سلام بانو جان
خسته نباشی و خداقوت
من مادرشوهرم هیچ وقت دعوتمون نمیکنه یا حتی همینطوری هم زنگ نمیزنه نمیگه بیاین خونمون.اگه مدتهای طولانی هم نریم اصلا به روی خودش نمیاره
تو تماس هاش با شوهرم فقط حال بچه هامو میپرسه و شوهرم هروقت میره خونشون میگه چرا بچه هاتو نیاوردی؟اصلا سراغی از من نمیگیره
مجبورم برای اینکه قطع رابطه نشه خودم هر ماه یکبار دوماه یکبار برم خونشون که وقتی میرسم هم بهم بی محلی میکنه و تحویل نمیگیره خواهرشوهرا هم همینطورین از قیافشون نفرت میباره و گاهی برای سلام کردن هم از اتاق بیرون نمیان.یا سلامشون سرد و سرسریه
خودشونم بی دعوت نمیان
یعنی الان شرایطو طوری برای من طراحی کرده که من فقط باید به سمتشون قدم بردارم مثلا تا دعوت نکنم نمیاد خودشم که نه دعوت میکنه نه سراغ میگیره باید خودمو سبک کنمو بی دعوت برم خونشون که مبادا قطع رابطه بشه
میشه منو راهنمایی کنی که چکار کنم؟؟؟رفت امدمو؟
اگه هم مدت طولانی نرم وفقط شوهرم بره با ناراحتی به شوهرم میگه بازم پسرتو نیاوردی ببینمش؟یا وقتی میریم داریم برمیگیردیم رو به شوهرم میکنه میگه بازم بچتو بیار ببینمش