2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 395005 بازدید | 1784 پست

ببین عزیزم، به قول بزرگ آقا، زندگی همیشه سفره عقد نیست که بینش نقل و نبات باشه.

همیشه همینطور بوده و هست.

همینطور که برای همه ماست.

هرکس سفره دلش رو باز کنه، میبینی که یک استخوون لای زخم داره.

ممکنه به رو نیاره، چون اصلا بعضی چیزها رو نباید به رو آورد.

به هیچکداممون قول ندادن اینجا برامون بهشت باشه.

اومدیم عیارمون رو مشخص کنیم و بریم جای اصلی مون.

پس این دنیا نه خوشیش موندنیه، نه ناخوشیش.


خوشا راهی که پایانش تو باشی...
ببین عزیزم، به قول بزرگ آقا، زندگی همیشه سفره عقد نیست که بینش نقل و نبات باشه. همیشه همینطور بوده ...

بانوی عزیزم چقدر نصیحت هاتون به دلم نشست و به قلبم قوت بخشید. کلمه به کلمه ی این حرفها رو مینویسم و هر روز میخونم تا ملکه ی ذهنم بشه. ممنونم از محبت بی دریغ شما. 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ببین عزیزم، به قول بزرگ آقا، زندگی همیشه سفره عقد نیست که بینش نقل و نبات باشه. همیشه همینطور بوده ...

ببخشید دوباره ازتون خواستم چون فکر کردم درخواستم لای پیام ها گم شده باشه براتون.ازتون میخوام درخواست منو قبول کنید

میشه برام یه دونه صلوات بدی مشکلم حل شه؟
بانوی عزیزم چقدر نصیحت هاتون به دلم نشست و به قلبم قوت بخشید. کلمه به کلمه ی این حرفها رو مینویسم و ...

سلام طناز جان.من تاپیک های شمارو‌کم و بیش خوندم و واقعا اون همه تلاش بی وقفه ولی بی ثمرتون رو تحسین میکردم.هر‌کسی جای شما بود با اون همه بی محبتی کم میاورد.خوشحال باشید که از هیچ کاری برای حفظ زندگیتون دریغ نکردین.خیلی خیلی مهمه که حمایت خانوادتون رو دارید.فقط من میدونم چقدر سخته ادم هرچیزی رو تحمل کنه برای زندگیش هر شب هر لحظه بگی کاش قبول نمیکردم کاش خودمو کوچیک نمیکردم.من تا مشکل بزرگی پیش میومد از خونه که میرفتم با دعوا بعد مدتی خودم نفری رو‌برای اشتی واسطه میکردم اون لحظه اونقدر تو‌شوک بودم کاملا خودمو و کار بی ارزش خودمو حواسم بهش نبودولی بعد ها این فکرها خیلیی ازاردهندست خیلی.خداروشکر بچه ندارید.که اگه داشتین فکرش میشد خوره ی مغزتون.حرفای امشبتون کاملا قاطعانه و مصمم هست.امیدوارم خدا بهترین یاورتون باشه باهاش حرف بزنید نامه بنویسید خیلی ارومتون میکنه.متاسفم برای همسرتون که یه همچین خانمی رو از دست میده.داستان شما خیلی شبیه مادرم هست.مادرم تو سن ۱۵سالگی با پسرعمه ی خودش ازدواج میکنه توی یه خونه هستن زود بچه دار میشه و شده بود کلفت خونه. از هیچ نظر جز سیاست چیزی کم نداشت  از بس خانوم و محبوب خاص و عام بود و هست ولی ای کاش چیزی جز سیاست نداشت!خواهر شوهر مسن و عمش کاری میکنن طلاق بگیرن.با تموم فتنه هاشون موفق میشن و مادرم پسر سه سالشو تنها میزاره.الان که ۳۰سال ازون قضیه گذشته و هیچ کدوم همو ندیدن.بعد ۲۶سال مادرم پسرش و میبینه و چقدر به خاطر باباش و مادربزگش(مادرشوهرقبلی مادرم)التماس میکنه ببخشتشون.داداشمو هر بار واسطه میکردن برای حلالیت و معذرت خواهی از مادرم!!!!هرچند دیر ولی بلاخره فهمیدن کیواز دست دادن و چه جفای کردن در حقش .مطمئن باشین همسرتون و خانوادش هم میدونن چه خبره و چیکار کردن .ان شاالله خدا کمکتون کنه.ناراحت شدم ازین اتفاق خیلی سخت.اما برای ارزشی که برای خودتون میزارید خوشحالم از حرفاتون میشه فهمید میتونید روی پای خودتون وایستید.

سلام طناز جان.من تاپیک های شمارو‌کم و بیش خوندم و واقعا اون همه تلاش بی وقفه ولی بی ثمرتون رو تحسین ...

ممنونم صنم جان

میدونم که شما از تاپیک قبلی تا حالا کنار من هستین که باعث خوشحالی منه. 

من این روزها از همیشه آرام تر هستم چون تصمیمم قطعیه و قبلا که هنوز نتونسته بودم چنین تصمیمی بگیرم چقدر در رنج و عذاب بودم.

صنم جان من به انتقامی که خدا می گیره اعتقاد عمیقی دارم یا همون قانون کارما که به قول بانو آرتمیس مثل قانون جاذبه میمونه! من حتی شک ندارم که اون و خانواده ش تاوان پس میدن پس حتی خم به ابروم نیاورده و نمیارم.

سلام طناز جان 

چقدر ناراحت شدم برات ولی خوشبحالت که بچه نداری و میتونی رو پای خودت وایستی. سرنوشت مادر من رو بخون و استرسهایی که به ما بچه ها وارد شده بعد میفهمی چقدر شانس اوردی الان متوجه شدی که زندگی با همسرت ارزش جنگیدن نداره.

هر کاری را شروع کنی در غیر وقتش رسیدن به ان خواهد بود در غیر وقتش. امام صادق علیه السلام
این حدیث را در دوران مدرسه جایی خوندم و خیلی از موفقیت هام را مدیون این حدیثم چون باعث میشد تنبلی رو بذارم کنار و درسهام رو سروقت شروع کنم که سر وقت هم به نتیجه مورد نظرم برسم.
گفتم شاید بدرد کسی بخوره.
ببخشید دوباره ازتون خواستم چون فکر کردم درخواستم لای پیام ها گم شده باشه براتون.ازتون میخوام درخواست ...

سلام عزیزم، خوش اومدی.خصوصی قبول نمیکنم متاسفانه.

چون اصلا وقت ندارم، اصلا چک نمیکنم خصوصی رو.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
ممنونم صنم جان میدونم که شما از تاپیک قبلی تا حالا کنار من هستین که باعث خوشحالی منه.  من این ...

یکبار یکی از دوستان اینجا از من پرسید با نداشتن بچه چطور کنار اومدی؟

اون روز جواب ندادم. اما الان میگم.

بزرگترین موهبت های زندگیم رو توی سخت ترین دوران زندگیم به دست آوردم.

وقتی که فکر میکردم هیچ راه نجاتی نیست و چقدر شرایط بد و سخت هست.

امروز که نگاه میکنم به گذشته، میبینم چه روزهایی که فکر میکردم شرایط سختی دارم و در واقع اون اتفاق به نفعم بوده.

و چه بسیار روزهایی که فکر میکردم همه چی خوبه، اما نفعی برام نداشته اون خوبی و از اهدافم باز موندم.

شدیدا به اون آیه قرآن ایمان دارم چه بسا اتفاق بدی که برای شما تلخ میاد، اما در حقیقت براتون خیر هست.

الان نه تنها با نداشتن بچه، بلکه با خیلی چیزها کنار اومدم، چون میدونم خیرم حتما در این هست.

تلاشم رو کنار نمیگذارم، اما زندگی رو برای خودم سخت نمیکنم.

من چه خبر از فردام دارم؟

شما چه خبر از فرداتون دارید؟

آیا می تونیم نیم ساعت دیگه مون رو پیش بینی کنیم؟

آیا میشه اتفاق امروز رو بدون دیدن فردا تحلیل کرد؟

اون کسی که از هواپیمایی که سقوط کرده، جون سالم به در برده خداروشکر میکنه.

اما قبل از آگاهی نسبت به سقوط هواپیما، هر کس بهش بگه خیریتی درش بوده قبول نمیکنه.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

این فرهنگ غلط ما هست که همه چیز رو سخت و هر قضیه ای رو تبدیل به یک تراژدی می کنه.

جدا شدن از همسر یا هر اتفاق دیگه ای که به زعم ما ناخوشایند هست تنها در برخی فرهنگ ها چنین بار معنایی سنگینی دارند.

این بافت موقعیتی رو ما ساختیم.

خودمون ایجادش کردیم.

وقتی میگیم زشته، وقتی میگیم آبروریزی هست، حتما هست.

اما بیایم به هم تبریک بگیم. 

برای بیرون اومدن از موقعیت های سمی.

تبریک بگیم به کسی که تن به ظلم نداده.

تبریک بگیم به کسی که تن به خفت نداده.

تبریک بگیم به کسی که شجاعت این رو داشته که تا آخر عمر نقش یک قربانی رو بازی نکنه.

تبریک بگیم به کسی که جرات کرده دوباره بسازه. با کوله باری از تجربه. مطمئنا این دفعه حساب شده تر و عاقلانه تر زندگی میکنه. یا عاقل بوده، اما اینبار فرد بهتری رو انتخاب میکنه که اون عاقلانه تر رفتار کنه. یا به هر روشی که دوست داره، حتی تنها زندگی میکنه.

هر کسی این شانس رو نداره که دوباره شروع کنه.

یاد این سخن امام حسین ع افتادم، امروز هم اربعینه: مرگ با عزت، بهتر از زندگی با ذلت هست.

پس میشه نتیجه گرفت: جدایی با عزت بهتر از زندگی با ذلت هست. کاش این رو یادمون میدادن از مکتب امام حسین (ع).

یاد این حرف دکتر شریعتی هم افتادم، به جای نشون دادن راه امام حسین ع، زخم های تنش رو نشونمون دادن.

زخم خورد امام حسین ع تا در راه حقش بمونه، توی زخم نمونیم، بریم سراغ هدف.

پس ما هم برای رفتن در راه درست ممکنه زخم بخوریم، اما چه اهمیتی داره، وقتی که مسیرمون درسته؟

التماس دعا...

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

طنازعزیز من تاپیکات روبادقت می خوندم

والان متاسفم که این اتفاقات برات افتاده امیدوارم خداوند به دلت ارامش بده وهرچی خیره برات مقدرکنه

من چندسال پیش مشکلی توزندگیم پیش اومد که چندین ماه فقط کارم گریه شبانه روزی بود چندین کیلو وزن کم کردم وفقط خدامی دونه چه شرایطی داشتم چندین دوره مشاوره رفتم ولی یه چیزی منو تکون دادوقتی باتمام وجودم ازخداکمک خواستم

یه ایه ازقران بود باتوجه به معنا وبایقین روزی چندین بارزمزمه می کردم والانم هروقت نگران چیزی میشم می خونم ومعجزش رومی بینم  شماهم این ایه روتوروزای سخت زندگیت بخون وبقیه کارها روبه خودش واگذارکن

"ومن یتق الله یجعل له مخرجا ویرزقه من حیث لم یحتسب ومن یتوکل علی الله فهوحسبه ان الله بالغ امره قدجعل الله لکل شیء قدرا"

خدای مهربانی داریم که هیچ وقت بنده خودش روفراموش نمی کنه وروزهای سخت زندگی باعث رشد وارتقا مامیشه بااین دید به مصائب نگاه کن موفق باشی

بانو ارتمیس امیدوارم ک حالت باشه 

من ی مدته حس میکنم نمیتونم  و دوست ندارم با ادمای جدید(منظورم جنس مخالف نیست در کل میگم) ارتباط برقرار کنم ی حسی از درونم مانع میشه

نمیدونم چرا و یا اینکه خوبه یا بد و اینکه ممکنه یکی از کوچیکترین  دلایلش این باشه ک نمیخام اجازه بدم راجب خودم و زندگیم کنجکاوی کنن

ولی در کل اینقد این تغییره یهویی  بوده ک هنوز خودم دنبال دلیلش هستم و نپذیرفتمش اونقد

و علاوه بر اون اینقد حس میکنم دارم دور  میشم از ادما ک اصلاااااااا دوست ندارم ازدواج کنم

بنظرتون چیکار کنم؟؟

 

سلام بانو ارتمیس عزیز طاعاتتون قبول باشه .

تسلیت میگم به همه ی دوستان .

بانو جان اونقد کنجکاوم کردید به سریال شهرزاد که مصمم شدم به دیدنش تا قسمت ۲۳ دیدم . واقعیتش اینه که من یکم زیاد شبیه شیرینم هم مهر طلبم نسبت به شوهرم زیادی دیگه وابسته و عاشقشم هم زیاد توجهشو میخوام و اینکه وقتی توجهی نمیبینم شروع میکنم به پرخاشگری البته از وقتی با شما اشنا شدم بهتر شدم از این لحاظ که پرخاشگری نمیکنم سکوت میکنم ولی از درون میسوزم . منم بارها دست به خودکشی زدم ولی نتونستم . شوهرمم احساس میکنم مثل قباد ازم فراری از تمام مردا دارم متنفر میشم . البته شوهرم خوبه ها من زیادی دوسش دارم و میخوام خودم تغییر کنم . اینم که کلی از شخصیت شهرزاد تعریف میکنید ببخشید البته ولی من نمیپذیرم حرفتون رو چون خود من در نقش شیرینم و دارم تجربه میکنم شیرین راهی نداره جز این رفتارا کلافه ست داغونه چون محبت از طرف شوهرش نمیبینه شهرزاد راس راس میشینه کاملا مغرور بدون توجه حرفشم میزنه دعوا هم میکنه منتهی شوهرش چپ میره راس میره قربون صدقش میره بهش محبت میکنه حرف حرف شهرزاده خب مسلمه که بایدم خوب و مهربون و اروم باشه . راستش شیرینو میبینم پا به پاش گریه میکنم برا حقارت خودم برا خفت و خواری که میکشم برا زجری که میکشم برا یه توجه از طرف شوهرم . مثلا همین امروزکارگرشو  برده با ماشین ما رانندگی یادش بده پشت ماشین ما بشینه ولی من تو خونه به من نمیگه بشین پشت ماشین همیشه الویت کسایی دیگه ان حتی با کارگرش راحتتره تا من تففففففففففففف به این زندگی به این دنیای نکبت که همش زجره

سلام عزیزم، خوش اومدی.خصوصی قبول نمیکنم متاسفانه. چون اصلا وقت ندارم، اصلا چک نمیکنم خصوصی رو.

گاهی وقتا بعضی چیزا هست. بقول خودتون نمیشه به کسی گف ن به همسر ن به مادر ن به خواهر بعضی چیزارو فقط باید به خدا گفت...

بعضی چیزارو وقتی ک ادم حلاجی میکنه با خودش میگه چطور دارم با این شرایط زندگی میکنم...

من امروز وقتی داشتم باخدا صحبت میکردم دلم انداخت ک بعد اون شما میتونید کمکم کنید.اما از گفتن تو این جمع تردید دارم. باتوجه به اینکه بعضی از اشنا هاهم تو اینجا هستن و اگر بگم پرده برداشته میشه...

الان بعد کلی گریه سرنماز گفتم تو این روز عزیز گشایشی کن.بعد ک اومدم دیدم شما جواب دادید... 

میشه برام یه دونه صلوات بدی مشکلم حل شه؟
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز