2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 376547 بازدید | 1784 پست

دوستان عزیزی هم که میگن ما نمیخواهیم غیر صمیمی باشیم، میل خودشون هست.

این تاپیک برای اونهایی هست که صمیمیت و نداشتن حد و مرز به زندگی شون لطمه زده و حالا چاره ی کار رو در کم کردن این صمیمیت میدونن، اما نمیدونن چطور از میزان صمیمیت باید کم کنن.

گاهی حتی ما نمیدونیم چه چیزهایی مصداق صمیمیت و غیر صمیمت هست.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
ممنونمممم بابت مطالب مفیدی که به اشتراک میزاری میشه لطفااااااااا به من بگی چجوری صمیمی نباشم ولی خش ...

برای عدم صمیمیت فقط کافیه زیاد حرف نزنید، خود افشایی نکنید، رازهاتون رو نگید،شوخی نکنید، کار مشترک با دیگران نکنید، رفت و آمد زیاد و طولانی مدت نداشته باشید.

اما میتونید به دیگران لبخند بزنید، خیرخواه باشید. مفید باشید، مهربون باشید، کاری از دستتون برمیاد انجام بدید.

ما نمی خواهیم آدم بدی باشیم. یا قرار نیست همه جا غیر صمیمی باشیم. دوستانمون هستند، فامیل هامون و هزار و یک نفر دیگه.

اما انتخابمون برای افرادی که مارو اذیت کردن عدم صمیمت هست.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

کار خوبی میکنی که صمیمی نمیشی. گذشت زمان نتیجه این چنین صمیمیت هایی رو بهشون نشون خواهد داد. با دیدن ...

دقیقا من هم نتیجه همین صمیمیت بیجا رو بوضوح دارم توی زندگیم میبینم.اوایل نامزدی تا اوایل ازدواجم بقددددری با خواهر همسرم صمیمی بودم که حتی ب شوخی بهم بیحرمتی میکردیم میگفتیم شوخیه!!!!

نتیجه ش این شد ک این دختر اونقدر خودشو با من راحت دید که از روز اول زندگیم تا یکسال با من زندگی میکرد!!!!

وبعد هم‌کار کشید به قهر و دعوا و... الان که باهم سرسنگینیم و یجورایی جنگ سرد بینمون برقراره و دیگ هیچ خبری از اون صمیمیت نیست اون باز هم‌پاش تو زندگی من بازه به هر طریقی .مثلا الان اومده دومااااه بخاطر یه کلاس دوباره مونده خونه م.هرچقد هم ک با خودش و خونوادش سردم و بهشون بی محلی میکنم انگار اصلا شخصیت و فهم ندارند که یذره خودشونو بکشن عقب.نمیدونم‌چیکار کنم با این آدم ها .آرتمیس جان لطفا راهنماییم میکنید؟؟🙏

در همین راستا من لفظ "جان" را از کنار اسم همه شون برداشتم و لفظ خانم رو میگذارم. تعجب هم میکنن، اما ...

من نمیتونم به کوچیکتر از خودم مثلا بگم الهام خانوم اسم شون و خالی صدا میکنم اونها هم همین طور

خدایا شُکرت که من مامان یه نی نی سالم و صالح و زیبا شدم💪😍

عزیزم همسر من همون طور ک جلوی پدر و مادرش پاش رو دراز می کنه یا می خوابه جلوی پدر و مادر من هم هست اما من هیچ وقت این کار رو نمی کنم و این حد از صمیمیت همسرم رو بی ادبی می دونم ولی بهش که میگم میگه میخوای راحت نباشم باهاشون؟ و اگر بگم آره فوق العاده خشک رفتار میکنه و حتی تهدید میکنه که کلا چون راحت نیستم باهاشون نمیام از اون ور بوم میفته حتی به زور جوابشان رو میده. همسر من از اون مدل آدمهای شوخ و شلوغه که جمع رو دست میگیره حتی گاها مسخره میکنه و میگه دوست دارم تو هم مثل من باشی من از اول ازدواجم رسمی بودن رو پیشه گرفتم ولی همسرم چون خودش این جوری نیست و بد می دونن دوست داره من هم مثل خودش باشم حتی عید دیوار خونه مادر من رو دستمال کشید مادرش که جابجایی داشت از من توقع کمک داشت من هم واقعا سختم بود چون میخواستم رابطمون همون جور با مرز باشه و متوقع نباشن از طرفی هم دوست ندارم همسرم دیگه از من یاد بگیره و کمک نکنه یا با جمع هم این جور صمیمی نباشه بنظرتون چیکار کنم؟   

خدایا شُکرت که من مامان یه نی نی سالم و صالح و زیبا شدم💪😍
سلام عزیزم چقدر خوبه که بازم اومدی اینجا ممنونم واقعا من یه دوستی دارم که به واسطه مدرسه بچم باهاش ...

سلام دوستان. ولش کن به نظرم. عذرخواهی هم کردی و نپذیرفته. یعنی دنبال بهانه است. پس بهتره کنار بگذاریش، اما این دوستی رو تبدیل کنی به تجربه و رشد کنی. 

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
دقیقا من هم نتیجه همین صمیمیت بیجا رو بوضوح دارم توی زندگیم میبینم.اوایل نامزدی تا اوایل ازدواجم بقد ...

به همسرت بگو که راحت نیستی از حضورش و اونجا خونه ی شما هم هست.اون دیگه مهمون نیست. مثل مهمون باهاش برخورد نکن. وظایف روزانه اش رو گوشزد کن اگر همسرت اصرار داره که بمونه. و اینقدر راحت رفتار کن توی خونه ات که اون معذب بشه از حضورش. به جایی که ما مدام کاسه چه کنم چه کنم دست بگیریم، کاسه ی چه کنم رو بده دست اون. جوری رفتار کن که اون معذب بشه به جای شما.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

سلام دوستان وقتتون بخیر.گاهی اوقات که میخواهیم صمیمی نباشیم و حد و حدود رو رعایت کنیم تا اسباب بی احترامی درست نشه .دقیق طرف مقابلمون متوجه هدفمون میشه و با زیادی راحت بودن میخواد مقابلمون قراربگیره.نمونش مادرهمسرم.با وجود اینکه میدونه و ازم شنیده بارها که کله پاچه نمیتونم بخورم حالم از بود بد میشه مخصوصا مارو هم دعوت کرده.فوقش اونجا برم میگه راحت باش چی دوست داری خودت بپز.یا نهایت تخم مرغ بزاره.ادم با یه وعده چیزیش نمیشه ولی میخواد به هدفش برسه.یا اکثرا که میریم یه ساعتی دم غروب قبل شام که اونجاییم. میگه پاشو اگه دلت چایی میخواد برای خودت بریز.اونقدر ماهرانه میخواد به هدفش به قول خودش صمیمیت و راحت بودن برسه که جا برای گله نمیمونه.جلو ی همسرم ابدا اینا ایراد نیست و اگه چیزی بگم حتما دعوا میکنه.

میگه اینم از عروسای این دوره زمونه از غذا بدشون میاد از چای ریختن فرارین میگه ببینم یه وقتی باهم زندگی کنیم چیکارمیکنی؟؟به شدت به شدت روشون حساسه.و هیچ کاری رو از طرف اونا بی احترامی نمیدونه.و لقب صمیمیت و مهربونی بهش میده.میگه جای مادرته جای خواهرته!

عزیزم همسر من همون طور ک جلوی پدر و مادرش پاش رو دراز می کنه یا می خوابه جلوی پدر و مادر من هم هست ا ...

به همسرت زیاد کار نداشته باش. اگر کار زیاد وحشتناکی نمیکنه. هر کس یک رفتاری داره و تذکر دادی. اما دوست نداره بپذیره. اگر اون کمک میکنه، طبیعی هست که توقع داره شما هم بکنی. یا موضعت رو مشخص کن، بگو ببین، من کمک کسی نمیکنم به جز مادر خودم. تو هم اگر دوست داری کمک کنی، من واقعا قدردانت هستم، اما اینکه کمک کنی که من هم کمک کنم، با عرض معذرت من دوست ندارم. من محبتم رو جور دیگه ای میرسونم. مثلا غذا بپز، کیک ببر. بخشی از غذای مهمونی شون رو به عهده بگیر، اما توی خونه خودت.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
سلام دوستان وقتتون بخیر.گاهی اوقات که میخواهیم صمیمی نباشیم و حد و حدود رو رعایت کنیم تا اسباب بی اح ...

اگر از قبل میدونی غذا چیه، برای خودت از خونه بردار. یا خونه غذاتو بخور، اما اونجا هم برو. به هیچ عنوان خودت رو مجبور نکن غذایی رو که دوست نداری بخور. میگه چای بریز، بگو ببخشید من راحت نیستم، مهمون بیاد خونمون من خودم براش چای میریزم.

اومدنی هم خودت همه چیز رو بیار. بگذار تکلیفشون رو باهات بدونن.

یاد یک سریالی افتادم. الان میگم

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

امشب برای کله پاچه دعوتمون کرده .برم حتی نزدیک شام میگه یه چیزی درست کن چی دوست داری.دیروز به همسرم گفتم خودت برو من دوست ندارم با زرنگی تمام دعوا درست کرد .گاهی بانو جان طرفمون یه جوری توپ رو میندازه زمینمون که به فکرمون خطور نمیکنه لحظه ای که چیکارکنم.اجازه ی کوچکترین گله ندارم پیش اون .ابدا به قول معروف میخواد گربه رو دم حجله بکشه.قبل از درست شدن دعوای من با خانوادش جلوش رو از طرف من بگیره بی انصافانه

اگر از قبل میدونی غذا چیه، برای خودت از خونه بردار. یا خونه غذاتو بخور، اما اونجا هم برو. به هیچ عنو ...

خیلی ممنون از پاسخ گوییتون .و لی بگم راحت نیستم با پیازداغ فراوان برای همسرم تعریف میکنن.به قول شما توی باورهاشون نهادینه شده عروس همون دختر خونه هست اما بدون مزایای دختر بودن و فقط دور از جون همتون کلفت میبیننش.مجبورم بگم چای نمیخورم مرسی!

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز