بچها من یه دوستی داشتم چند سال باهم دوست بودیم شوهر داشت اونم و به شوهرش خیانت میکرد من خیلی سعی میکردم کمکش کنم باهاش حرف بزنم راهنماییش کنم که از اشتباهاش برگرده اونم دوست خوبی بود برای من تنهایی همدیگرو پر میکردیم یه بار من لبامو ژل زدم ژل فیک بود رفتم تخلیه کردم لب بالام قرینه نبود بعد اون رفت ژل زد ژلی که من زده بودمو مسخره کرد گفت اون ارزون بوده در کل هم با خرید لباسو گوشیو و کامپوزیت دندون این مدل چیزا پز میداد اخریا بینیشو که عمل کرد دیگ خیلی خودشو میگرفت و احساس میکرد کی شده طلاق گرفت از ایران رفت حرف میزدیم پی ام میداد خودش یه بار تو یه بحث منو به غریبه ها فروختو طرف منو نگرفت منم هرچی که مدت ها تو دلم بود بارش کردم و انفالو الان گاهی دلم تنگ میشه برای روزامون خوشیامون و حس میکنم شرایط خوبی نداره چون تو ی کشوره همسایه تو کمپه گاهی نگرانش میشم این اشتباهه؟