سلام هر چند قردا باید ساعت ۶ بلند شم درس بخونم اما یکم خودم خالی کنم کنم...
دیشب ک خبر لغو تعویق شنیدم تا دم دمای صبح بیدار بودم برای احمقیت خودم گریه کردم (هیچوقت تو زندگیم مثل دیشب نشده بودم وقتی خبر شنیدم با صدای بلند هق هق میکردم اما اشکم نمیومد انگار خشک شده بود هه جالب بود از ی طرف دیگم مهمان داشتیم و خانوادم و اونا فهمیدن ک من امسال درس نخوندم ی درد عمیق پشت ی درد دیگه ) چرا گریه کردم چون توانایی درس خوندن دارم و ی وقت ۳ ماهه هم داشتم اما درست استفاده نکردم و وقتی شنیدم یک ماه وقت دیگ دارم از خوشحایی داشتم دیونع میشدم ک نشد اره نشد
اما ب جاش امروز تا جون داشتم درس خوندم نمیفهمم چرا اینقدر امسال بد خراب کردم دیگ سال سوم امسال هر رشته بشه میرم حتی بدرد نخورا هرچند پدرم نمیتونه بفرستم ازاد و اینا چون توانایی مالیش نداره شده خودم برم سر کار و پولش در بیارم اون دانشگاه ها هم انتخاب میکنم
تو این ۳ ماه فقط زیست ادبیات زیست ادبیات اما بقیه درس ها چی هی خدااا هیچی نخوندم نمیتونم درک کنم
بچه ها نگید حقت فلان و بهمان خودم میدونم فقط یگم دلم پر بود ک تنها جایی ک میتونم بگم اینجاست چون کسی نیست درکم کنه تازه دیشب برادرم بهم میگفت تو ک فولی بدرک یک ماه خخخ