2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 394982 بازدید | 1784 پست
اگه بگم این صبوری از اول بوده دروغ گفتم.منم اوایل خیلی کله ام باد داشت. خیلی درونگرا بودم پیششون حرف ...

ممنون عزیزم


بله برای یکی میبینی جونت را میدی اما میگ کمه اما ب یکی یک لیوان اب هم ک بدی میگ جونم رو خریدی!!!!


برای رفتن ازین خونه هم باید متن سازی یاد بگیرم...ولی نمیدونم

ی صلوات‌برای حاجتم‌میفرستی ممنون
ممنون عزیزم بله برای یکی میبینی جونت را میدی اما میگ کمه اما ب یکی یک لیوان اب هم ک بدی میگ جونم ...

من تا صفحه 56_57تاپیک خودم را دوس دارمم.الان بعضی از متن های مانترا رو دارم میخونم. مبینم منم تو یه جاهایی باخانواده همسرم عین اون چیزی ک گفته عمل کردم.شاید بخاطر اینکه همون اوایل سریع خودمو جمع کردم هم باهاشون خوب شدم.وهم جوابی روهم باید میدادم با خنده و شوخی دادم، گاهی وقتا هم نیاز به سکوت بود سکوت کردم ج ندادم.باعث شده کار به جاهای باریک تر نرسه.و هر دلخوری بوده تو همون لحظه حل شده.امیدوارم ک زود زود مشکل شمام حل شه و به خواسته قلبیت برسی.برات دعا میکنم عزیزم

به لطف خدا زندگیم مملو از اتفاقات خوبه 😘

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من تا صفحه 56_57تاپیک خودم را دوس دارمم.الان بعضی از متن های مانترا رو دارم میخونم. مبینم منم تو یه ...

ممنونم

با همین چن خط تایپ من احساس کردم شما اون زنانگی ک گرانبها میگ داری از طرفی اون سفت و سختی ک بانو هم میگن داری ....یعنی ب راحتی میتونی از خودت دفاع کنی از طرفیم راحت میتونی صمیمی بشی و وارد حریمت نشن

خوشحال شدم از اشنایی باهاتون

ی جای تاپیک پرنسس گفته ادما میتونن تو یه خونه زندگی کنن اما حریم داشته باشن شما از اون دسته ادمایی🤗🤗


امیدوارم منم بتونم بیشتر از این رشد کنم...😍😍

ی صلوات‌برای حاجتم‌میفرستی ممنون

سلام دوستان. داشتم یک کتاب میخوندم در راستای موضوع این تاپیک بود، گفتم بیام به شما هم بگم.

کتاب جامعه شناسی هست و درباره نظریات نوربرت الیاس.

داره فرآیند متمدن شدن جوامع رو توضیح میده و این فرآیند سه مرحله ای هست. مرحله دومش مرحله عقلانی شدن جوامع است. میگه در مرحله عقلانی شدن، بشر یاد میگیره که احساساتش رو دور بریزه. اگر بشر متمدن نباشه، به راحتی احساساتش رو بروز میده.

همه جوامع به این مرحله نرسیدن.

به نظر من، خود ما در کشورمون مرحله عقلانی شدن رو نگذروندیم.

ما شاید هنوز در مرحله اول و مرحله جامعه پذیری هستیم.

یعنی تازه یاد گرفتیم در جمع چه کار کنیم که جامعه تا حدی ما را بپذیره.

در جوامعی که هنوز رفتارهای غیرمتمدنانه ای مثل دراز کشیدن در جمع، استفاده از کارکردهای نفرت انگیز بدن در جمع رواج داره، هنوز وارد مرحله جامعه پذیری هم نشدند. چه برسه به مرحله عقلانی شدن.

فکر کنم این تاپیک در راستای عقلانی شدن جامعه است و علت اینکه هنوز برخی میان اعتراض می کنند که چرا باید صمیمی نشیم با همه؟ این چه حرفهایی هست، چرا این چیزهارو رواج میدید و اینها همین هست که دارن یک چیزی رو جلوتر از پذیرش فردی و جمعی شون می شنوند.

