2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 394982 بازدید | 1784 پست
سلام عزیزم. بعضی حرف هارو میخونم اینجا که واقعا نکات طلایی ای هست و یک دنیا حرف توش داره. یکیش حرف ...

سلام،بہ قول شماجملم طلاییہ ولی پشتش یہ دنیاتجربہ تلخہ وحرفایی کہ دل سنگوآب میکنہ کہ ازیادم۔نمیرہ وخوبیایی کہ دیدہ نشد😔کاش ہمون اول یکی مثہ شماسرراہم۔قرارمیگرفت کہ بہم یادبدہ تازجرنکشم یاپدرومادرجوری تربیتم میکردن کہ ازاول حرف وکارکسی برام مہم نباشہ وخودم دراولویت باشم😣 الانم خیلی خوشحالم

کہ باشماوتاپیک ارزشمندتون اشناشدم😍 لطفااگہ میشہ چندتاراہکارکاربردی براکم صحبت کردن بہمنیادبدین کہ دیگہ صممیتی بوجودنیاد،سپاس🙏🌹💖

وخدایی که بشددددت کافیست❣
خانواده های سمی اگه کمبودهای خودشون رو جبران کنن بازم سمی هستند، من خودم یکی از فامیل های درجه یک ما ...

سلام،منم دقیقاہمچین۔افرادی دوروبرم ہستند،نمونش خواہرشوہرم کہ باہاش ہمسنم وازدوران۔مدرسہ حسادت میکردتاالان،وضع مالی وکاریشونم ازمابہترہ ولی ہمیشہ پشت سرمن وبچہ ہام پیش بقیہ حرف میزنہ وبدمونومیگہ واین ازرفتاراطرافیان کاملامشخصہ،وخوبی کہ من درحق پدرشوہریامادرشوہریاکسان دیگہ میکم روکوچیک جلوہ میدہ،بچہ ہاموتوجمع وتنہایی ضایع میکنہ ،ہرکاری بکنم یاہرچیزی بخرمو دراولین فرصت انجام۔میدہ،گاہی تصمیماتی داریم کہ اون زودترانجامش میدہ،چیزی بخرہ خوشحال میشم وتبریک میگم۔ولی اون۔اگہ من حتی چیزکوچیکی بخرم۔حسادتش اجازہ نمیدہ تبریک بگہ وبہ روخودش نمیارہ😁بہش خندم میگیرہ گاہیم حرصم میگیرہ کہ چرااین ہمہ ادم۔دوروبرشن زوم کردہ روما،خانوادہ شوہرشوول کردہ چسبیدہ بہ ما،درضمن بگم این۔ہمہ کارومیکنہ خودشوخیلیم باماصمیمی میگیرہ😬😂 بانوآرتمیس عزیزاگہ خوندین۔لطفاراہنماییم۔کنین کہ باہاش  چطوررفتارکنم؟اگہ کس دیگہ ایم۔نظرکاربردی دارہ ممنون میشم۔راہنمایی کنہ💖

وخدایی که بشددددت کافیست❣

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


سلام،منم دقیقاہمچین۔افرادی دوروبرم ہستند،نمونش خواہرشوہرم کہ باہاش ہمسنم وازدوران۔مدرسہ حسادت میکردت ...


با این پستت یاد برادرشوهر و زنش افتادم که جاری بزرگم چقدر بدشونو میگفت چقدر همه جا ازشون بد میگفت پیش هرفامیلی میرفت بدشونو میگفت حتی میگفت فلانی بلد نیست بچه تربیت کنه اصلا بلد نیست بچه هاشو تمیز بشوره فلانی خیلی خسیسه حتی دلش نمیاد یه دست لباس تازه هم بخره بعد اون جاریم این حرفا به گوشش میرسید میدونی چیکار کرد هیچ واکنشی نشون نداد حتی تلافی هم نمیکرد حتی یه زره به روش نمیاورد که چرا این حرفارو بهم میزنی کلا براش مهم نبود و الان اون جاری بزرگه کلا بی خیالش شده نه بدشو میگه نه کاری بهش داره توهم اصلا به رو خودت نیار یه سلام کن اصلانم باهاش سرسنگین نشو عادی رفتار کن و خیلی کم حرف بزن انگار اصلا حرفات براش مهم نیست.نه مثل من اون جاری دقیقا این رفتارو باهام کرد ولی من چیکار کردم بهش گفتم و اون جبهه گرفت که مگر من کیم چیم این حرفارو میزنم و بدتر کرد با من و پیش مادرشوهر پدر شوهر جاریای دیگه گفته بود من ادمیم که قدر نشناسم هیچ کدوم ممو راه ندن خونشون و الان یک ساله ۴تا جاری دارم محلم نمیدن من شدم ادمی که خبر چینه ولی من فقط از خودم دفاع کردم و گفتم تو این رفتارو باهام داری نه که قبول نکرد بلکه منو متهم کرد به دوبه همزنی.پس تو نکن هیچی نگو جای بحثی ازش نکن بزار بگه بزار غیبت کنه چی از تو کم میشه خودشو پیش خدا گناه کار میکنه که غیبتتو میکنه.کاش منم نمیگفتم کاش منم ساکت بودم مثل اون جاریم یه روز خودش خسته میشه

با این پستت یاد برادرشوهر و زنش افتادم که جاری بزرگم چقدر بدشونو میگفت چقدر همه جا ازشون بد میگفت پی ...

فدات ممنون،منم۔تقریباہمین رویہ رودارم وخنثی ہستم،ولی ازطرفی چون من وشوہرم خداروشکر باہم خوبیم۔ومشگلی نداریم وازطرفیم نمیزاریم اززندگیمون سردربیارن وہمیشہ روپای خودمون۔بودیم تازہ ازبقیہ ہم گرہ گشایی کردیم وپدرشوہرومادرشوہرمم۔ازمون راضین وبچہ ہامونم دوس دارن خیلی حسادتازیادہ بخصوص این یہ نفربقیہ بہروخودشون نمیارن ولی ازاین اینقدزیادہ تابلویہ😬😕

وخدایی که بشددددت کافیست❣
@banooyeparsi     @بانومارال     عزيزانم هم اين تاپيك و همينطور تاپيك قبلي ...

مرسی عزیز

عشقا👈لایک نکنید 👉👈حسبی الله🤲🤞دلم یه زندگیو میخواد که مادرم توش از ته دل بخنده ❤ برا حاجت رواییم و رسیدن به خواسته م یه صلوات مهمونم کنید  😍نی نی سایتو دوست دارم 🤗
گلم اوایل ازدواج این مشکلات برا اکثر عروسها وجود داره منم زیاد مقایسه میشدم. منم بی تجربه و خام بود ...


سلام دقیقا مثل من . تو فامیل خودم همیشه تو درس و هنر زبونزد بودم و همه دوسم داشتن . اهل متلک و غیبت هم نبودیم سرمون تو زندگی خودمون بود منم خیلی ساده و بی سیاست بودم البته بعد از ۱۵ سال ازدواج فهمیدم که اصلا سیاست ندارم یعنی زیر صفر . آخه به قول مامانم ما از این چیزا تو زندگیمون نداشتیم . مامانم هم خیلی ساده و بی نهایت سازشگره با همه . منی که اونقدر به خودم مطمئن بودم تو دامشون افتادم شدم یه آدم منزوی بدون دوست و لال . دارم به اصلم بر می گردم ولی هنوز توان مقابله یا جواب ندارم حتی بدنم شروع میکرد به لرزیدن و تپش قلب  مخصوصا مقابل یه خواهر شوهرام . آخه همه پشتش هستن سخن گوی خانواده است حتی شوهرم . البته الان اوضاع با شوهرم خیلی بهتره . دیگه دعواها تموم شده .  با طرف شوهرم هم یه تعدادی با هم خوبن البته در ظاهر ولی پشت سرم حرف میزنن . با دوستان این سایت آشنا شدم و تجربه کسب می کنم. بعد از یه سری ماجراها دستشون برام رو شد . اینکه میگن عقده هاشون رو ما خالی می کنن با تمام وجود حس کردم . مثل یه پرنده رها شدم . یه چیزی رو قلبم سنگینی میکرد یه دفعه آزاد شدم. خدا کاراش بی حمکت نیست من باید وارد این خانواده میشدم تا پخته بشم و قوی بشم .خدایا شکرت. راه طولانی در پیش دارم . وممنون از تجربیات همگی که به هم کمک می کنیم. . سعی کنیم مثال های عملی بزنیم تا یادگیری بیشتر باشه . خیلی دوست دارم زنی قوی و با جذبه باشم یه زن زیرک نه بدجنس. 


سختی های زندگی بی حکمت نیست و پشت مشکلات و سختی های زندگی حکمتی الهی نهفته است که شاید بر ما پوشیده باشد
سلام دقیقا مثل من . تو فامیل خودم همیشه تو درس و هنر زبونزد بودم و همه دوسم داشتن . اهل متلک و غیبت ...

میشی به امید خدا

من توی همین تاپیکها یاد گرفتم اگر توی شرایطی قرار گرفتم که انتظارشو نداشتم حتما دلیلی داشته. اگر همسرم بهم محل نداده حتما من به خودم محل ندادم. اگر خانواده ی همسرم بهم ظلم کردن پس من به خودم ظلم کردم. دست از هر کدوم کشیدم رفتارهای منفی دیگران هم قطع شد.

بچه ها شوهرم میگه باید بچه رو سقط کنی من بچه نمیخوام منم قبول نکردم محکم گفتم نمیتونم بچمو که قلبش بزنه بکشم اونم گفت پس برو خونه بابات منو گذاشت خونه پدرم  منم وسایلمو اوردم و اومدم خونه پدرم . حالا بنظر شما باید قبول میکردم و سقطش کنم یا همینجور رو حرفم بمونم؟ لطفا خیلی زود جواب بدید

بچه ها شوهرم میگه باید بچه رو سقط کنی من بچه نمیخوام منم قبول نکردم محکم گفتم نمیتونم بچمو که قلبش ب ...


سحر عزیز تو پست قبلیتون که از حرفام ناراحت شده بودید

وقتی جوابتون رو نوشتم مطمعن بودم دیگه ریپلای نمیکنم پستهاتون رو

ولی به خاطر اون طفل معصوم چند جمله ای براتون مینویسم

من تو خصوصی بهتون گفتم اگه زندگی و دخترتون رو دوست دارید باید برید پیش مشاور 

شما گفتید من ناامیدتون کردم و مغرور و از خودراضیم ولی اگر چه تلخ واقعیت‌ها رو بهتون گفتم... 

شما یه مشکل اساسی دارید بدون اینکه حلش کنید باردار شدید به امید اینکه دل همسرتون رو به دست بیارید 

کاش اول اون مشکل رو حل میکردید

من بهتون گفتم اگه همسرتون با اون موضوع کنار نمیاد طلاق بگیرید چون به قول آرتمیس یه پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایانه


میدونم ناراحتید ولی سعی کنید به جای اینکه خودتون رو گول بزنید یا خیلی جدی این مشکل رو حل کنید یا اینکه باز هم بشورید و بسازید 

امیدوارم راه درست رو انتخاب کنید و اگر اینجا کمکی میخایید لااقل کل جریان رو بگید 

شاید چند نفر ندانسته نظرات اشتباهی بدن... 


متاسفم... 

سحر عزیز تو پست قبلیتون که از حرفام ناراحت شده بودید وقتی جوابتون رو نوشتم مطمعن بودم دیگه ریپلای ن ...

سلام . من اصلا بخاطر اینکه رابطمون بهتر شه یا هر دلیلی که شما فکر میکنی نبوده که حامله شدم اینجا جای این حرفا نیست ولی با عرض پوزش از بانو ارتمیس میگم که سوتفاهم ایجاد نشه بنده پریودم نامنظمه سه ماه یه بار میشم و پلی کیستیکم (پلی کیستیک ) دکتر گفت نباید قرص جلوگیری بخوری یه سری دارو داد باید اونارو مصرف میکردم که مشکلم حل شه همسرمم این موضوع رو میدونه و کامل براش گفتم که نمیتونم از راه قرص جلوگیری کنم و جلوگیری نمیکنم خودش بیخیال بود و هیچ اعتراضی نکرد و ۶ ماهه جلوگیری نکردم با اطلاع ایشون الان به خواست خدا بعد از ۶ ماه با توجه به اینکه دکتر گفت ده درصدم احتمال بارداریت نیست باردار شدم خودمم تو شوکم چون من با توجه به اینکه یه دختر دارم قصدم رژیم پسر بود و.... . این از این موضوع .

در رابطه با مشکل من و همسرمم بگم که من با شما درد و دلی کردم اعتماد کردم گفتم شاید راهی جلو پام بذارید تو تصورم یه خانوم باهوش اومدید ولی شما تو جمع چند بار یه جوری به مشکلم اشاره کردید انگار که.... . دوستان عزیز پسر عموی من چون قبلا خواستگارم بوده شوهرم ازش بدش میاد یه موضوعی پیش اومد من مجبور بودم جواب بدم همسرم متوجه شدن و منو به خیانت محکوم کردن و زندگیه عاشقانه ی ما تبدیل به یه جهنم شد البته میدونم کارم اشتباه بوده نباید پنهون میکردم یا به حرف همسرم گوش میدلدم تورو خدا سرزنش نکنید یکساله که خودم نابود شدم و تاوان دادم و به اشتباهم پی بردم و به لطف این تاپیک و کمک رویا خانوم و لطف خدای عریز زندگیم ۹۰ درصد خوب شده . اینم از این موضوع اگه کمکی هست خوشحال میشم اگه سرزنشی هست باز  درخدمتم 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز