2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 394909 بازدید | 1784 پست

ببخشید واقعا برای این مشکلم نیاز به راهنماییتون دارم.من یک خواهر شوهر هم سن خودم دارم.کرو لاله.ولی لبخوانیش عالیه و با همه خیلی خوب حرف میزنه من که از همون اول به راحتی تونستم باهاش ارتباط داشته باشم.ولی خیلی باهوشو به شدت لوسو ننرو فضولو پرو و حسوده.شاید ایناییکه گفتم خیلی بی ادبی باشه ولی حقیقته.هرچیزه جدیدی بخرم حتی یک جفت جوراب این میفهمه و میگه از کجا گرفتی قیمت چنده و آخرشم قهرو دعوا و سعی میکنه میانه منو با همسرم بزنه.طوری شده سعی میکنم همشو تحمل کنم تا دعوا راه نندازه.حتی ممکنه الکی به همسرم بگه با خانومت بیرون رفتنی به پسرا نخ میده.اینکارو با خواهر زادش کرده یبار.میاد خونم همجارو دید میزنه از یخچال بگیر تا کمدو کشو ها هرچیزه جدیدم باشه میپرسه .هر لباسی بخرم بعدش قهرو دعواست.گوشیه من همش تو دستشه.ولی خودش نه میزاره کسی سراغه کمدش بره نه گوشیش.خیلی راحت توهین میکنه.بد دهنی میکنه ولی ما باید باهاش مدارا کنیم دیگه خسته شدم بخدا همش خوانوادم میگن بخاطر شرایطش کنار بیا دلشو نشکن گناه داره ولی اخه تا کی؟تا کی باید برایه هرچیزیکه میخرم براش توضیح بدم دروغ بگم ؟قیمتشو بگم😔من حتی به همسرم جواب پس نمیدم ولی برای این خانوم باید توضیح بدم وگرنه جنگ بپا میکنه.میشه لطفا یکم راهنماییم کنین😔🙇‍♀️

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بابا بخدا خانواده شوهر موجود فضایی نیستن... مگه میشه همه بد باشن شما خوب باشین خانواده های شما هم خا ...

اینجا صحبت از اینه ک با رو دادن ها ی زیاد ب دیگران راه دخالت دیگران و دردسرهاشون رو ب زندگی هامون ببندیم  

و مثلاوقتی  یکی مثل شما اومد اینجا و ب اعضای تاپیک توهین کرد ک دغدغه و افکارتون چیپه بگیم 

شما برو یه جا ک افکار چیپ نداشته باشن و یاد بگیر ک ب افکار و طرز فکر دیگران توهین نکنی 

 یکی از هم کلاسی های من که ادم موفقی هم هست، اونقدر برای همه جا انداخته که من دنبال برنامه های خودم هستم و خیلی از خصوصیات خوبی که شما لطف میکنید و در اختیار ما میذارید در وجودش هست، که هیچکس جرات نمیکنه بهش بی احترامی کنه. مثلا خود من وقتی میبینمش سعی میکنم خیلی باهاش با احترام صحبت کنم و ناخوداگاه جرات نمیکنم وقتش را بگیرم. خیلی میخوام یکجوری شده باهاش دوست بشم چون واقعا دختر فهمیده و با شخصیتیه. همان چند باری که باهاش هم صحبت شدم واقعا از همان رفتارهاش، روش صحبت، فن بیان و اعتماد بنفسش درس گرفتم. ولی نمیدونم چطور پا پیش بذارم. ایین دوست یابی را بلد نیستم. میشه راهنماییم کنید؟

در عوض با هر کسی که میخواست با من دوست باشه و وقتمو بگیره و سوالات خصوصی در موردم بپرسه، دوست میشدم ولی اونا فقط از من جهت رسیدن به خواسته هاشون استفاده میکردن و اگر چیزی را نمیدونستم ناراحت میشدن و جوری رفتار میکردن انگار من وظیفمه. یادمه شما یک حرف خیلی خوبی زدید و اونم اینکه مهم نیست کی میخواد با ما دوست باشه مهم اینه که ما میخواهیم با کی دوست باشیم. الان هم من میخوام با این هم کلاسیم دوست نزدیکتری باشم ولی نمیدونم چطوری. 

اون چند باری هم که با هم بودیم بخاطر این بود که چون ایشون هم خیلی از نظر درسی عالی هستن و اساتید برای برخی مراسمات و کارهای دیگه از هر دو نفر ما می خواستن بریم و چون از بین دخترها ما میرفتیم میتونستم سر صحبت را باز کنم. 

بابا بخدا خانواده شوهر موجود فضایی نیستن... مگه میشه همه بد باشن شما خوب باشین خانواده های شما هم خا ...

قبول موجود فضایی نیستن. اما شما فرض کن خواهرشوهر من میخواد از همه چی سردربیاره، یه بار دیدنی ازمن میپرسه یه بار از شوهرم میپرسه، یه بار زنگ میزنه که مثلا بلوزت رو  یا هر چیزی رو میبینه چند خریدی، بعد میره از همون مغاره قیمتش رو میپرسه، به نظرت نباید یه رفتاری داشته باشیم که این همه کنجکاوی نکنه؟ به خدا آدم اذیت میشه. 

سلام به بانو آرتمیس عزیز و بقیه دوستان .

بانو آرتمیس شما پرسیدین که اگر به اوایل زندگی بر می گشتین چکارمی کردین؟راستش منم مثل خیلی ها از صمیمیت بدون پشتوانه فکری دچار مشکل شدم و از اونجا که یکی از جاریهای من نسبت نزدیکی باهام داره اوایل زندگی روی زندگی من تاثیر گذار بود.حتی برای هدیه هایی که برای ازدواج دیگران تهیه می کردیم نظر میداد و چون از طرف خانواده خودم هم با من نسبت داشت خبرهایی رو بین دو خانواده خودم و همسرم رد و بدل می کرد و شاید هنوز هم بکنه.و تو این خبر رسانیها متاسفانه راست و دروغ با هم گفته میشد و باعث ناراحتی من میشد و من چون کم سن بودم و در خانواده هم فقط به حرمت نگه داشتن توصیه شده بودم وشاید بهتر بگم بلد نبودم گلیم خودم رو از اب بیرون بکشم خیلی مجبور به کوتاه اومدن شدم و دردسر کشیدم اما دلم می خواد به همه دوستان گلم بگم که همیشه تو اوج ناامیدی و تو اوج دلشکستگی میشه دوباره از ته دل خدا رو صدا کرد و یا علی گفت و زندگی رو ساخت. 

امروز با کمک خداوند و تلاش خودم و همینطور همسرم و با گذشت چندین سال از زندگی مشترکمون فاصله زندگی ما و دیگران به طور محسوسی قابل دیده شدن هست نه اینکه بگم خیلی پولداریم یا زندگی لاکچری داریم نه . اما به حول و قوه الهی و با همین نکته قشنگ صمیمیت بیجا ممنوع چارچوب زندگیمون تو دست خودمون گرفتیم با حذف خیلی از ادمهای سمی اطرافمون و گذاشتن زمان کافی برای خودمون و بچه هامون به دیگران فهموندیم که ما برای زندگیمون ارزش قایلیم و هرگز وقتمون برای ادمهای بی ارزش تلف نمی کنیم.مسیر سختی بود و هنوز هم زندگی مثل همه برای ما هم پستی و بلندی داره اما خدا رو شکر همدل شدیم و ساختیم و انشالله باز هم به کمک خداوند بتونیم درست ادامه بدیم.

دوستدارم به دوستای گلم بگم شروع کنید و از تغییر نترسید و به طرف اونچه که ایمان دارید با قدرت پیش برید مطمئن باشید مسیر سختیهایی هم داره اما لذت شیرینیش رو هم بالاخره خواهید چشید.

امروز من به خیلی از چیزهایی که برام ارزش بودند عمل میکنم و دیگه ترسی از حرفهای دیگران ندارم اماباز هم نیاز به بهتر شدن هر روزهست  باز هم در روابط های دیگه اجتماعی جدای خانواده نیاز به رشد دارم و هنوز مطالعه می کنم و سعی می کنم یاد بگیرم و جلو برم. 

حالا همه می دونند که سبک مهمانی دادن من متفاوت هست در نهایت احترام و ادب ولی خاص خودم.سبک پوشش من متفاوت هست و چون محجبه هستم،  در مهمانیها هم چادر رنگی می پوشم در صورتی که امروز کمتر کسی راغب به چادر است.اما سعی کردم به جای دست کشیدن ازارزشهای خودم ،وجه زیبایی از یک خانم محجبه رو به دیگران نشون بدم. اعتماد به نفس رو در وجود خودم مثل بچه کوچیکی پرورش دادم و حالا به لطف خداوند من که وقتی در جمعی می خواستم حرف بزنم طپش قلبم راه نفسم رو میبست راحت و با ادبیات احترام آمیز صحبت می کنم و همین حرف زدن محترمانه خط قرمز قشنگی برای خیلی صمیمیت های بیجا رو به وجود میاره که واقعا توصیه می کنم روی سبک حرف زدنمون کار کنیم. من و همسرم هر دو کمک کردیم تاادامه تحصیل بدیم و خدا رو شکر تو این زمینه هم پیشرفت کردیم .سعی کنیم هم ما بال پرواز باشیم برای رشدهمسرمون و هم او بال پرواز ما بشه که این تعادل خیلی لازمه برای یک زندگی سالم.

امیدوارم که حرفهای من برای حداقل یکنفر مفید باشه و جرقه امید رو تو قلبش روشن کنه.امروز هم جاری من همون کارهای چند سال گذشتش رو میکنه اما من دیگه ادم اون سالها نیستم و در حد صله رحم باهاش ارتباط دارم. محتاج دعای خیرتون هستم و بهترین ها روبراتون آرزو دارم.

سلام به همگی.بانو خیلی خوشحالم که برگشتین ما به دوستی فهمیده مثل شما واقعا نیاز داریم .لطفا هیچ وقت تاپیک رو ترک نکنین .

از توام یارب فراموشی مباد هر که می خواهد فراموشم کند.
من اگر به گذشته بر میگشتم، وقتی کم‌محلی دیگران رو میدیدم، توی مهمونیها ...دیگه اون لبخندای مسسسخرم ر ...

من یبار اشتباه کردم پدرشوهرم‌داشت از شوهرم تعریف میکرد مثل همیشه واسه اینکه بگه پسرم‌حیف شد و ...لیاقتش بیشتر از تو بود بصورت غیرمستقیم وفلان ..منم‌ گفتم‌آره دیگ تربیت شماست حاصل دست رنج شماس دست شما درد نکنه بااین پسری ک تربیت کردین!!!الان ب محض اینکه کوچکترین مسئله ای پیش بیاد میگ یادته خودت ازمن تشکر کردی بابت پسرتربیت کردنم حالا اینه جواب محبت من؟؟؟!!!😐

یعنی انتظار داره دیگ هرخفتی رو ب جون بخرم‌واس این که یبار تعریفشونو کردم ..

سلام وقت بخیر

به نظرم صمیمیت بیش ازاندازه باخانواده شوهر بنابردلایل زیادی خوب نیست روابط در حد شرعی و بارعایت حدوحدود در همه زمینه ها پوشش،رفت وامد و بیان مسائل خصوصی دقت لازم باید باشه

سلام به بانو آرتمیس عزیز و بقیه دوستان . بانو آرتمیس شما پرسیدین که اگر به اوایل زندگی بر می گشتین ...

تلاشتون قابل تحسینه  

میشه بگید که چجوری اعتماد بنفستون رو بالا بردین؟

تلاشتون قابل تحسینه     میشه بگید که چجوری اعتماد بنفستون رو بالا بردین؟

اعتماد به نفس گوهر گرانبهای هست که به نظر من با تربیت صحیح والدین به فرزندان منتقل میشه . یادم هست که آرتمیس جان در تاپیک من خودم را دوست دارم اشاره کرده بودند که بچه های مادران دارای صفات خوب و خاص به طور خواسته یا ناخواسته تحت تعالیم صحیح قرار می گیرند و به نظر من یکی از این صفات خوب و متعالی اعتماد به نفس هست.اما متاسفانه برای خیلی ها این زمینه تربیتی از قبل مهیا نیست و از اون بدتر دیگر برتر بینی پررنگ شده و برای من هم همینطور بود. که سعی کردم حداقل این ویژگی رو برای بچه هام تقویت کنم همیشه تشویقشون می کنم و داشته هاشون رو بهشون یاد آوری می کنم سعی می کنم ظاهر خوبی داشته باشند و آراسته باشند چون به نظر من ادب و آراستگی حس خوب بودن رو تقویت می کنه .اعتماد به نفس ریشه در حس خوب داشتن من از خودم داره.وقتی من با خودم در صلح هستم این باعث میشه توانایی های خودم رو ببینم و خودم رو لایق اتفاقهای خوب بدونم از بچگی با این تفکر بزرگ شدم که نباید باعث رنجشش دیگری بشم حتی اگر حق با من بود اما بعدا تفکرم رو تغییر دادم و حس ارزشمند بودن بهم یادآوری کرد نباید اجازه بدم که دیگران هم باعث رنجش من بشن چون من هم ارزشمند هستم و سعی کردم عوامل تقویت کننده اعتماد به نفس در خودم پیدا و تقویت کنم .برای همگیمون اتفاق افتاده روزی که برای جشن ازدواج عزیزی بهترین لباسمون رو پوشیدیم و آرایشگاه رفتیم و شاید گلهای زیبا و مروارید روی موهامون که به زیباترین مدل آراسته شدن گذاشتیم چقدر سعی می کردیم از هر فرصت برای نگاه کردن در آینه همراه لبخند ملیح استفاده کنیم ولی شاید روزهای قبل از مواجه با آینه خودداری می کردیم همین مثال ساده نشون میده که داشتن ظاهر آراسته و تمیز همرا با حس های خوب و صحیح و بجای زنانه و در کنار اون داشتن ادب و عفت کلام و فن بیان صحیح و پرهیز ازکلمات نابه جا و شوخیهای بی مورد و صد البته داشتن آگاهی و اطلاعات کافی در موردکار یا وظیفه ای که انجام میدیم میتونه آهسته آهسته حس خوب بودن و اعتماد به نفس در ما فعال کنه و نیاز هست هر روز یک قدم تو این مسیر به جلو حرکت کنیم وهمینطور اگه  در رفتار آدمهای اطرافمون دقت کنیم اینکار خودش مثل کلاس آموزشی می مونه و بسیار آموزنده است.برای شخص من این مورد خیلی کارساز بود از خیلیها نکات مثبتشون یاد گرفتم و از بعضیها هم که اعتماد به نفس کاذب داشتن که شاید اسمش نباید اعتماد به نفس گذاشت یاد گرفتم که مسیر صحیح کدام مسیره.آرزوی موفقیت دارم براتون شادکام باشین.

سلام به همه ی دوستان و بانو ارتمیس عزیز . بانو لطفا راهنمایی کنید درباره ی موضوعی که بالا گفتم . با توجه به اینکه حرفم خریدار نداره پیش همسرم به هزار طریق بهش گفتم کمتر خرج کنه به فکر پس اندازم باشه و ایشون شعارش اینه که میخوام با خودم ببرم اون دنیا همش ولخرجی میکنه التماس کردم صحبت کردم عصبانی شدم غر زدم گریه کردم با مهربونی گفتم منطقی گفتم بی توجه شدم ولی اصلا کار خودشو میکنه بخدا از دیروز تا الان ۴ تومن اینترنتی ات و اشغال سفارش داده اگه بگم چیا خریده شما هم عصبی میشید میخره بعد میبینه اون چیزی که مد نظرش بوده نیست میذاره کنار یا میبخشه به این و اون دوباره سفارش میده خسته شدم روزی چند کارتن پست میاره لطفا راهنمایی کنید . دوستان دیگه هم اگه تجربه دارن ممنون میشم راهکار بدید

سلام به همه ی دوستان و بانو ارتمیس عزیز . بانو لطفا راهنمایی کنید درباره ی موضوعی که بالا گفتم . با ...


برای همسر ولخرج من شنیدم که اولا خودتون کم کم تا جایی ک میتونید پس انداز کنید 

اگر خودت درآمد داری از درآمد خودت استفاده نکن پس انداز کن و پول همه چی رو از خودش بگیر 

براش خرج بتراش هر ماه یه وسیله یه تیکه طلا بگیر 

از پیشرفت های اطرافیان بگو ک فلانی زمین خریده  ماشین شاسی فلان سرمایه گذاری کرده 

هر چی میخوای خودت بخری  قیمتش رو بیشتر بگو مازادش رو پس انداز کن

یا اگر برات مقدور خودت دست بکار شو مثلا یه آپارتمان قیمت مناسب پیدا کن از طریق دیوار یا سپردن به آشناها و پیشنهاد خریدش بده


ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز