2777
2789
عنوان

بعد رفتنش ...😄

| مشاهده متن کامل بحث + 836 بازدید | 67 پست
بهم میگفت تو ساده ای یعنی رسما بهم میگفت 

بدیاشو توهیناشو ب خودت یاد اوری کن اون وق میفهمی اون ادم لیاقت دوس داشتن نداش

در پناه حق باشید یاحق❤اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم❤

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

ت از منم بدتری

از همه بدترم باورت میشه جلوی ۳۰ نفر از دوستام تو مدرسه گریه میکردم هر کدوم یه مدل عاشق شده بودن بعد منو میدیدن گریه میکردن هیچ کاری ام هیچ کس نمی تونست بکنه همه می گفتن تو واقعا عاشقشی البته اون موقع هنوز بلاکم نکرده بود واسه قبل عیده این قضیه الان ببین وضعمو

کاربری دست دو نفر 🙌
میفهممش منم روزا اول بی قراری میکردم هنوزم دلتنگ میشم اما واقن فهمیدم خدا دوسم داشت ک نجاتم داد و ...

منم از جنس خودتونم ...پراطرافِ ما از این جنس دخترا....اول اون منو میخواست

 فک کن یه دختر تا ۲۰ سالگی عاشق نشده باشه

اصلا تو این فازا نبودم....اول اون دوسم داشت .... دلم سوخت گفتم این همه دوسم داره .....اهش منو میگیره.....از زندگی مشترک چی میخوام دوست داشتن که این داره....فکرم نمیکشید همش این نیست شجاعت‌بایدباشه ...مسئولیت... مرد بودنه

 به حساب خودم داشتم منطقی تصمیم میگرفتم ....بعد از سه ماه بی حسی تازه حس کردم تازه داشت مهم میشد...ودوتامون وابسته شدیم...من از هرلحاظ سرتر بودم.....بخدا از رو تنهایی نبود خیلی همون مدت خواستگار داشتم...خیلی اطرافم بودن ....در کل تو دید بودم ...همیشه از هر لحاظ بهترین بودم تیپ .....ولی درکل کاری به جنس مخالف نداشتم..ولی من بدجور وابسته شده بودم جوری که دیگه به اطرافیانشم حسادت میکردم یه روز صداش نمیشنیدم مث دیوونه ها انگار یه چیزی گم کردم.....اوایل من خیلی لجباز  بودم اواخر اون انگار داشت تلافی میکرد....خلاصه یه شب گفت داره میره خواستگاری خانوادش میگن زنت باید کارمند باشه....نمیدونم چی شد نفسم بند اومد....شبایی میشد که از شدت گریه خون دماغ میشدم....واون منو به پول به یه کار فروخت....واستوری عاشقونه میزد...سرحال وسرخوش بود....ولی اون ادم خوش شانسی بود چون کمتر مردی شانس اینو داره یک زن از ته دلش دوسش داشته وفقط خودش بخواد وهمون لباسی که تنشه....اونم‌منی که همه بهم میگفتن دیوونه شدی میخوای با این ازدواج کنی جلوهمه وایسادم زدم تو دهنشون واون به من میگفت ..احساسی...یادش نمیومد وقتی من نمیخواستمش چجوری گریه میکرد ....بعد من شدم احساسی.....رفت زن کارمند گرفت....ولی خدا بزرگه خودمم الان کارمند شدم...ولی هزار مرتبه شکر که یه ادم بی ارزش ومادی رو کنار خودم نگه نداشتم...همه ما یه تجربه تلخ داریم ....ولی مهم اینه که دیگه ادم اشتباه رو از شش فرسخی میشناسیم...من حالا فهمیدم‌چی از زندگیم میخوام....ارزشه خودم فهمیدم....اینکه دیگه واسه هر بی ارزشی وقتمو تلف نکنم....ولی هیج وقت بدبختیشو تخواستم....وباتمام وجود براش ارزوی خوشبختی کردم ولی مطمئنم یک روز پشیمون میشه...ولی اون روز من در اوج خوشیم....ومطمئنم موفقیتم در زندگی مشترک میبینه....چون به چوب خدا ایمان دارم.....

اسی احمقیم اون بارها دلمو می شکوند اخرش من معذرت خواهی میکردم

به من میگفت منطقی فک‌کن چرا احساسی تصمیم میگیری...اون عاشق نبود

 وگرنه کسی ک عاشقه با منطق دشمنه....اصلا دنبال دلیل وتوجیه نیست....فقط رسیدن میخواد

منم از جنس خودتونم ...پراطرافِ ما از این جنس دخترا....اول اون منو میخواست  فک کن یه دختر تا ۲۰ ...

🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️😔😔🥺🥺🥺🥺🥺

لنتیا....

ارع واقن اول اونا میخان بعد ک میرن بما میگن احساسی..

هشت نع ماه ک التماسم میکرد

و ردش میکردم میگفتم نمی خوام وابستت شم

اگ وابستت شم چی

گف من همینو میخوام

وقتی ک منم عاشقش شدم وووابستع

رف

بهش گفتن این دختر وابستت شد.

گف نباید میشد‌‌‌

🙂🙂🙂🙂

این قصه رفتنا و نامردیا زیاااده

مهم اینه ادم بعدش واقن محکم میشه 

در پناه حق باشید یاحق❤اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم❤
منم از جنس خودتونم ...پراطرافِ ما از این جنس دخترا....اول اون منو میخواست  فک کن یه دختر تا ۲۰ ...

چقدر شبیه منه قصه ت🙃اونم اول منو میخواست منم تو اون فازا نبودم ازش خیلی سرتر بودم  اون رفت کلی عمل کرد لمینت باشگاه همه چی حسابی خرج خودش کرد تا یه ذره درست شد به منم میگفت منطقی باش احساسی نباش

کاربری دست دو نفر 🙌
🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️😔😔🥺🥺🥺🥺🥺 لنتیا.... ارع واقن اول اونا میخان بعد ک میرن بما میگن احساسی.. ...

به من گفت چطور تا حالا عاشق نشدی‌....


گفتم‌تجربه نکردم ولی از تجربه های دیکران استفاده میکنم...عشقای امروزی خوشایند نیست.....

میزنه بعد یه مدت....من خندهام زبانزد همه اس....نمیخوام خرابشون کنم گفت خودم پشتتم....بهش گفتم من خجالتیم واسه این حرفا 

باخانوادم نمیتونم حرف بزنم

داداشم ندارم باش درد ودل کنم. بچه اولم...خودم وخودمم...

اگه اومدی دوستی اهلش نیستم....

چقدر شبیه منه قصه ت🙃اونم اول منو میخواست منم تو اون فازا نبودم ازش خیلی سرتر بودم  اون رفت کلی ...

همش هم اینن پس باید درس گرفت طرف مقابل واسه خودمون بت نکنیم....دوس داشت طرف رو ولی نه اونقدر که به خودش اجازه بده هررفتاری داشته باشه.بگه نه دوسم داره راه میاد

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز