2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 394952 بازدید | 1784 پست
سلام عزیزم. باید از ریشه درست کنی زندگی رو. از نو بسازی. در همه باورهات شک کنی. بررسی شون کنی. د ...

سپاس گذار باش از دستهایی که به تو سیلی میزنند آنها بزرگترین فرشتگان نجات تو هستند 😍😎

الان گاهی واقعا دوست دارم برم و از کسایی که یه زمانی درحقم بد بودند تشکر کنم؛ به واقع که فرشته نجات هستند 😀

به شما احترام می گذارم چون خودم محترم هستم 
باهاش با ملایمت حرف بزن. بگو من خونه نشستم و برای تو بچه بزرگ کردم و رفاهت رو فراهم کردم و این طلاه ...

بانو جان ممنونم از اینکه جواب دادید. اما یه سوال اگه بازم پافشاری کرد و قبول نکرد چی بگم و چیکار کنم... چون آدمی نیست که قول بده یا قول نمیده یا وقتی قول میده واش میمونه ... و بهم گفت اولا خدا کنه که به طلاهای تو احتیاج پیدا نکنم ولی اگه احتیاج پیدا کردم قول میدم برات خورد خورد بخرم... اما من خودم دوس دارم به اسمم بزنه اما با این وضع گرونی میدونم نمیتونه دیگه برام بخره و منم از فردای خودم و زندگیم خبر ندارم ... ضمن اینکه اگه لج کنم و بگم منم نمیفروشم باید بازم خونه مشترک رو تا چندین سال دیگه تممل کنم و همیشه تو سرم میکوبه که تو طلاهاتو نفروختی فلان و فلان برای شوهراشون فروختن

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ممنون عزیزم . بله شما گفتید ولی همه ی ما انسانها به امید زنده ایم و با توجه به مشکلم و با کمک همین ت ...


سحر عزیز خدا رو شکر که تونستید قدمهای خوبی بردارید

احتمالا از حرفای من برداشت خوبی نکردید، من بهتون گفتم اینجا ما میتونیم حرفاتون رو گوش بدیم و اظهار نظر کنیم ولی مشکل اصلی که دارید با همسرتون رو باید ریشه ای حل کنید

ببینید شاید حرفای من تلخ باشه، من لقمه رو دور دهنم نمیچرخونم، شما به نکته ای اشاره کردید که همسرتون رو دلسرد کرده

گفتم همه رو موضوعی که اشاره کردید حساسن و خط قرمز منم هست و بیشتر نمیتونم نظر بدم و بهتره برید پیش یه مشاور اگاه 


شما اگه نظرات منو خونده باشید تو تاپیک های قبل می‌بینید نه تنها مغرور و مطمعن نیستم بلکه بارها اشاره کردم تو اوج مشکلاتم این تاپیکها رو دیدم و با چشم دل خوندمشون


براتون بهترین ها رو آرزو میکنم، متاسفم که ناراحت شدید 

خدا همه مون رو به صراط مستقیمش هدایت کنه، الهی آمین

عزیزم من اشتباهم اینجوری تصحیح کردم یه مدت اصلا صداشون نمیزدم، اگه کاریشون داشتم میرفتم نزدیکشون و ...

سلام خواهر جان میشه درخواست دوستمی منو قبول بکنین ممنونم❤

فقط تو را میپرستم فقط از تو یاری میخواهم

یکی از بزرگترین تفاوتهایی که میان زن و شوهرها وجود دارد، عکس العمل متفاوت آنها در شرایط استرس زا میباشد. در این شرایط مردها دوست دارند که مشکلشان را یا حل کنند یا آن را حتی به طور موقتی هم که  شده  فراموش کنند، 

ولی زنها در این شرایط دوست دارند به دیگران نزدیک شده و دیگران با آنها همدردی کنند! اگر زن و شوهر ها به همین تفاوت به ظاهر ساده توجه کافی نداشته باشند، زندگی مشترکشان دچار مشکلات بسیاری خواهد شد.

باید بدانیم این تفاوت‌ها ذاتی است نه اکتسابی. و ما نمی‌توانیم یکدیگر را تغییر بدهیم. و دقیقامشکل از زمانی شروع می‌شود که ما سعی می‌کنیم یکدیگر را تغییر دهیم،در واقع ما سعی می‌کنیم همسرمان به شیوه ما مشکلاتش را حل کند. و این کاملا نادرست است.

مثلا زن انتظار دارد شوهرش بنشید و در مورد مشکلش، یا چیزی که باعث استرس‌ شده با همسرش صحبت و درد دل کند!(چون زن خودش با صحبت کردن آرام می‌شود).


یا شوهر، وقتی که زن کلی کار عقب افتاده و انجام نشده دارد و به خاطر آنها استرس دارد، به زن می‌گوید، ولش کن بیا استراحت کن! (چون مرد خودش با استراحت کردن به آرامش می‌رسد در حالیکه زن با انجام دادن همه کارهایش)

و جالب اینجاست که هم زن و هم مرد از این پیشنهاد همسرشون نه تنها استقبال نمی‌کنند بلکه عصبانی هم می‌شوند و....

🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁

نحوه عملکرد ما در مقابل استرس و فشارهای زندگی، چیزی است که ذاتا در وجود ما آفریده شده. نورون‌های ارتباطی مغز مردان در مقایسه با مغز زنان کمتر است. وقتی زنی از یک نیمکره و یک قسمت مغزش استفاده می‌کند، سایر نقاط مغزش همچنان فعال هستند. 

اما زمانی که مردی از یکی از قسمت‌های مغزش استفاده می‌کند خون بیشتر به آن منطقه جریان دارد و قسمتهای دیگر مغز او تا زمانی که مرد به آنها نیاز نداشته باشد، تقریبا غیر فعال هستند.

به همین دلیل است که مردان اغلب در یک زمان فقط مسؤول انجام یک کار هستند و زنان می‌توانند در آن واحد چند کار انجام دهند.

به همین دلیل است که وقتی مردی به مسائل کاری خودش فکر می‌کند ممکن است فراموش کند که شیر بخرد و به خانه ببرد، اما آیا این کار مرد بدان معنی است که او به خانواده اش توجه ندارد؟ اگر شما به ساختار مغز مردان آگاهی نداشته باشید شاید این گونه فکر کنید.

تعداد نورون‌های ارتباطی نیمکره راست و چپ مغز زنان در مقایسه با مردان بسیار بیشتر است، بنابراین زنان در هر زمان حرف های زیادی برای گفتن دارند. به خصوص زمانی که دچار استرس می‌شوند، اما آیا احساسات آنها باعث می‌شود آنها فردی ضعیف محسوب شوند؟

اگر شما اطلاعاتی در مورد عملکرد مغزی آنها نداشته باشید شاید سریع اینگونه قضاوت کنید.

📚زنان عصبانی، مردان خونسرد

الان ک این موضوع صمیمیت پیش امده خیلی ب کارهام دقیق شدم و امروز ب این توجه کردم ک دخترم ب خانمهای هم ...

چقدر بجا بود، ممنون، دخترم یک سالو نیمشه هر وقت دخترای فامیل رو میبینیم که ازش بزرگترن میگم مامان آبجی فریبا، یا آبجی ویدا،،حتما باید رعایت کنم    

💖پادشــاهِ جھـــــانِ خود  باش💖
زنان با حرف زدن با شوهرشان نه تنها استرس کارهای روزانه را از خودشان دور میکنند، بلکه با این کار شوهر ...


جودی جان من نظرم اینه نباید با کسی درد ودل کرد حتی مادرت ، بعضی وقت ها خیلی ناراحتم از اینکه نمی تونم با کسی حرف بزنم و سبک بشم چون می دونم طرف مقابل کاری از دستش برنمیاد و فقط همون لحظه همدردی می کنه اما دیگه می دونه تو دلت چه خبر، اگه خیلی دلم پر باشه سر سجاده گریه می کنم ، بعضی وقتا می نویسم و پاره می کنم.

شوهر که دیگه اصلا نباید پیشش درد دل کرد ، من نظرم اینه و دیدم کسایی که درد دل کردن و ضربه خوردن

ی سری جرف ها رو میشه زد اما اسمشون درد دل نیست

واجعل قلبی واثقا بما عندک
کوچیک تر هارو با اسم صدا کنید. مگر اینکه احترام خاصی بهتون بگذارن که شما هم موقعیت ویژه ای فقط برای ...

(هر وقت باهاش کار داشتی و خواستی صداش کنی، بدون داری زیادی صمیمی میشی ) این جمله عالی بود یعنی حد و مرز عدم صمیمیت با افراد خاص رو مشخص کردید 👍👍👍👍

واجعل قلبی واثقا بما عندک
ببین، برو، اما نخور از غذایی که دوست نداری. چند بار نخوری یا برات غذای جدا درست میکنن یا یک وقت دیگه ...

 من از ابگوشت بدم میاد معده م هنگ میکنه خواهر شوهرم میگه  زشته باید بخوری  ولی جاریم از کله پاچه بدش میاد به اون میگه برات برنج گذاشتم  من زشته نخورم اما جاریم نه

سلام عزیز، واقعا استفاده کردم

من با این طرز تفکر ازدواج کردم که خانواده همسر مثل خانواده خودمن، بی نهایت محبت کردم، توی عقد براشون هدیه میفرستادم چون عاشق هدیه دادن و گرفتن هستم، ولی اونا حتی تشکر نمیکردن حتی به روی خودشون نمی اوردن که چیزی ما گرفتیم، و من بازهم به این کار ادامه میدادم باز هدیه میخریدم بی هیچ توقعی، چندسال گذشت دیدم با وجود کلی مشکل مالی وظیف من شده هدیه گرفتن براشون و حتی اگه چندماه اجاره خونه نداشته باشیم بازم همسرم خیلی مقیده که حتما برای پدر و مادر و خواهر و شوهرخواهر و بچه خواهر و برادرش هدیه های خیلی خوب بگیره!

درصورتی که اونا اصلا توجهی به همسرم و بچم ندارن، فهمیدم که تکرار اشتباه من این توقع رو براشون به وجود اورده و شده وظیفه من.

اگر برگردم عقب، دفعه اول که ازشون هیچ تشکر و احترام متقابلی نمیدیدم دیگه به کارم ادامه نمی دم.

خیلی مثالای دیگه دارم، مثلا من وظیفه میدونستم که میاین خونم چند رنگ غذا، دسر، ژله، سالاد، ماست وخیار، کیک، بستنی و ... درست کنم با وجود اینکه دستمون تنگ بود، فکر میکردم هنرم رو بهشون نشون میدم و اینکه غیرمستقیم محبتم رو نشون میدم، ولی وقتی میرفتم خونشون یه رنگ غذا و نهایت یه سالاد، خیلی وقتا چایی و میوه هم نمیذارن، حالا بعد چند سال اگه بخوام فقط یه رنگ غذا درس کنم شوهرم بهم میریزه، خانوادش میگن احتراممون نکرد.....

اشتباه کردمم، خودمم رو دادمم، نکنین توروخدا

اونا هیچ وقت منو جای دخترشون قبول نکردن این فکر که عروس میشه دخترشون اشتباهه.

عزیزم، من مشکل بزرگم اینه که همسرم بسیار بچه ننس (ببخشید کلمه دیگری به ذهنم نرسید)، یعنی همه چی رو باید برای مادرش ریز یه ریز توضیح بده یواشکی، مادرش دو فرزند دیگه هم داره، اونا هم همینطورن، مادرشون جلوشون نقش یه مادر بسیار مهربان رو بازی میکنه بشرطی که بچه هاش فقط با خودش صمیمی باشن و این راز کشیدن های یواشکی رو خیرخواهی خودش جلوه میده.

بارها به همسرم گفتم من از این کار که همش یواشکی باهم مافیا دارین بیزارم تو دیگه بچه نیستی ولی نمی تونه از زیر حکومت مادرش فرارکنه، خسته شدم ازش بریدم، جلوی من مادرشوهرم هیچی نمیگه ولی وقتی پیاماش تو گوشی همسرم رو خوندم فهمیدم میپرسه من دمپاییم رو کجا میخرم، مسافرت کی میریم و کی میایم و کجا می مونیم و با کی هستیم، مانتو کجا میخرم، مادر من اموال شخصیشو چیکار کرده، جالب اینه که قبل از اینکه بیاین جهزیه منو ببینن تمام و کمال با ذکر قیمت در جریان بودن، جالبتر اینکه مادرش یه کلمه از من نمیپرسه که مثلا فلانو کجا خریدی که جواب بدم، چون دلم میخواس باهاشون گرم و دوست باشم، حتی شوهرم میاد ازم میپرسه اسم عطرت چیه؟ گفتم چطور؟ گفت همینطوری، بعد یسری مادرشوهرم اومد خونمون دیدم رفته سر میز توالتم تو اتاق بالا سر عطرام😕.

از اینکه شوهرم اینقد با من مثل غریبه هاس خسته شدم و همش کار مامانشه، شوهرم ۳۶ سالشه.


[QUOTE=155778339]درد دل به این مفهوم که شما میگید بله همه ما قبول داریم، و بارها هم تاکید شده که مسائل زندگیتون رو 

خوبه

صد البته که زن و شوهر باید مایه آرامش همدیگه باشند و اینکه با هم گفت و گو کنند و از مسائل روزمرشون صحبت کنند و از دغدغه های آینده حرف بزنن 

اما معنی کلی درد دل یعنی از ناخوشی ها حرف زدن از چیزهایی که ناراحتتون کرده و تمرکز کردن رو چیزهای بد و جذب کردن تمام فرکانس های بد که با گفتنش به دیگری نه‌ تنها موضوع حل نمی شه بلکه آثار بدش بیشتر به خودمون جذب میشه

اگر هر رفتاری هم دوست داشته باشیم طرف مقابل باهامون داشته باشه می تونیم در موقعیت مناسب باهاش صحبت کنیم و طرح نیاز کنیم


واجعل قلبی واثقا بما عندک
قرض رو باید پس داد. چه تو فشار چه غیر فشار. به هر حال یک روز گرفتید و کارتون راه افتاده باهاش. ام ...

ممنون ازپاسختون.پدرشوهرم آپارتمان بنام شوهرمن زده بوداول عروسی ولی ماکه اصلاداخلش نرفتیم  الان خودشون داخلش هستن شوهرم هم برسرلجبازی می خوادبزنه بنام باباش منم به شوهرم گفتم این کاررونکن میگه زنگ بزن به بابام ببین مشکلشون باتوچی هست منم میگم زنگ بزنم اوضاع بدترنشه؟چکارکنم؟

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   ثودک  |  12 ساعت پیش
توسط   آنشر_لی  |  11 ساعت پیش