2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 394909 بازدید | 1784 پست

من همیشه ازخدا خواستم کسی رو سره راهم قرار بده که بتونم خودمو پیدا کنم که لطف خدا شامل حالم شد و با شما اشنا شدم دوتا سایت قبلی شمارو خوندم و دارم دنبال میکنم شمارو .من خیلی نقص دارم که دوست دارم تلاش کنم رفعشون کنم

۱:حاظر جوابی ازتون میخام هر حاظر جوابی که دادین تابحال که مودبانه بوده بگین بهم تا بدونم تو اون موقع چه جوابی بدم

۲:چه رفتارایی داشته باشم که یه زن اویزون نشون ندم به شوهرم که ازم زده بشه من ابراز علاقه بهش میکنم اقتدارشو حفظ میکنم ازش بابته کارا و زحماتش تشکر میکنم میخام بدونم تا چه حد خوبه این کار

۳:من چهره نچرالی دارم و اندام مناسب و به بهداشت شخصیمم خیلی میرسم و خیلی رعایت میکنم همیشه تمیز و خوشبو باشم ولی شوهرم گف این کاراتو خیلی دوست دارم ولی دوست دارم برام عشوه بیای باخودم فکر میکنم من که اینقد به خودم بها میدم عشوه دیگه چه جوریه دوست دارم راجبش بهم بگین یه سری چیزا خوندم ولی حس کردم مصنوعیه این کارا

۴:دلم میخاد سرزبون دارو شیرین زبون باشم ولی نمیتونم میشه بگین باید چکار کنم

بانو جان نقطه ضعف من تو زندگیم همسرمه قبلا اینقد اعتماد بنفسش بالا نبود برعکس من بالا بود همه چی داش ...

تعریف زیاد همیشه مشکل زا هست. حد روابط رو برای خودت تعریف کن. اون فرصتی که به اون اختصاص میدی به مطالعه و رشد خودت اختصاص بده. خوش اخلاق و خوش برخورد باش، اما هرچیزی نگو. از خودت هم تعریف کن توی زندگی. حد تعادل. تعریف خیلی باارزش هست برای آقایون، اما وقتی مثل نقل و نبات بریزی به پاشون بی ارزش میشه براشون و نتیجه عکس میده.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بانوی عزیزموضوعی روکه می خوام مطرح کنم به موضوع تاپیک مربوط نمیشه ازاین بابت ازشماعذرخواهی می کنم ول ...

حتما بگیر. اما این رو هم بدون که ما خانم ها احساسی هستیم و ممکنه زود بخواهیم طلاق بگیریم. روی این نکته دقت کن.

مهم ترین چیز حق حضانت فرزند هست، حق انتخاب محل سکونت و حق اشتغال.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
سلام  من خواننده هر دو تاپیک قبلی بودم و این تاپیک رو هم از اول دنبال میکنم اول میخواستم تش ...


سلام عزیزم. وقتی یکبار بهتون ثابت شده که اون ها آدم های خوبی نیستن، فرصت دوباره بهشون نده. چون اونها خودشون دنبال گرفتن فرصت دوباره از شما نیستند. اگر میخواستن جبران میکردن.

شما به زور می خواهید بهشون فرصت جبران بدید.

یا این شعر افتادم: نان خود خوردن و نشستن به، که کمر زرین بستن و به خدمت ایستادن

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
الان دوست دارم هر کدوم از ما بیایم و برای بقیه بگیم اگر برگردیم به اول ازدواجمون، با عقل الانمون، چه ...



من اگر به گذشته بر میگشتم، وقتی کم‌محلی دیگران رو میدیدم، توی مهمونیها ...دیگه اون لبخندای مسسسخرم روکه در هر حالتی روی لبهام بود، نمیزدم. 

دیگه بلند بلند نمیخندیدم...شوخی هامو کمتر میکردم.


چون میخواستم بگم ببینینن من چقد باا ظرفیتم...چقد صمیمی و خودمونی ام....چقد مهربونم..چقد باحالم این کارا رو میکردم.


وقتی توی مهمونیهاشون من رو مسخره میکردن ،و بعدش بلند میخندیدن، فکر میکردن من نمیدونم که با من هستند...اما من تیز بودم و متوجه میشدم من رو مسخره کردن. و بااز هم بعدش به رو نمی آوردم.. باهاشون نمیخواستم بجنگم ...اینجای کارم درست بود.الانم نمیجنگم. اما چرا دیگه بگو بخند میکردم ؟ حداقل الان میدونمکه باید معمولی باشم و نامحسوس خودمو توی جمعشون،بکشم کنار تا بفهمن من دم دستی نیستم..خدارو شکر الان اجراییش کردم .توی مهمونیها هستم،اما منتظر آزار نمیمونم و سریع خودمو با یه چیزی،بابچه ها سرگرم میکنم...به یه ترفندی میکشم کنار. خودشون باشن و خودشون...


در گذشته خیلی تعریف شوهرم رو پیش مادرش میکردم،جلوی مادرش دست میکشیدم توی موهاش، قربونش میرفتم ، و واقعا میخواستم خیالش رو راحت کنم که من و پسرت خوشبختیم .....واقعا شوهرمو دوست داشتم ولی چرا جلوی خودم رو نمیگرفتم.؟؟؟؟!


الآن دیگه متوجه شدم چققدر اشتباه میکردم.دیگه  به این کارم خاتمه دادم.و خییلی معمولی با شوهرم رفتار میکنم...


و‌مهمترین دستاوردم:

قبلن تا مادرشوهرم تعریف جاریمو میکرد ،میگف دعوتمون کردن خونشون، برام غذا آورد، بردنم تفریح و گردش و و و.....منم سریع به هول و ولا میفتادم تا عقب نمونم و هرطور شده دعوتش میکردم، به شوهرم میگفتم مرخصی بگیره تا ببریمشون تفریح، غذا درست میکردم میفرستادم.


الان گاهی اوقات وقتی خبری از تعریف دیگران نیست،این کارا رو میکنم....   امماا اگر ببینم دوباره میخواد رقابت ایجاد کنه به هییچ‌عنوان توی هول و‌ولا نمیفتم‌که بزار من عقب نمونم...هررگز...تا یه مدت هیچ کدوم از کارایی که تعریف کرد رو واسش نمیکنم،.تا متوجه بشه نمیتونه منو کنترل کنه. 


خداروشکر خیلی راحت شدم یکی دوسالی میشه.واقعا کشیدم کنار...     از رقابت با بقیه، ازین که کی بیشتر مهمونی میده، کی تو مرکز توجه هاست، کدوممون رو بیشتر دوست دارن....همه ی اینارو بخشیدم به دیگران....خودمو حذف نکردم، هستم، اما با عقل امروزم...





دعاکن. سپس رها کن. سعی نکن به زور دنبال نتیجه باشی.فقط به خدا اعتماد کن تا درهای درست را درزمان مناسب به رویت باز کند. 
بانو آرتمیس عزیزلطفا من رو راهنمایی کن عزیزم من چهارساله ازدواج کردم وخیلی حساس وزودرنجم وتامادرشوه ...

دوری و دوستی عزیزم. با همسرت توی دو تا جبهه مقابل نایست. این دعوا بین همسرت و خانواده اش هست. اگر هم حرفی میزنی، مبین این باشه که من با تو در یک جبهه هستیم و جبهه روبروی ما کسی هست که پول و سرمایه عمرمون رو خورده.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
سلام بانو ارتیمیس عزیز من به راهنماییتون احتیاج دارم شدید.راستش من ازبچگی هروقت میخاستم صبحت کنم بخن ...

اگر آرامش میخوای، به حرف مردم توجه نکن.

روش درست رو برو. بخاطر اینکه روش صحیحی هست، نه اینکه دیگران میخوان.

کلاس فن بیان برو.

یا سرچ کن اینترنت.

فن بیان لازمه.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
من به شدت اعتقاد دارم هر آسیبی که ما از ناحیه دیگران می‌بینیم مقصر خودمون هستیم که بهشون اجازه دادیم ...

میشه خواهش کنم در مورد پست من هم تو این صفحه راهنمایی کنید 

احساس میکنم خیلی با تجربه و دانا هستید 

ممنونم 

سلام عزیزم. وقتی یکبار بهتون ثابت شده که اون ها آدم های خوبی نیستن، فرصت دوباره بهشون نده. چون اونها ...

البته من تقریبا مطمینم که اونها این کار رو نمیکنن و هیچ چیزی به ما نمیدن ولی احساس کردم این میشه برگ برنده من و همسرم بیشتر از قبل متوجه میشه که اونها چقدر فرق گذاشتن و بیشتر از قبل با من همراه میشه ممنونم از راهنماییتون شعر هم خیلی به جا بود و تاثیر گذار درست میگید کاملا من باید بیخیال دادن اونها شم 

بانو یه موضوع دیگه اینکه همسر من خیلی زیاد ول خرجن یعنی اصلا برا زحمتی که میکشه و درامدش ارزش قائل نیست متولد ۷۱ هستش هنوز رو بچگیه خودش مونده با اینکه درامدش خیلی خوبه میتونیم تو ۶ ماه یه خونه ی لاکچری و خوب و بزرگ بسازیم ولی مستاجریم اونم طبقه ی بالا دخترم دیگه خیلی ناراحته دوست داره حیاط داشته باشیم بازی کنه برا بازی کردن تو استخرشم یا دوچرخه باید بریم خونه پدرم با این اوصاف حاضر نیست اینکارو بکنه حتی یه زمین برا سرمایه نمیخره هیچی نداریم فقط تو این سایتای دی جی کالا و ایناس فقط اشغال میخره عینک گرون گوشی گرون هفته ای یه بار در حد یکی دو تومن میده اسباب بازی برا دخترم از دی جی کالا دیگه واقعا عصبی شدم نمیدونم چکار کنم هر چیم میگم براش مثال میزنم که فلانی و فلانی با حقوق کارمندی تونستن خونه ماشین و حتی پس انداز داشته باشن ولی ما هیچ  اصلا توجه نمیکنه هرچی میگم ماهی حداقل ۵ تومن از درامدتو بذار برا پس انداز یا یه زمین بخر که قسطشو بدی کمتر خرج اضافه کنیم اصصصصلا . با این دی جی کالا چکار کنم ؟ خونمون از اسباب بازی پره ولی جاشونو نداریم 

من اگر به گذشته بر میگشتم، وقتی کم‌محلی دیگران رو میدیدم، توی مهمونیها ...دیگه اون لبخندای مسسسخرم ر ...

وای منم هین رفتارو داشتم خیلی جلو مادر شوهرم بهش محبت میکردم حتی خیلی وقتا مادرش از بدی شوهرم میگفت من گارد میگرفتم و با تندی دفاع میکردم الان یکساله که رابطه ی ما به هم ریخت که اصلا ازش بد نمیگن که هیچ کلیم قربون صدقش میرن و ازش تعریف میکنن مدام میگن ماشاااالله پسر خوشتیپمون پسر خوشگلمون پسرمون اله پسرمون بله و.... وای که چقد بدم میاد اونقد برا پسرشون تبلیغ میکنن میخوان بگن از تو سرتره متاسفانه هم رفتارای گذشتم این مشکلاتو پیش اورد هم خونوادم با اینکه سرترن ولی عادت ندارن تعریف کنن

چرا تمام بار بچه و زندگی و پایان نامه همسرت رو میخوای به دوش بکشی، فقط بخاطر بچه دار شدن؟ چرا میخوا ...

خیلی خیلی ممنونم. حس میکنم چراغ عقلم روشن شد‌.. انشاالله خداوند خیر و برکت به عمرتون بده

گفت آسان گیر برخود کارها کز روی طبع ‌/ سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش

[QUOTE=154923476]به کسی که بهت کار نداره، کار نداشته باش عزیزم. شما هم فکر پیشرفت خودت رو بکن. از این فضا برای رشد خ ...[/QU

ازراهنماییتون خیلی ممنونم.یک سوال دیگه هم داشته خانواده شوهرم بامن قهرهستن فقط نمی دونم برای عیدسال اگه شوهرم گفت بهشون زنگ بزن وعیدروتبریک بگوزنگ بزنم؟

سلام روز خوش درراستای صحبتهای آرتمیس عزیز و به کارگیری درسهایی که دادند باید عرض کنم من از اون دسته آدمهاییم که نه گفتن به شدت برام سخته و متاسفانه تا الان هزاران بار ضربه خوردم و جالبه برام جبهه گیریهایی که دربرابر این تاپیک میشه بدون هیچ اغراقی جمله های بانو رو باید با طلا بنویسیم متاسفانه ما آدمهای دورو برمون رو بارفتارهای اشتباهمون دچار توهم میکنیم و لزوما هم نباید همسر و خانواده همسر باشه تجربه ای که همین امروز واسه من اتفاق افتاد با خانم همسایه بالاییمون سر پارک ماشین بود من چون تازه اومدم تو این خونه و حیاط به شکلیه که فقط دوتا ماشین توش جا میشه و متاسفانه پارک ماشین من خیلی نافرمه و من با بدبختی پارک میکنم اما بالاخره قلقش دستم اومد و اون اوائل بیرون ماشینو میزاشتم و این خانم اکثرا صبحهای زود میره بیرون و حتما من باید ماشینی که با بدبختی آوردمش داخل رو بزارم بیرون که ایشون بتونه ماشینش رو بدون دردسر بیرون ببرن چندماه روال به این شکل بود اوائلکلی تشکر و وای ببخشید به خاطر من ماشین بیرون نزار و ... تا اینکه من بعد چندبار قلق پارک کردن دستم اومد و خواستم ماشینو بزارم تو پارکینگ که مال منه اما با چنان رفتار تندی مواجه شدم که انگار من باید همیشه ماشینم بیرون باشه و جالبه که صبح زود منو بیدار کرده که بیا ماشینو ببر بیرون اما من خونسرد و آروم بدون اینکه خودمو ناراحت کنم گفتم عزیزم شما ماشینو ببر من بهت فرمون میدم بعدچندبار بیرون بردن قلق دستت میاد من ماشینمو به هیچ عنوان بیرون نمیزارم دیگه تمرین کردم و الان راحت ماشینو میارم تو و میبرم بیرون درحالیکه داشت از عصبانیت منفجر میشد ماشینو برد بیرون و من دیدم چقدر راحت و بیدردسر میتونه ببره اما این مدت چقدر به من زور میگفت و من چقدر راحت زیر بار حرف زور رفتم 😔😔

وواقعیتش واقعا تاثیر حرفهای بانو آرتمیس بود که منو به فکر فرو برد که خجالت و رودروایسی رو گذاشتم کنار🌹🌹

دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ ، ای هیچ برای هیچ برهیچ مپیچ
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز