2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 376688 بازدید | 1784 پست
ببینید دوست عزیز مادر شما مطمعنا خاطرات بدی از پدرتون داره و رفتارش با همسر شما ریشه در گذشته و باور ...

سلام دوست عزیز بسیار ممنونم از پاسختون نکاتی که فرمودین فاصله رو باهاشون حفظ کنم رو من انجامش میرم و تقریبا دوسالی هست ک هیچگونه صمیمیتی با خانوادم ندارم جز حرفای سطحی و مسائل پیش پا افتاده درمکرد چیز دیکه ای کلامی بهشون نمیگم....اما اونا مدام درحال حرف دراوردن درباره من و زندگیم هستن...چیزی ک ازارم میده اینه که بعد از هر دعوا انتظار دارن من پیشقدم بشم و بچه هامو ببرم ک مامانم ببینتشون .درحال ک همیشه شروع کننده دعوا خودشون هستن..دراین مورد که اینجور مواقع چکار باید بکنم میشه نظرتتون زو بدونم؟در این دعوای اخری هم شوهرم گفت حق نداری بچه هارو خونه مادرت ببری و صد البته خوودم هم دوست ندارم....اما خواهرام زنگ زدن کلی تهدید و حرف نامربوط که باید بری خونه مامان که بچه هارو ببینه و حالش بهتر بشه.

اصلا به اخم و تخم این قبیل افراد توجه نکنید. میخواد خوششون بیاد،میخواد نیاد. کسی اجازه نداره زندگی ...

سلام بانوارتمیس عزیزم، خوشحالم که سلامت هستید چندوقتی نبودید نگرانتون بودم وانشاالله سلامت ومثل همیشه موفق باشید

جمله شمامنو یاداین جمله اقای الهی قمشه ای انداخت من ازاون روزسعی کردم با روش ایشون جلوبرم

جملشون این بود که مانمی تونیم توزندگی به دیگران نگاه کنیم وطبق میل اونها کارکنیم مافقط درزندگی باید خدارودرنظر بگیریم ورضایت اون برامون مهم باشه حالا دیگران می خوادخوششون بیاد یانیاد مافقط به خدای خودمون بایدجوابگوباشیم

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

سلام بانو ارتمیس عزیز.خود من واکنش اطرافیان خیلی برام مهم نیست و طوری که درست هست رفتار میکنم که نه ...

قدرت متن سازی رو دست کم نگیر.

شما باید بتونید همسرتون رو همراه خودتون کنید.

شما متن سازی نکنید، دیگران میکنن. اما بر علیه شما.

چطور به یک بچه چیزی یاد میدید؟

به همسرتون هم یاد بدید.

اما غیرمستقیم.

زن و مرد باید هم فکر و هم رای و هم عقیده باشن.

اگر نه زندگی جهنم میشه.

هم فکری و هم رایی با صحبت کردن و حرف زدن و خاطره تعریف کردن و تجربه کردن به دست میاد.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
سلام بانوی عزیز ازینکه ک به واسطه تاپیک های پربارتون با شما اشنا شدم بسیار خوشحالم و سعی میکنم با د ...

سلام عزیزم.

گاهی دلسوزی بیشتر به ضرر خودمون و طرفمون هست.

شما به عنوان یک خانم، در نقش یک همسر، وظیفه داری اجازه ندی از سمت خانواده ات بی احترامی ای نسبت به همسرت بشه.

کامل توضیح ندادی چرا بین همسرت و مادرت مشکل پیش اومد تا ببینیم حق با کی هست.

اما اینها توصیه من به شماست.

به مادرت زنگ بزن، بگو مادر من، احترامت بر من واجبه، هر چی هم به من بگی، بخاطر حق مادری که به گردنم داری چیزی بهت نمیگم. ازت میرنجم، اما بی احترامی نمیکنم بهت، بلکه ازت دور میشم. لطفم بهت کم میشه و محدود میشه به انجام وظایفم در قبالت با دلی شکسته و از روی اکراه.

اما حق بی احترامی نسبت به همسرم رو نداری.

این بچه ها که دوستشون داری، بچه های این مرد هم هستند.

با این کارت باعث جداییت از نوه هات میشی.

امروز میام بچه هارو میارم تا ببینی و دلت باز بشه. اما اگر به همسرم بی احترامی کنی میرم.

از همسرت هم دلجویی کن.

بهش بگو ناراحت نشو، من میدونم حق با توست.

اما مادرم هست. اگر اجازه میدی میخوام برم به مادرم سر بزنم. اگر هم دلخوری؛ بهت حق میدم و اولویت زندگی من تو هستی.

خواهرهات هم زنگ زدن بگو لطفا در مسائل زندگی من دخالت نکنید. اولویت زندگی هر کس، همسرش هست. نه پدر، نه مادر، نه خواهر، نه برادر و نه بچه.

اگر شما هم احترام همسرم رو نگه ندارید، واقعا ازتون دلخور میشم.

روی حرفت هم بمون تا دیگران تغییر کنن. کوتاه بیای باز آش همین آشه و کاسه همین کاسه.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
بانو ارتمیس جان سلام عزیزم. اومدم بگم چقدرررررر این مساله مهمه یعنی عدم صمیمیت وبلدبودنش. چون خیلی ه ...

سلام عزیزم. خوشحالم دوباره میبینم اسمت رو.

مثال بزنید دیگه.

شماها سال بالایی های این کلاسید.

یکم کلاس داری کنید.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
سلام عزیزم. برات مهم نباشه. هر کس یک رفتاری داره. ما باید اصول و معیارهای خودمون ملاک رفتارمون باشه. ...

عزیزم اگه همسرمان ما رو مجبور کنه یه صمیمیت ،؟

شوهر من خیلی ناراحت میشه و همش میگه حرف بزن رفتی  خشک بشینی اصلا نریم

و قسم به نور،وقتی از زخم هایت وارد میشود،تا غم در آغوشت نگیرد...
سلام روز همگی بخیر بعد چند ماه رفتیم خونه مادر شوهر چون خواهر کوچیکه زاییده . خواهر شوهر بزرگم که خی ...

 بانو آرتمیس خوشحالم برگشتید لطفا یه راهکار هم به من بدید

سختی های زندگی بی حکمت نیست و پشت مشکلات و سختی های زندگی حکمتی الهی نهفته است که شاید بر ما پوشیده باشد

اگه میشه عزیز منم راهنمایی کنید

من شخصیتی صمیمی دارم و پرحرف و بگو بخند بشدت مضطرب و استرسی
روزی که عقد کردیم  خانواده همسرم خیلی شوهرم رو راه و چاه نشون میدادن که هر جور شده از من سواری بگیرن(از اشتباهات و بدی هاشون بگم واقعا میبینید که سواری دادم )
خلاصه این شوهرم همیشه تمام حرفش نصیحت غیر مستقیم من بود
مثلا عروس فلانی خیلی خشکه من دوست دارم همسرم با خانوادم صمیمی باشه و اینکه تو چرا کم حرف میزنی و .. داعما سر صمیمیت منو تحت فشار میذاشت.
عروس فلانی بدرد نمیخوره میره خونه مادر شوهرش چایی رو فقط پخش میکنه شعور نداره یه چایی جلو دست مادر شوهرش بزاره(این باعث شد که من جایی رو پخش میکردم هیچکدوم برنمیداشتن خودم خم میشدم میزاشتم جلو دستشون)
رفته رفته همه کارها افتاد گردنم و مادر شوهرم کامل خودش رو زد به مریضی و رسما شدم کلفت
تا بیکار مینشستم میگفت پاشو در رو باز کن گرمه و یا ببند سرده
خواهر شوهرم می گفت دستم کثیف شد پاشو واسم دستمال کاغذی بیار خیلی هم با شوهرم به اختلاف افتادیم و من تمام ناراحتی ام رو سر شوهرم خالی میکردم
👇👇👇
تا اینکه بعد عروسی مون باردار شدم و استراحت مطلق تا اون موقع تقریبا باهام خوب بودن بدی هم داشتن
و چون نتونستم کار کنم بشددددت باهام دشمن شدن و هیچ بدی نمونده که در حق من نکنن
از چیدن کادوهای دوست دختر همسرم بگیر تا بی حرمتی و حتی داد زدن سرم و دستور دادن طوری که دوبار خونریزی کردم کم مونده بود سقط بشه بچه ام
بعد زایمانم شوهرم رو یاد دادن که چرا مادرش نمیرسه و منو با اون حال سزارین فرستادن خونه مادرم
به خودم هیچ کادو و به بچه ام حتی نگاه هم نمیکردن
تا اینکه 3 ماهگی بچه ام ناخواسته  باردار شدم
9 ماه بحدی اذیتم کردن  فکر کن مادر شوهرم میگفت خوشحال نشو پسر داری مثل باباش دختر باز میشه  و شوهرم رو پر میکردن که شوهرم با کمر بند سیاه و کبودم میکرد خیلی کتک خوردم تحقیر شدم و متلک های جگر سوز شنیدم  حتی خودکشی کردم
از بدی هاشون بگم یک کتاب میشه
خلاصه اصلا به من و بچه هام کوچترین محلی نذاشتن و نمیزارن
من با همه اینها کنار اومدم و واقعا گذشت کردم و میتونم بیخیال بشم اما همچنان دست از سرم برنمیدارن
اما سه تا مساله هست که واقعا آزارم میده و هر بار فکر میکنم گریه ام میگیره

👈 اول اینکه من دوتا بچه 1 و 2 ساله دارم و همچنان توقع کار تموم نشده میرم خونشون خیلی دستور میدن اجازه نمیدن یک لحظه استراحت کنم (من بخاطر همون مجبورم همش خودم رو با بچه مشغول کنم و دنبال بچه برم تا نزدیک نباشم که دستور بدن ) این سری آخر خود شوهرم گفت پاشو استکان رو جمع کن در حالی که مادر و خواهرش نشسته بودن و داشتن عکس العمل منو نگاه میکردن
مادر شوهرم میگه مریضم و
حتی میرم خونشون سلام و پا شدن نداره انگار نوکرشون رفته و ابدا از جاش بلند نمیشه مجبور میشم واسه دو ساعت مهمونی همه کار رو خودم بکنم چون بهم دستور میده و همه کارها رو میگه بهم و با لبخند منو تماشا کنه  واقعا قضیه کار رو نمیتونم حل کنم تو رو خدا به دادم برس بخاطر کار بشدت در عدابم چون مادرش خودش رو زده به مریضی و جواب تمام آزمایشاتش سالمه
مشکل دومم👈 اینکه تو این 2 سال حتی یکبار هم بچه هام رو بغل نکردن هیچ حتی نگاهشان هم نکردن
الان همش میگن شوهرم باید بچه اولم رو با خودش تنهایی ببره اونجا تا با دختر عمه اش بازی کنه و میگن زیاد بیار تا ما با بچه ارتباط بگیریم در اصل مبخان بچه ها با شوهرم برن و منو  دیگه اصلا هیچی حساب کنن نوه و پسرش بره منم که آدم نیستم انگار خیلی اصرار دارن و الان شده اختلاف بزرگ که شوهرم میره با بچه ها بره
(پیش من با بچه ام بدرفتاری میکنن به شوهرم میگم میگه تو نمیفرستی اینجور میکنن بخاطر رفتارشان بهشون اعتماد ندارم بچه ام بدون خودم بفرستم )
مشکل سومم👈 شوهرم رو با مثال از بقیه پر میکنن مثلا عروس فلانی حتی یه چایی پخش نمیکنه چقد بده و یا عروس فلانی اومد غذا پخت اون مهربانتر از زن تو هست
و یا پسر فلانی عرضه داره واسه مادر انگشتر خریده و ....
چون غیر مستقیم میگن رو شوهرم اثر هزار برابر داره
خواهش مبکنم منو راهنمایی کنید

و قسم به نور،وقتی از زخم هایت وارد میشود،تا غم در آغوشت نگیرد...
مشكلي كه دارم وممنون ميشم راهنمايي كنيد اينه: مادر همسرم من بسيار بسيار زن زيركي هست و كاملا رو زند ...

دوستان یک نکته مهمی رو هم بگم.

مهم و کلیدی.

اگر یک حرفی رو، سر وقتش و مودبانه نگید، کار به جایی میرسه که مجبور میشید تحت فشار،اون رو با بدترین ادبیات و پرخاشگری بگید.

اون موقع حتی اگر حق با شما هم باشه، شما محکومید.

پس به حرفهایی که ناراحتتون میکنه همونجا واکنش نشون بدید.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

بانو ارتمیس عزیز مواردی که در مورد اون دو خانواده همکار گفتین رو منم تجربه کردم 

روزی که دو سال پیش اومدم این سازمان جدید ... خیلی در تحقیقاتم از خاله زنکی خانمهای اینجا شنیده بود م .. اولش که اومدم نقاب اخمو و کم حرف و جدی زدم ... طوری که بارها شنیدم معاشرتی نیستی و مغرور هست و ... خیلی هم سخته ادمی که معاشرتی هست خودش رو کنترل کنه


به مرور یکم یخم اب شد ا الان خدا رو شکر میکنم .. بارها خانمای اینجا رو شناختم ... دایما در حال زیراب زدن هستن .... هر چند روز یگ بار دک نفر با هم قهر میکنن و گاها دعوا ... 

یکی دوبار هم پرش من رو گرفت ولی خداروشکر که با کسی صمیمی نشدم ...



من فکر میکنم خیلی نزدیک شدن به ادمها در کوتاه مدت خوبه و خوش میگذره اما اگر جنس اون ادمها خیلی با تو متفاوت باشه مشکل ساز میشه

ما مالک هیچ چیز نیستیم ؛فقط نوبت ماست که از آنها استفاده کنیم😊پس ببخش و بگذر 

اگه میشه عزیز منم راهنمایی کنید من شخصیتی صمیمی دارم و پرحرف و بگو بخند بشدت مضطرب و استرسی روزی که ...

دوست من ..

توجه کن ...

الان کسی که با متن سازی داره به خواسته هاش میرسه کیه؟

اونهان...



در حالی که شما این رو میدونی ...


به نظرم روی دوست داشتن خود شروع کن .... از تاپیک قبلی بخون و امتحان کن ..

ما مالک هیچ چیز نیستیم ؛فقط نوبت ماست که از آنها استفاده کنیم😊پس ببخش و بگذر 

دوستان یک نکته مهمی رو هم بگم. مهم و کلیدی. اگر یک حرفی رو، سر وقتش و مودبانه نگید، کار به جایی می ...

سلام بانو خسته نباشید


تو تاپیک قبلتون،در مورد طب اسلامی و تبریزیان گفتین


خواستم بگم ایشون هیچ مجوزی ندارن و بادها وزارت بهداشت ازشون شکایت کرده به خاطر عوام فریبی


طب سنتی مورد تاییده

❤زندگی ام خوشایندم نبود، بنابراین دوباره آفریدمش  ❤  گابریل کوکو شنل

خواهر شوهر من تو این ۶ ماه که عقد کردم یک جمله با من حرف نزده سلام و خدافظی هم نمیکنه گاهی اوقات وقتی خونه مادرشوهرمم تا یک ساعت از اتاق بیرون نمیاد انگار اصلا من نیستم فوق العاده بدم میاد از این شخص بی ادب راهکار شما چیه در برخورد باهاش؟

خواهر شوهر من تو این ۶ ماه که عقد کردم یک جمله با من حرف نزده سلام و خدافظی هم نمیکنه گاهی اوقات وقت ...

خوش اومدی خانم زندی⚘⚘

از اینکه دعوت تون کردم این تاپیک تشریف بیارید،منظورم این بود که از اول شروع به خوندن کنید و حتی موضوعات قبلی رو هم مطالعه کنید.اینجا یه خورده با سایر تاپیک ها تفاوت داره و یکیش اینه که استارتر که راهنمای اصلی و دوست داشتنی مون هستند،مشغله ی زیادی دارند و گاهی اوقات بهمون سر میزنند.

۲)مشابه موضوع شما تا حالا مطرح شده و کلی تبادل نظر داشتیم با دوستان حاضر در این تاپیک،که میتونه پاسخ شما رو بده.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز