2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 394982 بازدید | 1784 پست

ممنون از همه ی دوستان عزیز و خواهرای خوبم ببخشید که تک تک ریپلای نکردم بخاطر بانو که گفتن صفحه هارو جلو نبرم وگرنه یه دنیا حرف برا گفتن دارم😊زندگیم وبچه هام و مخصوصا همسرمو بی نهایت دوست دارم براش میجنگم تمام تلاشمو میکنم به امید خدا و کمک شما 

درود بیکران و خدا قوت به بانوآرتمیس و دیگر یاریگران عزیز

سپاس فراوان به شما بابت تاپیک های سازنده و وقت گرانبهایی که صرف این مهم می کنید. 

با مرور تاپیک ها و مطالب جامع و کاملی که تابحال لطف کردید و تولید کردید جای مبحثی مثل محیط کار (اعم از ارتباط کاری، رفتار و گفتار توی این محیط، پوشش مناسب، چگونگی بالا بردن عزت و اعتمادبه نفس در این محیط، واکنش درست به رفتارهای تبعیض گرایانه بخصوص جنسیتی، ارتباط با مدیر ، میزان صمیمیت با همکار و مدیر و....) رو خالی دیدم، البته که مطالب پراکنده ای در این خصوص بود اما مثل بقیه مباحث خیلی باز نشده بود و من خواننده چون یک زن شاغلم و میدونم دقدقه خیلی از خانم هاست ممنون میشم یا در همین تاپیک و یا اینکه اگر این موضوع جایی در این تاپیک نداره ، در این راستا یک تاپیک بزنید و ما از رهنمودهای ارزشمندتون بهره ببریم.

سبز بمانید و مانا  

دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست‌‌‌....

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بنده خدا همسرمم حق داشت شخصیتش زیر سوال رفت غرورشو شکستم درواقع نابود شد من خیلی اشتباه کردم بی عقلی کردم ولی توبه کردم و مطمعنم خدا بخشیدم که این همه کمکم کرد . یه ماه خونه پدرم بودم میگفت فقط طلاق . بعد از یک ماه با واسطه و بدبختی برگشتم خونه ولی چه اومدنی کتکم زد خفم میکردیه بار نصف شب خواب بودم اومد ساطور گذاشت رو گردنم که گردنمو بزنه ببخشید و متاسفم برا خودم از ترس دسشویی کردم به خودم  تحقیرم میکرد وقتی خواب بودم از رو بالشم تند رد میشد که با ترس بیدار شم جلو خونوادش محلم نمیداد هر چی من میگفتم برعکس میکرد هر چی اونا میگفتن گوش میداد کارایی که من دوس نداشتم از لجم کرد جاهایی که من بدم اومد رفت مسافرتای تنهایی دوستای بد نصف شب میومد خونه و من حق هیچ حرفی نداشتم سوال میپرسیدم فقط میگفت به توچه یا جوابمو نمیداد من فقط کلفت بودم  و امیدم به خدا بود بغلش میکردم هولم میداد . تا اینکه خدا گذاشت تو کاسش و فهمیدم دوست دختر گرفته من متوجه شدم پیامشو دید هول کرد دست و پاشو گم کرد میخواست از ترس سکته کنه تهدیدش کردم افتاد به دست و پام معذرت خواست بهش اعتماد کردم و بخشیدمش چون اهل این کارا نبود ادم سالمیه . گفت از لج کردم که توروحرص بدم بفهمی باهام چکار کردی وگرنه خودمم بدم میاد از کارم . خلاصه اینکه کم کم زندگیمون بهتر شد یکسال جهنم بود و تحمل کردم چون دوسش داشتم و نمیتونستم فکرشم بکنم سهم یکی دیگه بشه الان خدارو هزار مرتبه شکر ۹۰ درصد خوبیم فقط گهگاهی یادش میفته و بد میشه 

[QUOTE=156283368]بنده خدا همسرمم حق داشت شخصیتش زیر سوال رفت غرورشو شکستم درواقع نابود شد من خیلی اشتباه کردم بی عقلی ...[/QUOTE

به خدا توکل کن و از اول شروع کن به درست کردن زندگیت.خدا هم خیلی هواتو داشت که بدتر نشد.ان شالله که به آرامش میرسید.

سلام وقتتون بخیر.با عرض پوزش یه سوال مهم داشتم ازتون میشه یکم راهنماییم کنید؟من مشاور نمیتونم برم همسرمم که هروقت اسمشو مستقیم یا غیر مستقیم آوردم دعوا راه انداخته😔خیلی بد دلو شکاکه.مخصوصا رو گوشی.طوری شدکه بلاخره با یه جنگ بزرگ مجبورم کرد کل برنامه هامو دیلت بزنم اینجام دزدکی میام.بیرونو خونه اقوامم که نمیزاره برم.با رفتاراش حتی یک دوستم ندارم.زورگو بی منطقه.فقط میگه برو شبوروز بمون خونه مادرمو کلفتیشونو بکن.یا تند تند زنگ بزن حالشو بپرس.یعنی یبار گوشیمو دستم ببینه  دعوا ناراحتی پیش میاد برا همون سعی کردم هیچ وقت جلوش گوشی بدست نگیرم.هروقتم چند دیقه میخوام بازی یا مطالعه کنم زود شکاک میشه.کیه؟چیه چی میگه؟چیکارر میکنی؟همش کنترل میکنه چتامو تماسامو اصلا حریم شخصی نراشته برام.هرچیم میگم میگه زنو مرد فرق داره.میخوای فلان شی بیافتی خیابونا یا هزار تهمت دیگه میبنده به ریشم😔دیگه خسته شدم ازین شکاکیش.میخوام حداقل راضیش کنم واتسمو نصب کنم.مسخره کله دوره بریام شدم میگن یدونه واتسم نداری؟مگه اهل بوقه؟یه بچه چند سالم تو گوشیش این برنامرو داره.ولی این حالیش نیس میگه من با مردم کار ندارم نمیخوام تو داشته باشی.یا حتی خونه پدرمینا میرم خونشون روستاست.میگه حق نداری بیرون در بیای حتی خونه پدر بزرگم یا خواهرم.اوایل میگفتم میرفتم دعوا میشد.الان دیگه کاری کرده ازش قایم میکنم بخدا خیلی اذیت میشم با رفتاراش کاری کرده روزی هزار بار از خدا آرزویه مرگ میخوام😔فقط دختر ۱۱ماهم دستو پامو بسته😔

سلام وقتتون بخیر.با عرض پوزش یه سوال مهم داشتم ازتون میشه یکم راهنماییم کنید؟من مشاور نمیتونم برم هم ...

عزیزم همسرتون از اول اینطوری بودن یا اینکه رفتاری از شما دیدن ک اینطوری شدن؟؟؟

و بعد بنظر من کاری ب حرف مردم نداشته باش که میگن واتساپ نداری و فلان و بیسار ... این برنامه رو هم‌ک بریزی مطمعن باش یه چیز دیگ برا گفتن‌دارند.پس بنظرم‌تمرکزتو بذار رو اصلاح رابطت با شوهرت و ببین دلیل اینهمه بدبینیش چیه (اگ میدونی ک رفتار خودت درگذشته باعث حساسیتش نشده).من هم تا چندماه پیش همسرم اجازه نمیداد هیچ برنامه مجازی رو گوشیم داشته باشم منم بااینکه برام‌مهم بود اما خودمو بیخیال نشون میدادم‌و هرکس هم ازم میپرسید چرا واتساپ نداری میگفتم وقتشو ندارم که بخوام صرف این برنامه ها بکنم و اینطوری راحت ترم.اما الان‌چند وقته بخاطر کارای درسیم واتساپ لازم داشتم کم‌کم شروع کردم ب راضی کردن همسرم و مطمعنش کردم ک من این برنامه رو "لازم" دارم و برای وقت گذرونی نیست ک میخوام داشته باشم تا راضی شد.شماهم‌حتما تو همه زمینه ها میتونید همسرتونو باخودتون همراه کنید فقط اول باید دلیل  بدبینی و حساسیتش  رو متوجه بشید.⚘

عزیزم منم دختر دارم وچه بسا امروز وفردا اازدواج کنه خیلی نگرانم بااین شرایط امروز  گرفتن حقوق ع ...

عزیزم اگر خودم دوباره بخوام ازدواج کنم مهریه رو نمیگیرم و درعوض تمامی حق و حقوق قانونی ام رو میگیرم همه چی پنجاه پنجاه بشه بعد ازدواج و حقوقی مثل حق مسکن ، حق حضانت ، خروج از کشور و همچنین حق طلاق من یه سال پدرم دراومد با دست خالی مهاجرت کردیم‌گرجستان و با سعی و تلاش تونستم کارو بار راه بندازم و موفق هم شدم اما به لطف همسر ممنوع الخروج شدم و همه زحمتهام به باد رفت حالا این یه میلیارد مهریه به چه درد من میخور😔

دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ ، ای هیچ برای هیچ برهیچ مپیچ

سلام بانو ارتمیس عزیز و همه دوستان 

یه سوال دارم اگه کسی میتونه راهنماییم کنه ممنون میشم

من دارم واسه کنکور ارشد میخونم

البته ماه قبل کنکور دادم قبول نشدم یعنی ازمایشی دادم

ولی امسال میخوام درست بخونم و اگه خدا بخواد رتبه بشم

منتها مشکلی که هست نامنظمی خونه مونه

بچه کوچیک دارم و باید اسباب بازیهاش وسط باشه تا سرگرم شه و من بتونم بخونم

یا گاهی ظرفام میمونه

البته خودمم همیشه کسلم 

همسرمم اجازه نمیده کارگر بیاد یا حتی دخترم و بزارم جایی و خودم روزی چندساعت بخونم

خانواده همسرمم یه عادت بد دارن که بدون خبر دادن میان خونمون  و وقتی میان مادرشوهرم میخواد کمک کنه و ..

اون لحظه شاید چیزی نگه و لی دفعه بعد که همو ببینیم شروع میکنه از کار کردن و خونه تمیزز کردن و مثال زدن میگه و غیر مستقیم میگه کارهاتو نکردی

به نظر شما من باید چیکار کنم چطوری رفتار کنم؟

وقتی میخوام خونه رو تمییز نگه دارم دیگه نمیرسم بخونم چون دخترم بد غذاست و کلی از وقتم و میگیره

قبلا که تاپیک های بانو رو خوندم خیلی از صنیمیتم و کم کردم حتی رفت و امدمونم خداروشکر کم شد

بارها شده ما خونه نبودیم و اومدن زنگ زدن ما برگشتیم همسرمم تذکر داده که قبل از اومدنتون زنگ بزنید که خونه باشیم ولی تاثیر نداشته

اهان یه اخلاق دیگه ای هم مادرشوهرم داره  هرجا میره دقت میکنه و حتی سرک میکشه ببینه خونشون تمیزه یا نه

مثلا زن داداشش تمییز نبوده میگفت من میخوام برم باهاش دعواکنم بگم چرا شلخته ای  خترت بزرگه زشته چرا خونه رو به خود نمیگیری ؟🤭

 وقتی نظر منو خواست گفتم شما نگو ناراحت میشه ازتون 

همسرمم گفت از شما نیست این حرفا

خلاصه اینجوریه اخلاقیاتس

میشه راهنماییم کنید

تیکر روز کنکوره..... کنکوری که قرارهست منو به آرزوهام برسونه😊

یه مورد دیگه هم هست 

ما چندوقت پیش رفتیم خونشون واسه نهار البته خودشون اصرار کردن و همسرم گفت باید ۲/۵ بره سرکار  زودی برمیگردیم

 یر نهار خوردیم و ما بلند شدیم بیایم خونه من تند سفره رو جمع کردم وقت نشد ظرف بشورم

همسرم میگفت بیا بریم دیرمیکنم(باید با سرویس بره)

پدرشوهرم و جاریم و مادرشوهرمم گفتن برو ول کن ظرفارو

مادرشوهرم اومد خونمون بعد از چند روز، اصرار میکرد ظرف بشوره منم میگفتم خودم میسورم ممنون 

اونم میگفت نه من  ادمی نیستم ظرف نشسته برم تا نشورم نمیرم این اخلاق و ندارم

منم چیزی نگفتم 

ولی کلا منظورش من بودن 

اینجور مواقعی چی بگم؟؟؟؟

تیکر روز کنکوره..... کنکوری که قرارهست منو به آرزوهام برسونه😊

[QUOTE=156293169]عزیزم همسرتون از اول اینطوری بودن یا اینکه رفتاری از شما دیدن ک اینطوری شدن؟؟؟ و بعد بنظر من کاری ب ...[/QUOTE

بعله از همون اول همینطوری بودن تو این چند سال دنبال بهونه میگشت تا مجبورم کنه پاکشون کنم که موفقم شد .تا حالا هیچ خطایی ازم سر نزده بخدا ذهن این مریضه به زمینو زمان بدبینو شکاکه.طبق گفته شما الان چند ماهه خودمو بیخیال نشون دادم و اصلا بحثشو پیش نکشیدم.الانم میخواستم ازتون کمک بخوام که چطوری بحثشو وسط بکشم و ازش بخوام اجازه بده فقط واتو دوباره نصب کنم

عزیزم اگر خودم دوباره بخوام ازدواج کنم مهریه رو نمیگیرم و درعوض تمامی حق و حقوق قانونی ام رو میگیرم ...

واقعا همینطوره ،اکثراین حقوق می تونند توشرایط ویژه اهرم فشاربشندتودست اقایون وبوسیله اون اختیارات همسرشون رواذیت کنندالبته وقتی صحبت این موارد میشه همسرم نظرش اینه باید انتخاب درست وعاقلانه باشه والا ایناهم چندان مهم نیست

سلام بانو آرتمیس 💕

شما مسائل مذهبی و خیییلی عالی تفسیر میکنین 

به همین خاطر این سوال من و هم جواب بدید ممنون میشم 💕

من خیییلی مذهبی نیستما . اما دوست دارم بشم 😁قبول دارید که سختیها باعث رشد میشن ؟

خب .و واسه رشد خدا تهذیب نفس رو گذاشته .خب

ببینید مگه تهذیب نفس غیر از اینه که به نفس سختی بدیم ؟!

 پیرو همین تاپیکِ " صمیمیت ممنوع "

برام سواله که :

کدوم یک از این دو روش به رشد ما اول به عنوان یک انسان بعد یک عروس کمک میکنه ؟

دلمون و نفسمون صمیمیت  با خانواده ی همسر و میخواد ولی پا میذاریم روی نفس و دلمون و روشی که شما موافقید رو پیش میریم یا 

نه ، دلمون صمیمیت نِمیخواااااد ولی محض تهذیب نفس و رشد باهاشون صمیمی میشیم .

منتظر جواب شیواتون هستم. 

ممنون گلم 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792