2777
2789
عنوان

خواهر شوهر

225 بازدید | 18 پست

فک کنید جایی که شما میشنید انگور اینا میکارن تازه ازدواج کردین و 6 تا جاری دارید

بحث سر این بود که زمستون کار و بار نیست منم گفتم کار خونه چیه خواهرشوهرم گفت کار خونه همیشگیه حالا وقتی هوا گرم شد باید شب کارای خونه رو بکنی فردا بری باغ

این 6 تا جاری شبیه خدمت کار برای اینا کار میکنن

چوری که من اومده بودم تفقو داشت که منم مثل اونا باشم بعدش کنار اومد که من اینجوریم

فک کن اینا سنشون از من خیلی بالاست مثلا من 18 یا 19 سالم باشه اونا 30 یا 40 سالشون حتی بالاتر

از همون بچگی که اومدن یه مدت با مادرشوهرم زندگی کردن اینحوری که من فهمیدم کارای خونه شام و ناهار رو اونا میذاشتن

وقتی ازدواج کردیم خونه ای ما جدا بود پدرشوهرم دو یا سه باز بهمون گفت شام ناهار باهم باشیم منو شوهرمم قبول نکردیم چون سنشون بالاست خیلی چیزا رو دوس نداشتن

و حتی چند بار گفت دیگه ما پیر شدیم تو باید بپزی ما بخوریم

اتقار من خدمت کارشونم

خیلی دخالت های دیگه

اما من کم کم فاصله گرفتم نذاشتم بیشتر دخالت کنن الان حرفشون وقت برای خودشون حرفه

در جواب اینکه هوا گرم شد باید کارای خونه رو شب بکنی صبح بیایی باغ چی میگفتم؟


مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

به دنده پهن بزن و ازین گوش بشنو و ازون گوش بیرون کن

من تواین مواقع جوابشونو نمیدم چون تو شان خودم نمیدونم ک کلکل کنم اما اخرش کار خودمو میکنم

اونا هم ب مرور این رفتارشونو کم کردن

هنوزم ازین دخالتا میکنن اما منم بدون جروبحث اون کاری ک اونا میخان رو انجام نمیدم

همین مرزبندی و حفظ حریمو سفت و سخت ادامه بده...

اره اولش ساده بودم بلاخره ادم نمیدونه چطور خانواده این

از ححاب از خوابیدن زیاد از همه چی یه چی گیر میداد

منم تصمیم گرفتم حدو حدود رو رایت منم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792