این افراد یا خیلی عقب هستند از بحث، یا خیلی جلو هستند.

چرا میگم جلو؟ چون دقیقا برخی از این افراد خودشون درک کردند که میتونن با صمیمی نشدن، جلوی خیلی از مسائل ناخواسته رو بگیرن، اما میخوان که بقیه متوجه این قضیه نشوند و از این تکنیک استفاده نکنن.

یاد اون دوستی افتادم که اومد اینجا و شدیدا اعتراض کرد به خط مشی ما، بعد که بچه ها ازش پرسیدن که خودت چه میکنی، متوجه شدیم خودش در ارتباط با اقوام همسرش خیلی بدتر از این حرفها داره عمل میکنه، اما میخواد قضیه به قولی لوث نشه و فرد دیگه ای سر از این روش و تکنیک ایشون درنیاره.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

به هر حال خواهی نخواهی، عدم صمیمیت، کنترل احساسات و عقلانی شدن، یک مرحله رشد در جوامع هست. همه ما حقمون هست که راجع به این چیزها بدونیم، بخونیم، بحث کنیم و یاد بگیریم.

و اینکه هیچ کس حق نداره تا زمانی که ما در چهارچوب قوانین این سایت و جامعه داریم صحبت می کنیم به ما معترض بشه.

این رو گفتم تا افرادی که میخوان بیان و اعتراض کنن بدونن که یا از تمدن بشری خیلی عقب هستید، یا زیادی رفتید جلو که در هر صورت حق معترض شدن به مارو ندارید.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

الیاس از واژه ای به نام خودکنترلی نام میبره که به نظر من قابلیت اکتسابی مهمی هست. 

اگر دقت کرده باشید این قابلیت رو شهرزاد هم در فیلمش داشت. برعکس خواهرش حمیرا.

حمیرا هر چی به دهنش می رسید میگفت.

ناراحت بود ابراز می کرد. خوشحال بود ابراز می کرد. فکری به ذهنش می رسید ابراز می کرد. برای همین نماینده یک زن کم خرد، بی فکر و بی مبالات بود. در زندگی زناشویی اش هم موفق نبود.

همین طور شیرین. اونم خودکنترلی نداشت. خشمگین میشد، داد می زد. خوشحال میشد، لباس میدوخت و به خودش می رسید و به همه نمایش میداد.

اما شهرزاد خودکنترلی داشت. نه با دیدن ناراحتی های روزگار خیلی جزع و فزع می کرد، نه روزی که دنیا باهاش بود توی آسمون ها سیر می کرد.

این یک زنی هست که متمدن هست و از روی عقل رفتار میکنه و نه از روی احساسات.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

حالا این حرفها به چه درد ما میخوره؟

اینکه یاد بگیریم عدم صمیمیت و داشتن حد و مرز و حریم و محدوده درجه ای از تمدن هست که برای رشد یافتن باید اون رو یاد بگیریم.

توی جامعه ما اصلا این آگاهی ها وجود نداره.

هرکس هم داره موفق عمل میکنه، داره غریزی رفتار میکنه و نه از روی دانایی.

سعی کنید احساساتتون رو سریع لو ندید.

مردم ما متاسفانه بیمار هستند و خیلی خطرناکه که سر از کار ما دربیارن.

مثلا شما زندگی خوبی دارید، میرید مهمونی، خیلی خوشحال و شاد و سر حال و باانرژی. قصدتون اینه که حالا که خدا به من داده، بگذار دل بقیه رو هم شاد کنم و نشون بدم که راضی ام از زندگیم.

اما برداشت بقیه اینه:

نگاش کن، دیوونه است.

سرخوشه بابا.

عجب شانسی داره.

عجب دنیا به کامشه.

کاش یکم از درد مارو این داشت.

چقدر شوهر بهش ساخته.

خونه باباش که اینجوری نبود.

چی میخواد دیگه از این دنیا؟

داداش مارو اسیر کرده هر روز میره کار میکنه، اینم روز به روز شادتر و میره و میگرده.

نتیجه چی میشه؟ یک متلک یا یک نقشه ای چیزی.

فردا میرن همسرتون رو پر میکنن که فلانی اینقدر خودتو بخاطر این زن نکش، پیر شدی، مریض شدی، افسرده شدی، کجا این زن، شوهر مثل تو گیرش میومد؟ بابا یک دادی، فریادی، بگذار ازت حساب ببره.

تمام این حرفها و مشکلات بعدش، از عدم کنترل شما بر روی احساساتتون بوده.


خوشا راهی که پایانش تو باشی...

همین طور ابراز ناراحتی و خشم تون.

مثلا ناراحتید. میرید یک گوشه میشینید و بغ می کنید.

مردم میگن این آینه دق رو ببین.

مریضه.

همیشه افسرده است.

انرژی منفی داره.

کی میتونه اینو تحمل کنه؟

بیچاره داداشمون.

آدم حالش بد میشه با این زندگی کنه.

و میرن مدام به همسرتون میگن بابا این زن تو بلده بخنده؟ چقدر دل مرده است، همیشه اینقدر افسرده است؟ تو بابا خیلی مردی که با این زندگی میکنی، ما حوصله اینجور آدم هارو نداریم.

آقایون هم که معمولا تاثیرپذیر هستند در فرهنگ ما و باورشون میشه و مشکلات بعدی که توی خونه رخ میده.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

پس یک روال منطقی رو در زندگی پیش بگیرید.

نگذارید مردم احساساتتون رو از روی چهره و رفتارتون بخونن.

وقتی یکی میاد پیشتون بدگوییَ، سریع احساساتی نشید و عصبانی و کنترل زبونتون رو از دست بدید.

برگردید بگید من نیاز دارم فکر کنم.

من باید تحقیق کنم.

باید ببینم حق با کی هست.

الان نمیتونم نظرم رو بگم.

احتیاج به تنهایی دارم.

به همچین زنی میگن دانا، خوددار، قابل اعتماد، عاقل.

حالا انتخاب با شماست.

اگر میتونید یک مثال بزنید در ارتباط با خودکنترلی و احساساتی نبودن.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
ممنون عزیزم بله برای یکی میبینی جونت را میدی اما میگ کمه اما ب یکی یک لیوان اب هم ک بدی میگ جونم ...

ملکه جان فقط خودت میتونی به خودت کمک کنی. چون شناخت لازم رو داری از طرفت و ما نداریم.

ما داریم از گفتمان خودمون، شما نظاره می کنیم.

در بافت موقعیتی و شناختی شما نیستیم.

شما بهتر میدونی.

اما میترسی.

دنبال یک نسخه ای از بیرون.

اکثر ما دنبال یک نسخه هستیم، غافل از اینکه نسخه خودمون رو باید خودمون بپیچیم.

اما جسارتش رو نداریم.

یادمون ندادن.

حل زندگی هر کدوممون، با خودمونه.

اینجا فقط آگاهی مون رو میبریم بالا.

هر کدوم ما انسان های متفاوتی هستیم.

متفاوت از خواهر، جاری، دوست و ... .

پس نسخه زندگی ما، با دیگری متفاوته.

من نسخه زندگی خودم رو پیچیدم.

برام مهم نیست جاری چه میکنه.

برام مهم نیست اقوام همسر چه فکری می کنن درباره ام.

برام مهم نیست از قافله دیگران عقب بمونم.

برام مهمه از خودم راضی باشم.

برام مهمه در مسیر درست باشم.

برام مهمه حق کسی رو نخورم.

برام مهمه دل کسی رو نشکنم.

برام مهمه خیرخواه و خیر رسون بشم.

پس کارهام رو با ملاک های خودم هماهنگ میکنم.

و به ملاک ها و تعاریف دیگران که با اهداف من تداخل داره، بی اعتنا هستم.

همه میخوان دور هم جمع بشن؟ به من چه.

همه میخوان طلا بخرن؟ بخرن، به من چه. من خرید کتاب رو بیشتر دوست دارم.

همه دوست دارن بشینن دور هم غیبت کنن؟ بکنن، من دوست دارم بیام اینجا و یک چیزی بنویسم که یک عاقبت به خیری پشت سرم باشه.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

ببین چی داری؟

دوست داری کار کنی مثلا؟

هر روز درباره اش بخون و تلاش کن.

همسرت همراهت نیست؟

با محبت و صبوری همراهش کن.

مادرش دوست نداره؟ مهم نیست.

به همسرت چیزی یاد میده؟ تلاش کن متن سازیش رو خنثی کنی.

دیگران روش شمارو دوست ندارن؟ نداشته باشن.

همسرت رو پر میکنن؟ با محبت و دوستانه با همسرت حرف بزن و فکرش رو رشد بده.

سعی کن همه کارهات رو درست انجام بدی که کسی نقطه ضعفی نداشته باشه ازت.

به خواسته های غیر معقول دیگران هم بی تفاوت باش، اما همه رو دوست داشته باش و خیرخواهشون باش.

خیرخواهیت رو ثابت کن، اما بهشون بفهمون که به ساز دیگران نمی رقصی.

به ساز دل خودت میرقصی.

محکم باش، قوی باش، شجاع باش.

از خوشایند و بدآیند دیگران بیرون بیا.

دنبال خوشایند و بدآیند دل خودت باش. اما با دانایی.

هر سنگی که به سمتت پرت میشه رو بردار و بگذار زیر پات تا قدت بلندتر بشه.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
وای شما چقد پر صبری  تو یه خونه .. من اگ دعوام کنه سریع اخمام میره توهم دست خودم نیست امیدوا ...

سعی نکن صبور بودن نسخه دیگری رو تمرین کنی.

سعی کن نسخه خودت رو بنویسی و به اون عمل کنی.

شاید صبر توی نسخه مورد نیاز شما هم باشه، اما اینو خودت باید پیدا کنی.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

کریستین بوبن:

هنر بزرگ، هنر فاصله هاست.آدم زیادی نزدیک باشد می سوزد.زیادی دور یخ می زند! باید نقطه ی درست را پیدا کرد و در آن ماند...


این جمله رو چند روز پیش خوندم👆👆

هر جا که جا شدی ، لزوما آن جایی نیست که به آن تعلق داری...جای خودت را در این جهان پیدا کن 
پس یک روال منطقی رو در زندگی پیش بگیرید. نگذارید مردم احساساتتون رو از روی چهره و رفتارتون بخونن. ...

سلام بانو ارتمیس عزیز و همه دوستان 

یکی از ویژگی های همان هم کلاسیم که داستانشو گفتم اینه که وقتی از سر امتحان پا میشه محاله بفهمیم خوب داده یا بعضی سوالات را اشتباه جواب داده، کاملا عادی برخورد میکنه و هیچی از امتحانش نمیگه. مثلا یکبار یک سوالی توی امتحان اورده بودن که اکثرا همه اشتباه جواب داده بودن ولی این خانم انچنان ریلکس بود که من میگفتم حتما درست جواب داده ولی بعدا معلوم شد که نداده بود.

سعی نکن صبور بودن نسخه دیگری رو تمرین کنی. سعی کن نسخه خودت رو بنویسی و به اون عمل کنی. شاید صبر ت ...

ممنون بانو جون از قلم شیوات

من مشکلم دقیقا همینه ک میگین

میترسم

نمیدونم کارم درسته یا نه و هی میخوام بهم بگن اره درسته

نمیدونم چجوری این بعد وجودمو تقویت کنم


و اینکه من قدرت کلامی خوبی ندارم یعنی حتی اگ ی متنم بهم بدن خوب نمیتونم ب شوهرم بگم

کتاب یا مقاله برای تقویت این سراغ دارین؟؟؟

ی صلوات‌برای حاجتم‌میفرستی ممنون
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز