ما هم تو خونه قبلیمون که خیلی هم قدیمی بود پر از اجنه بود البته به ما کاری نداشتم و ما تا حالا چیزی ندیده بودیم فقط بابامو وقتی تنها میشد شبا خیلی اذیت میکردن و نمی ذاشتن بخوابه پتو رو از روش میکشیدن یا سر و صدا میکردن البته بابام این چیزا رو اصلا به ما نمی گفت که نترسیم بعد از چند سال که از اون خونه دراومدیم میگفت ولی چون قدیمی بود میدونستیم که جن داره مامانم یه بار صدای مرد همسایمونو که چند سال پیش فوت کرده بود از انباری شنیده بود