2777
2789
عنوان

باغ خواستگارم

698 بازدید | 23 پست

بچه ها من قبلا هم گفتم پدرم و برادرم پارانویید دارن یعنی شک‌و بدبینی.این به کل خانواده تاثیرگذاشته.حالا یک خواستگاری دارم یکساله باهم هستیم خیلی خیلی پسرسالم وپاکیه.یعنی بارها بهم ثابت شده.اصلا اهل هیچی نیست .تاحالا هیچی ازش ندیدم چیزمنفی ای یا کاربدی .منم به شدت حساسم اونم خیلی شدیدا مراعات همه چیو میکنه من یه وقت شک نکنم بابت چیزی.پسرساده و اهل کاره و وضعیت مالی خوبی داره.من خیلی حساسم یکی یه چیز بگه مدت ها میره توفکرم و استرس میگیرم.این اقا شغلش ساخت و ساز باغ و فضای سبز هستش.یک باغ ویلا هم داره همینجا که اجاره میده به خانواده ها.مامانم از اونجایی که ماها ارثی خیلی ببینیم بهم گفت پسری که باغ داره خودشم اینکارس البته اون‌اوایل گفت .ولی این حرفش انقدر اعصابم خورد کرده بارها سر باغ داشتنش دعوا کردم بعد اونم همش باهام صحبت میکنه میگه اخه چه ربطی داره چرا انقدر شما منفی این.حتی گفته بخاطر میفروشم ولی من همش گیرمیدم بنظرتون مشکل داره شغلش؟البته خوبی کارش اینه از صبح تا شب تو زمین کارمیکنه با ۳ تا کارگر افغانی.و هیچ زنی تو کارش نیست همونجور که من میخواستمه

خودمم شغلم تدریس موسیقی.پیانو تدریس میکنم و  تو اموزشگاه پر از اساتید اقا هستش.ولی میگه من بهت هیچ شکی ندارم.ادم خودش خوب باشه هیچی خرابش نمیکنه.حتی بارها تودعوام گفته که ادم خودش خوب باشه به کسی شک نمیکنه خودش کار بد نکنه نمیگه طرفش فلان کارو کرده.میگه چطورمی میزارم اموزشگاه کارکنی چون خودم سالمم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

تاحالا انقدر گیر دادم بهش که گاهی جلوم گریه کرده گفته چرا اخه زجرم میدی من که انقدر بهت اهمیت میدم.ولی ارثی‌اینجوری ایم.بنظرتون بده یکی باغ ویلا داشته باشه؟ولی خب طرف خوب باشه

ن مشکل از شغل ایشون نیست 

مشکل از نگرش شماست همون طور ک خودتون گفتید

بهتره حتمن با مشاور صحبت کنید و کمک بخاید

مطمعنن مشاور بهتر راهنمایی میکنه شاید دید شما درسته و قضاوت من نادرست

اما میدونم اگر احیانا شما دچار بدبینی نسبت ب خاستگارتون باشید اگر باغشون رو بفروشن و شغلشون رو هم عوض کنن باز هم حس بدبینی شما از بین نمیره و قابل تحریک هستش

آن سفر کرده ک صد قافله دل همره اوست   هرکجا هست خدایا ب سلامت دارش

مشاوره برو الکی گیر میدی

من همسرم با یه خانم همکاره زنگ میزنن پیام میدم من نه میخونم نه گوش میدم وقتی هم شوهرم با اون صحبت می‌کنه بغلش میکنم بوسش میکنم یعنی اینکه بهت اطمینان دارم برام مهم نیست چیکار می‌کنه مردا از گیر دادن متنفرن

مرسی فافا جونم . اره بخدا دقیقا همینی که گفتی .ما کلا همینجوری بودیم .پدرم بارها به مادرم تهمت زده میگه با دایی هام در ارتباطی یا پول کم میشد میگفت دادی به کی.

بخاطرهمین رو ما هم تاثیرگذاشته. دقیقا شغلش عوض کنه باز من  به یه چیز‌دیگه گیرمیدم.حالا خداروشکر صبح تا شب کارش با دوتا کارگر افغانی هست ولی باز من استرس دارم گیرمیدم .بارها گریش دراومده گفته اخه از من چی دیدی اینجوری میکنی من که عاشقتم چی برات کم گذاشتم.واقعا بی نهایت خوبه ولی مشکل ازمنه میدونم

بله کایسا جون .خیلی خوبه یعنی همه کار کرده برام که من حالم خوب بشه.یکبار دیدم اینستگرام کسی رو لایک کرده بود البته موقعی که من باهاش دوست نبودم از بس عصبانی و دیوونه شده بودم.تازه اصلا من نبودم باهاش ولی دیوونه شدم سریع به کل اینستاشو دست و گفت بخدا تو نبودی هم اصلا خیلی کم میرفتم توش حالا که تو هستی میخوام چیکار.ماشینش ویدیو شو میدیدم یهو قاطی کردم گفتم این زنا لختن اعصابم خورد میشه سریع سی دی هارو شیرکوند گفت تو ناراحت شی میخوام دنیا نباشه انداخت بیرون انقدر که با درکه

هرکار بگم میکنه بگم میفروشه میفروشه.

حتی یکبار بهم گفت من تو نبودی هم اصلا اصلا به کسی توخیابون نگاه نمیکردم حالا که تو هستی اصلا اصلا همچین کاری نمیکنم که خیانت به تو بشه.

جالبه اینو گفت حساس تر شدم و نگاهاشوبیشتردنبال کردم.رفته بودیم جاده چالوس سه تا زن روبرومون بودم سریع کج کرد منو نشوند اون سمت گفتش بنظرت این چمن مصنوعیاقشنگه؟که اونا رد بشن بعد ما بریم.

یا کسی رو برامون نشسته بود توتخت جاده چالوس .یهو یه دختره اومد جلو نشست  فهمید دیدش مستقیم باشه ناخودآگاه دختره جلوشه سریع اومد روبروی من رو تخت نشست 

من فقط متن اول تاپیکت رو خوندم و بقیه کامنت هایی که گذاشتی رو نخوندم ولی عزیزم در حق ایشون ظلم نکن و اگه واقعا نمیتونی خودت رو صد در صد درمان کنی زندگی این بیچاره رو تباه نکن.حقیقتا خیلی دلم سوخت واسش و افرین بهت که میدونی مشکلت چیه و صادقی؛برو دنبال درمانت و بدون این اقا با این محسناتی که گفتی لیاقت یه زندگی خیلی خوب رو داره؛این حق رو ازش نگیر

۳۱ سالش هست وضعیت مالی عالی داره .انقدر بامعرفته که جتی عروسی داداش هام بود به هرکدوم ده تومن قرض داد و میگفت تو برام ارزشت بیشتر از ایناس.بنظرتون چیکارکنم که اون طفلی هم اذیت نکنم 


ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2840
2838
2834
2835
2108