سلام من خواننده خاموش بودم تا همین الان که عضو شدم این تاپیک رو بزنم وازتون کمک بگیرم
من چند روز قبل از پریودیم عصبی وحساس میشم تمام ناامیدی ها واحساسای منفی میاد سراغم مشکلم داره جدی میشه چون اطرافیانم رو دارم اذیت میکنم خیلی دعوا میکنم سر هر چیز الکی ومسخره ای بعد همه چی رو میزنم میشکونم خیلی گریه میکنم و واقعا از خودم متنفر شدم همین که پریود میشم همه چیز عوض میشه وحالم خوبه چیکار کنم بتونم خودمو کنترل کنم؟
من خودم کلا در ماه ۷ روز حالم خوب بود تا اینکه خالمم که همین مشکل رو داره رفته بود دکتر بهش گفته بود یه دارو گیاهی هست به اسم پی ام اس پوز pms pause مال شرکت بهتا هست روزی دوتا یکی صبح یکی عصر بخوره . خلاصه منم گرفتم ازش الان یعنی تقریبا هیچی از پی ام اس ام حس نمیکنم بعد ۳ ماه مصرف که یعنی خدایی زندگیم عوض شده. داشتم هر چی رابطه داشتم تو زندگیمو نابود میکردم و از خودم متنفر بودم. الان یعنی خونواده با من واقعی بدون پی ام اس دارن حال میکنن 😂
اینم بگم باید یه یکماه حداقل مصرف کنید تا تاثیر شو کامل ببینید.
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
فدای تو ...نزدیک پریودت که میشه کارای شاد انجام بده...فیلمای شاد ببین... و حدالامکان زیاد دور و بر آ ...
الهی خیر ببینی چقدر خوب گفتی از چالش ها دور باشیم و از ادما فاصله بگیریم خب دست خودمون نیست اصلا این بهتربن راهه
زمان موسی خشکسالی آمد. آهوان خدمت موسی رسیدند که ما از تشنگی تلف میشویم،لذا از خداوند متعال در خواست باران کن! موسی به درگاه الهی شتافت و داستان آهوان را نقل نمود!خداوند فرمود: موعد آن نرسیده،موسی هم برای آهوان جواب رد آورد!تا اینکه یکی از آهوان، داوطلب شد که برای صحبت و مناجات بالای کوه طور رود. آهو پیش از رفتن، به دوستان خود گفت: «اگر من جست و خیز کنان پایین آمدم بدانید که باران می آید وگرنه امیدی نیست!»آهو به بالای کوه رفت و حضرت حق به او هم جواب رد داد. اما در راهٔ برگشت، وقتی به چشمان منتظر دوستانش نگاه کرد، ناراحت شد! شروع به جست و خیز کرد و با خود گفت:«دوستانم را خوشحال می کنم و توکل مینمایم؛ تا پایینرفتن از کوه هنوز امید هست!»تا آهو به پائین کوه رسید، باران شروع به باریدن کرد!موسی علیه السلام معترض پروردگار شد،خداوند به او فرمود: «همان پاسخ تو را آهو نیز دریافت کرد با این تفاوت که، آهو دوباره با توکل حرکت کرد و این پاداش توکل او بود!»هیچوقت نا امید نشو،لحظهی آخر، شاید نتیجه عوض شود «توکلات به خدا»
عزیزم عوارضی نداره؟چاق کننده نیست؟از داروخانه گرفتی یا عطاری
داروخونه😐😐 خیلی از دارو ها و شربت ها تو داروخانه گیاهین.لزوما ماله عطاری نیست
زمان موسی خشکسالی آمد. آهوان خدمت موسی رسیدند که ما از تشنگی تلف میشویم،لذا از خداوند متعال در خواست باران کن! موسی به درگاه الهی شتافت و داستان آهوان را نقل نمود!خداوند فرمود: موعد آن نرسیده،موسی هم برای آهوان جواب رد آورد!تا اینکه یکی از آهوان، داوطلب شد که برای صحبت و مناجات بالای کوه طور رود. آهو پیش از رفتن، به دوستان خود گفت: «اگر من جست و خیز کنان پایین آمدم بدانید که باران می آید وگرنه امیدی نیست!»آهو به بالای کوه رفت و حضرت حق به او هم جواب رد داد. اما در راهٔ برگشت، وقتی به چشمان منتظر دوستانش نگاه کرد، ناراحت شد! شروع به جست و خیز کرد و با خود گفت:«دوستانم را خوشحال می کنم و توکل مینمایم؛ تا پایینرفتن از کوه هنوز امید هست!»تا آهو به پائین کوه رسید، باران شروع به باریدن کرد!موسی علیه السلام معترض پروردگار شد،خداوند به او فرمود: «همان پاسخ تو را آهو نیز دریافت کرد با این تفاوت که، آهو دوباره با توکل حرکت کرد و این پاداش توکل او بود!»هیچوقت نا امید نشو،لحظهی آخر، شاید نتیجه عوض شود «توکلات به خدا»