواج کردم یک بارم شوهرم بهم نمیگه عزیزم نمیگه خانوم هیییییچگونه محبت کلامی نداره ولی خدایی عملی کم نمیذاره . من نمیتونم مثل خودش عمل کنم چون من گرمم اینشکلیم ولی شوهرم تو دار و کم حرفه البته با دوستاش و بقیه خیلی بهتره . ارزو دارم یه بار یه عزیزم بگه مثلا هر چی قربون صدقش میرم و نوازش میکنم نهایتا یه لبخند سرسری تحوسلم میده یا بگم دوستت دارم میگه ممنونم !! مثلا همین الان بهش پیام دادم خسته نباشی جانان در جواب گفت مرسی قربانت !!! من گفتم اینو به همکارا و غریبه ها باید بگی نه منکه همسرتم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چکار کنم اینقد رفتاراش برام مهم نباشه اینقد اویزون نباشم اینقد وابسته نباشم اینقد محتاج توجهش نباشم و غصه نخورم خیلی خسته ام همش حس میکنم دوسم نداره یا شاید داره اذیتم میکنه بی توجهی میکنه تا شاید خسته شم کم بیارم و برم حتما یکی دیگه رو دوست داره . در واقع اگه کسی باهات سرد برخورد میکنه حتما یه جای دیگه داره گرم میشه توروخدا کمکم کنید واقعیت داره؟ نمیدونم چی درسته چی غلط اگه محبت کنم بی انتطار ممکنه دور شه و پرو شه اگه سرد باشم هم خودم اذیت میشم هم ممکنه اون دورتر شه و بدتر شه . چند سال اول قبل از بچم همه چی رویایی بود خیلی محبت بهش میکردم ولی ایشونم خوب بود الان دنبال اینه بره پیش دوستاش یا با دوستاش بره پیاده روی با من بهونه میاره اگه هم میاد بی حاله بی انرژی و زورکی با دوستاش سروحاله و تا ۲ بیداره وقتی پیش منه ۱۱ میگه خوابم میاد

ببخشید پرنسس من از ذوق اینکه پیداتون کردم مستقیم پیاممو فرستادم الان تاپیک رو خوندم متوجه شدم موضوع دیگه ای دارین اگه بتونین تو مشکلات بالا ک۶ گفتم راهنماییم کنید یه عمر دعاگوتون میشم اگه هم نه که باز ممنونم عزیزم . منم کلی در مورد این موضوعتون که مطرح کردید مشکل دارم الان میگم براتون 

از لحاظ تحصیلات ما از خونواده همسر بالاتریم از لحاظ ایمان بنظرم باز ما بالاتریم چون اونا خیلی به حجاب و نماز و .... معتقدن ولی بسیار اهل کارشکنی دخالت و غیبتن پس ..... از لحاظ اجتماعی فرهنگی مالی کلا تقریبا یه جوریم اونا خونواده پرجمعیت ما کم جمعیت اونا بازاری بدون تحصیلات ما اداری با تحصیلات ولی اعتمادبنفس اونا ماشاااااااالله.

پرنسس عزیزم من اوایل خیلی اعتماد بنفس بالایی داشتم ولی اونا سرکوبش که کردن هیچ پایینشم اوردن از روز اول نامزدی که من و شوهرم رفتیم دوری بزنیم گفتن وااااای نره حامله شه ابرومونو ببره تا شب عروسی که دعوا راه انداختن که باید امشب چکار کنید چون خیلی سنتین(البته فقط برا ما برا بقیه بچه ها نه) تا جهیزیم که بخاطر اینکه بچه اول بودمو لوس بابام  سنگ تموم گذاشتیم ولی اونا یه دعوا راه انداختن که خسیسید طبق رسم ما دستگیره نخریدید و......

و هزاااااران مشکل دیگه که کم کم میگمشون ولی من تو این ۱۰ سال پیر شدم زخم معده گرفتم معدم عصبی شد کمرم عصبی شد ریزش مو گرفتم پلکم میپره صدای خنده هام هفت کوچه اونور تر میرفت الان خبری از خنده نیست ولی بی عرضه ترین عالمم از خودم دفاع نمیکنم نمیتونم گریم میگیره اخم میکنم البته فقط پنج دقیقه بقیش دوباره شروع میکنم به کلفتی و وراجی که ازم راثی باشن شب تا صبح حرفاشون رفتار خودم رفتارشون با بقیه و با من رو مرور میکنم و غصه میخورم ولی در عمل باز براشون کم نمیذارم شما بگو چکار کنم 

بانوجان من بااجازتون یه پیشنهاد دارم لطفا جواب بدیددررابطه باشروع ازدواج وشروط ضمن عقد وپروسه خواستگ ...

ببین عزیزم، قسمت هر کس توی یک نوع ازدواج هست. هرکس بنا به سلایق و شرایطش یکی از این دو راه رو انتخاب میکنه. من اگر برای فرزند خودم بخوام تصمیم بگیرم، میگم خودت انتخاب کن، چون تو میخوای زندگی کن. اما قبلش هم با چند تا خانواده که از لحاظ فرهنگ و شرایط با ما یکسان باشن رفت و آمد میکنم تا بچه هام از بین گزینه های مورد نظر من انتخاب کنند. نه اینکه فردا بیان و یک موردی رو انتخاب کنن که نظر من نیست.

البته هیچ وقت نمیشه هیچ چیز رو پیش بینی کرد و براش برنامه ریخت. باز هم اگر انتخاب عجیب و غریبی داشته باشند من میگذارم تجربه کنن، و اگر پشیمون بشن باز هم پشتشون هستم. حتی اگر بخوان جدا بشن و دوباره ازدواج کنن. 

به نظرم ازدواج سنتی هم باز انتخاب خود آدم هست. درسته گزینه هارو خانواده ها میگذارن جلوی رومون، اما باز هم انتخاب از بین اینها توسط ما انجام میشه و باید مسئولیتش رو قبول کنیم.

در کل نوع ازدواج مهم نیست.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
اینجوری که گفتی همش تو جمع خانواده شوهر تنها میمونیم که🤔مثلا برای شرایطی مثل شرایط من که با مادرشوه ...

صمیمیت یا عدم صمیمیت انتخاب ماست. نسخه ی لازم الاجرای همه مون نیست. من به شخصه با توجه به شرایطم، خلق و خوم و رفتار خانواده همسر ترجیحم به عدم صمیمیت و دوری هست.

برعکس یکی ممکنه دوست داشته باشه دوستش داشته باشن، همش با هم باشن، بره و بیاد، یا از تنهایی میترسه، یا توان مقابله نداره. یا هر چیز دیگه ای.

میتونه انتخاب کنه و اجباری نیست.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
سلام. وقتتون بخیر. مفیدبودن مساله ی بسیار باارزشیه،بهتون تبریک میگم که تو این سایت عضو مفیدی هستید. ...

سلام عزیزم. ممنونم. خوش اومدی. دقیقا گاهی مشکلات ما ناشی از این هست که مادرانمون نه تنها مارو راهنمایی درست نمیکنن، بلکه بد راهی هم میدن. آخه این چه توشه ی زندگی ای بود که همراه ما کردن؟ تو خوبی کن، تو صمیمی باش.

چه لزومی داره؟ به جای اینکه بگن دور باش و عقب بایست، بعد از دو سه سال انتخاب کن که کی ارزش داره جلوتر بری باهاش و از کی باید بیشتر دوری کنی؟

هیچ خودمون رو دوست نداریم، همه نگران دوست نداشته شدنمون هستیم. نگران تنها شدنمون.

انگار از صمیمت چه گوهر گرانبهایی برای خودمون دست و پا کردیم.

نهایت مزدی که گرفتیم این بوده که بگن ما این عروس رو از عروس های دیگه بیشتر دوست داریم.

که به نظرم این دستاورد، جزو بی ارزش ترین دستاوردهای زندگی مون هست.

چون بابتش از خودمون دور شدیم و به دیگری نزدیک شدیم.

کاش یکم تلاش میکردیم با خودمون صمیمیت خوب داشته باشیم.

برای خودمون وقت بگذاریم.

خودمون رو تنها نگذاریم.

به صدای خودمون گوش بدیم.

نگران باشیم که خودمون، خودمون رو دوست نداشته باشیم.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
بانوجان تقریباهرروزچک میکردم ببینم برگشتیدیانه😍ممنون که برگشتید.من جدیداخیلی دوری میکنم ازخونواده ی ...

تنهایی تو محکم بغل کن عزیزم.

خدا تنهات نگذاره. خلق خدا به وقتش به پشیزی میفروشنمون.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
ممنونم ازت عزیزم❤ میدونی کلا وقتی همسرم خونس نمیان همین که دخترم یکم گریه میکنه فوری مادرشوهرم میا ...

میفهممت عزیزم. چقدر دلم برای خودمون سوخت که حتی به خودمون حق نمیدیم در رو باز نکنیم توی اون شرایط. به خودمون حق نمیدیم به همسرمون اعتراض کنیم و بگیم من این کار مادرت رو دوست ندارم که تا صدای بچه ی میاد، میاد اینجا و دخالت میکنه در تربیت بچه ام.

انگار مارو فقط برای رنج بردن ساختن. برای بار کردن مشکلات رومون. انگار هر چی فشار رومون بیشتر میشه، قدرت سازگاریمون رو بالا میبریم فقط و به دنبال راه برداشتن مشکل نیستیم.

همه مون اینجوری بار اومدیم. اما وقتشه قوی بشیم و محکم تر بایستیم.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
سلام بانو ،من 2 سال خواننده خاموش بودم وامروز که تاپیک شما رو دیدم خیلی برام جذاب بود و تصمیم گرفتم ...

سلام عزیزم. دوری و دوستی. مزد صمیمیت همینه. حالا که مزد صمیمیت هامون رو گرفتیم، نوبتشه که مزدشون رو با عدم صمیمیت بپردازیم.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
عزیزم من بامادرشوهروخواهرشوهرم که طلاق گرفته تویه ساختمونیم امامن همیشه فاصله رورعایت کردم اصلاباهاش ...

هیچی جلوت رو نمیگیره عزیزم، جز خودت. خودت در برابر خودت ایستادی.

دفعه اول هر چیزی، دفعه های دیگه راحته.

یکی دوبار به شوخی مثلا بگو چطوری (اسمش) خانم؟ بعد کم کم به زبونت میاد. حتی اگه ازت پرسیدن چرا به ما میگی خانم؟ بگو چون شما هم همینجوری میگید.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
سلام سلام وای من الان متوجه شدم یه تاپیک جدید زدید خانوم پرنسس میشه درخواست دوستیمو جواب بدی؟؟؟ اییی ...

عزیزم خوش اومدی، ببخش که نمیتونم خصوصی رو چک کنم. اصلا زمان ندارم و واقعا ازم انرژی میبره. اینجارو هم زمان استراحتم میام. همین جا تا میتونی غیر مستقیم و اینا مطرح کن.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
چکار کنم اینقد رفتاراش برام مهم نباشه اینقد اویزون نباشم اینقد وابسته نباشم اینقد محتاج توجهش نباشم ...

ببین عزیزم، اگر قبلا خوب بودید و حالا عوض شده، ببین چی بینتون عوض شده.

اصلا اینکه به پر و پای مرد بپیچی خودش دوری میاره.

پیشنهاد میکنم سرت رو با یک کاری گرم کنی تا زیاد فکر نکنی به این مسائل.

ببین چرا با دوستهاش بهش خوش میگذره اما دوتایی نه.

گاهی ما خانم ها همش اهل نق زدن و گله کردنیم، مثلا میگیم منو نمیبینی، برام وقت نمیگذاری، منو دوست نداری، اینها همه دوری میاره. 

روی جذابیت خودت کار کن، برای دل خودت و کنارتر بایست.

بهش فضا بده که دلش برات تنگ بشه.

اصلا اصرار نکن برید بیرون که به زور بیاد.

خودت برای بیرون رفتنت وقت بگذار که دنبال همسرت نباشی، بعد میبینی اون میاد سمتت.

تمام این مسائل باز هم به صمیمیت ربط داره. صمیمیت زیاد و یک طرفه رابطه رو خراب میکنه.

یکم با خودت صمیمی تر شو، مطمئن باش جذاب تر میشی.

اگه ناز میکنه و تو نازش رو میکشی، بدون جاتون داره عوض میشه. زن نازه و مرد نیاز. نگذار زندگیتون برعکس بچرخه که عادت کنه به این روال معکوس.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز