2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 376744 بازدید | 1784 پست

سلام دوستان ،من میخاستم صحبت های پرنسس در تاپیک هاش را ،کپی کنم و بعد انتقال بدم به کامپیوتر و بعدش هم پرینت بگیرم،چون دختر دارم ،خیلی برام مهمه اشتباهات مادرم را انجام ندم و دخترم اشتباهات من را انجام نده. بعدش تصمیم گرفتم ی کانال خصوصی بزنم و لینک بزارم تا دوستان استفاده کنن،

ولی به شدت چشمام ضعیف شده از بس این چندسال گریه کردم

اینا گفتم شاید ایده بشه برای دوستان

اگر کسی این کار را انجام داد ، اجازه بده ما هم استفاده کنیم 

🌷🌷🌷

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

سلام بانو جان ، خیلی خوشحالمون کردید که برگشتید

بانو جان ی نفر تو فامیلا یکی دوبار بهش سلام کردم ج نداد ، دفعه بعد من بهش سلام نکردم، یکی دوبار هم بی احترامی کرده بودن خودش و شوهرش به ما ، من به مادرشوهرم گفته بودم که یکی دوبار سلام کردم ج نداد، منم دیگه بهش نکردم، چون میدونستم میاد گلگی میکنه به مادرشوهرم گفتم، از قضا گفته بود و یه چند نفر دیگه هم گفته بود مادرشوهرمم حرف منو بهش زد که ج ندادی دیگه سلام نکرده

حالا اگه دوباره دیدمش بنظرتون با صدای بلند بهش بگم سلام خانم فلانی یا دوباره بهش سلام نکنم، با توجه به اینکه همه الان میدونن این قضیه رو و زوم کردن رو رفتار من، اینم بگم خانواده شوهرم فوق العاده خاله زنک و اهل حرف و حدیثن، ایشون هم سابقه ی خوبی نداره و همیشه در حال گلگی از جاری مادرشوهر خواهرشوهر، همه در ظاهر باهاش خوبن ، مثلا دیدم مادرشوهرم چقدر گرم می گیره پشت تلفن باهاش ولی تو حرفاش فحشش میده و گلگیشو به پدرشوهرش کرده بخاطر رفتارهای خودش و شوهرش.

سلام بانو ارتمیس عزیز وسایر دوستان عزاداریهاتون قبول درگاه حق باشه

این مطلبی که می خوام عنوان کنم به عنوان تجربه شخصی بارها برای خودم به اثبات رسیدس وبدنیست دوستان هم بهش توجه کنند واون ارتباط شخصی یاخانوادگی بااقایونی هست که افراد سمی به حساب میاند من بارها اززبون همسرم حرفایی شنیدم ازقول اقایون دیگه که متوجه شدم زیر پوستی قصددخالت وتاثیرگذاری منفی داشتند

مثلا اینکه ماخونه ای که خانومش شاغل باشه غدانمی خوریم یااینکه ازکارهای خانومشون بااب وتاب تعریف کردند یااینکه مازیاد به خانوممون میدون نمی دیم وازاینمواردبسیارزیاد ودیگه اینکه ماتوجمعهای دوستانه سفره جداگانه میندازیم وسعی می کنم نه خودم توکانون توجه باشم ونه خانمهای دیگه چون اینطوری راحتترم واینکه تومهمونیاانواع دسرهای رنگ وارنگ یاتزیین های انچنانی داشته باشم اجتناب می کنم تاحدودی اینموارد رورعایت می کنم ولی نه درحدجلب توجه چون این موارد برای من خیلی کمالی حساب نمی شه البته باعرض معذرت ازدوستان عزیزی که این مطلب رومی خونند وتوصیه می کنم بااجازه بانوی عزیزم (شان وسلامتی یه خانوم ارزشش بالاترازاینه که تومهمونیاحدتعادل رورعایت نکنه وزیادی خودش روخسته کنه.)

این جمله خیلی عالیه، دو سطره و یه کلمه جوابش فکر کنید یه گلوله آتیش گرفتیم دستتون و آه و ناله می ...

ماهورجان عالی گفتی منم این مورد روعملا درزندگی شخصیم اجرامی کنم افرادی رورها کردم وخیلی روافکارم تسلط دارم وفرددگمی نیستم وپذیرش باورها وسبک زندگی دیگران برام الهام بخش بوده

سلام بانو ارتمیس عزیز وسایر دوستان عزاداریهاتون قبول درگاه حق باشه این مطلبی که می خوام عنوان کنم ب ...

به قول بانو ارتمیس عزیزروابط سطحی کمتربه ادم اسیب رسانه من توانتخاب ارتباط باافراد وحتی فامیل باشناخت اقای خانواده ونوع ارتباط باهمسرش ارتباط خانوادگی برقرار می کنم چون می دونم دردراز مدت ممکنه رواخلاق همسرم تاثیر گذارباشه بخاطر همین ارتباط کمی بادیگران داریم ووقت زیادی برااین مهمونی بازیا نمی ذارم واین ارامش در تحصیل بچه هام تاثیر گذاربوده وومدارس خاص مشغولند.

سلام دوستان ،من میخاستم صحبت های پرنسس در تاپیک هاش را ،کپی کنم و بعد انتقال بدم به کامپیوتر و بعدش ...

دوست عزیز من همین اواخرتاپیک های بانوی عزیز روتموم کردم واینقدر محو مطالب پرباراین تاپیک هابودم که حیفم اومد به مرورزمان برام کمرنگ بشه ودوست داشتم مثل شمابرای دخترم که بعدها تصمیم به ازدواج داشت سیو کرده باشم بخاطرهمین چندتاچنل درتل زدم که یکیش باورهای رشد دهنده نامگذاری کردم وسخنان بانو رو دراون منتقل کردم ویکیم چنل خردجهان وخردهای بانومانترال روسیو کردم

بانوی عزیزوقتی من قلم شمارومی خونم یادحدیثی ازقول یکی ازمعصومین میفتم

(فرمودندکسی که چهل روزاعمالش روبرای خداخالص کنه خداوند درهای حکمت روبرقلب وزبانش جاری می کنه)

ودرکلام شمامن حکمت ومعرفت رومی بینم خیلی زیاد دوستت دارم وازخداوندارزوی سلامتی وموفقیت درزندگی برات می کنم ایناروگفتم که بدونی من هروقت به این تاپیک سر می زنم مشتاقانه منتظرشماهستم .

وعلی الحساب این بوس دورادور به لپت😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘

ببین، برو، اما نخور از غذایی که دوست نداری. چند بار نخوری یا برات غذای جدا درست میکنن یا یک وقت دیگه ...

سلام بانو ارتمیس عزیز.ممنون بابت شفاف سازیتون.حرفتون خیلی قشنگ بود بله منم واقعا پای سفره ی خالیه کسی که نداره میشینم.ولی هدف اونا فقط حضورحتمی ما توی خونشون هست مثل دستوری که صادر شده و رد خور نداره تحت هیچ شرایطی.دوماهی هست پدرهمسرم فوت کرده.و مهمونی اومدن و رفتنشون خیلیی زیاد شده همسرم خونه باشیم اصرار شدیدداره بریم. حتما.بعد از فوت پدرش  مادرش و همه کاره و بزرگ خودش میدونه.بدون اجازش ابم نمیخوره.مشکل اصلی خودش هست که پیششون نشون داده در هرشرایطی و هر زمانی که دعوت کنن ما حضورداریم.میدونم این باز برمیگرده به شاغل نبودن خودم.که فعلا امکانش نیست و رضایت هم نمیده.اما کارهای خونه بچه داری کارای شخصی و تفریحات سفریا هربرنامه ی دیگه ای براش ارزشی نداره وقتی اونا دعوت کنن.مادرش ده برای یه سفر نظرعوض کنه بگه میریم نمیریم اصلا ایرادی نداره براش به بهانه ی پشت درد جایی که دلش نخواد نمیره بخواد هم حتی میره کوه جایشم درد نمیکنه اما من یه بار بگم ما نریم دیگه یا تازه اونجا بودیم یه هفته قهرمیکنه..همسرمم مطیع کامل ایشون هست.خیلی وقتا تا دیرتر بریم خودمو مشغول نشون میدم کارامو عقب میندازم دم در وامیسته تا من و دخترم اماده شیم و کلافم میکنه.پدر همسرم ادم خیلی عصبی بود اجازه ی خیلی از کارهارو نداشتن .امه بعد از فوت ایشون دست و بال مادرهمسرم باز شده توی سفر رفتن توی ناز کردن .یه روز میره دکتر برای سرش یه روز برای پشتش اون تموم نمیشه برای پاهاش.یه انگشتش زخمی بشه کل طایفه میفهمن از بس ناله میکنه.ولی من کاملا متوجه شدم فقط برای سفت کردن پاش توی زندگی پسراشه این کاراش.میخواد خودشو کامل بزاره رو دوششون.سال اول ازدواجم با یادگیری از مادرم خودمو خیلی محکم نشون میدادم انگار توپم نمیتونه تکونم بده.اما دیدم فایده نداره منم دکتر رفتم شوهرم فهمید با سن کمم منم دیسک گردن و دیسک کمر دارم.میگرن هم دارم چیز عجیبی نیستن .اما ناله ی مادرش خیلی بیشتر غالب هست.به لطف شما و تاپیک هاتون خیلی پیشرفت داشتم تو زندگیم ولی با فوت پدر همسرم و دیسیسه و حیله های مادرش تموم زندگیمون تحت الشعاع خودش هست .تموم مهمونیاشون باید بریم.سفرهاش زیاد شده.دکتر رفتنهاش صد برابر.باورکنید بدجنس نیستم میدونم همسرش فوت شده همسری که میدونم ارزوش بود یه چیزیش بشه ولی واقعا ناز و حیلش زیاد شده.و هیچ کدوم از پسرهاش متوجه نمیشن.به قدری خودشو نحیف و ضعیف نشون داده پیش همسرم با ۹۰کیلو وزن که انگار نوزاد خردساله کسی نمیزاره دست به سیاه و سفید بزنه.تا میایم خونش تا ابم بخوره همسرم میگه مامان بشین خانمم و دخترات هستن کار کنن بشین.مامان پانشو .کارنکن.بریم فلان جا بیایم اونجا.

سلام بانو ارتمیس عزیز وسایر دوستان عزاداریهاتون قبول درگاه حق باشه این مطلبی که می خوام عنوان کنم ب ...

ممنونم مهشید عزیز از به اشتراک گذاری تجربه تون . اتفاقا منم قصد داشتم سوالی در این زمینه از بانو آرتمیس عزیز بپرسم . من خودم هم تمایلی به تهیه ی دسرای متفاوت و چندجور غذا و خسته کردن خودم ندارم ولی بارها تو همین سایت دیدم که میگن درست کردن یک نوع غذا بی احترامی به مهمونه و انواع حرفها . از طرفی من خودم به شخصه خونه ی کسی که چندجور غذا آماده کرده معذب هستم چون اگر اون فرد بیاد خونه م من به صورت متقابل نمیتونم و نمیخوام چند جور غذا سر سفره م باشه . همین چیزها یه حس تضادی میاره که کدوم منش و طرز تفکر درست هست ! 

به جای تربیت دیگران ، خودت را تربیت کن 

نمونش الان که باوجود اینکه جمعه با خانواده ی همسرم و فامیلاشون بیرون بودیم  امروز نهار که مهمون داشتن باز اومدیم اینجا از صبح.قرار بود عصر برگردیم بریم خرید.مهمونا رو برده بیرون خرید میوه.زنگ زده میگه امروز دیره نریم خرید واسه شام بمونیم خونه مادرم باز اون خواسته گفته غذا هست دیگه نرین.باوجود اینه پدرمادرمادر من یه هفتست مشغول سفیدکردن خونشون هستن یا ساعتم بهشون سرنزده.گفتم مامان منم چن شبه بهم میگه میگم واسه یه شب دیگه باشه اما باز اصرار میکنه .نمیفهمش واقعا !!قطع کردم پیام دادم کاش یه بارم رو حرف من حساب میکردی اینهمه مادرخودم دعوت میکنه نرفتیم یه بارم تو بگو کارداریم .میدونم وقتی برگرده باز اخم و تخماش شروع میشه بابت این اعتراضم ،،،

سلام عشقم خوبی  دخترت بزرگ شده دلم واست تنگ شده بود  منو یادته؟؟


سلام عزیز دلم😍 .بله از آب و گل در آمده 😁

دل به دل راه داره عزیزمی 😘

تا حدودی خاطرم هست 🥰🥰

حالت خوبه ؟ اوضاع خوبه ؟ رو به رشدی؟😍


دانی از زندگی چه میخواهم ....من تو باشم، تو، پای تا سر تو...زندگی گر هزار باره بود...بار دیگر تو، بار دیگر تو...

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز