سحر عزیز تو پست قبلیتون که از حرفام ناراحت شده بودید
وقتی جوابتون رو نوشتم مطمعن بودم دیگه ریپلای نمیکنم پستهاتون رو
ولی به خاطر اون طفل معصوم چند جمله ای براتون مینویسم
من تو خصوصی بهتون گفتم اگه زندگی و دخترتون رو دوست دارید باید برید پیش مشاور
شما گفتید من ناامیدتون کردم و مغرور و از خودراضیم ولی اگر چه تلخ واقعیتها رو بهتون گفتم...
شما یه مشکل اساسی دارید بدون اینکه حلش کنید باردار شدید به امید اینکه دل همسرتون رو به دست بیارید
کاش اول اون مشکل رو حل میکردید
من بهتون گفتم اگه همسرتون با اون موضوع کنار نمیاد طلاق بگیرید چون به قول آرتمیس یه پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایانه
میدونم ناراحتید ولی سعی کنید به جای اینکه خودتون رو گول بزنید یا خیلی جدی این مشکل رو حل کنید یا اینکه باز هم بشورید و بسازید
امیدوارم راه درست رو انتخاب کنید و اگر اینجا کمکی میخایید لااقل کل جریان رو بگید
شاید چند نفر ندانسته نظرات اشتباهی بدن...
متاسفم...