این فرهنگ غلط ما هست که همه چیز رو سخت و هر قضیه ای رو تبدیل به یک تراژدی می کنه.
جدا شدن از همسر یا هر اتفاق دیگه ای که به زعم ما ناخوشایند هست تنها در برخی فرهنگ ها چنین بار معنایی سنگینی دارند.
این بافت موقعیتی رو ما ساختیم.
خودمون ایجادش کردیم.
وقتی میگیم زشته، وقتی میگیم آبروریزی هست، حتما هست.
اما بیایم به هم تبریک بگیم.
برای بیرون اومدن از موقعیت های سمی.
تبریک بگیم به کسی که تن به ظلم نداده.
تبریک بگیم به کسی که تن به خفت نداده.
تبریک بگیم به کسی که شجاعت این رو داشته که تا آخر عمر نقش یک قربانی رو بازی نکنه.
تبریک بگیم به کسی که جرات کرده دوباره بسازه. با کوله باری از تجربه. مطمئنا این دفعه حساب شده تر و عاقلانه تر زندگی میکنه. یا عاقل بوده، اما اینبار فرد بهتری رو انتخاب میکنه که اون عاقلانه تر رفتار کنه. یا به هر روشی که دوست داره، حتی تنها زندگی میکنه.
هر کسی این شانس رو نداره که دوباره شروع کنه.
یاد این سخن امام حسین ع افتادم، امروز هم اربعینه: مرگ با عزت، بهتر از زندگی با ذلت هست.
پس میشه نتیجه گرفت: جدایی با عزت بهتر از زندگی با ذلت هست. کاش این رو یادمون میدادن از مکتب امام حسین (ع).
یاد این حرف دکتر شریعتی هم افتادم، به جای نشون دادن راه امام حسین ع، زخم های تنش رو نشونمون دادن.
زخم خورد امام حسین ع تا در راه حقش بمونه، توی زخم نمونیم، بریم سراغ هدف.
پس ما هم برای رفتن در راه درست ممکنه زخم بخوریم، اما چه اهمیتی داره، وقتی که مسیرمون درسته؟
التماس دعا...