خانومامنهشتسالهازدواجکردمبهشوهرماعتمادکاملدارم
چندوقتیهوقتیمنبابچههاممیرمخونهبابام.وقتی
شبشوهرممیاددنبالم.میامخونمونمیبینم
تمامپردههاخونهراکشیدهکهدیدبهاتاقهانباشه
منتعجبکردمازشپرسیدماونفقطخندید
وگفتتوبهمنشکداری.منمچونبهشاعتماددارم
هیچینگفتم.به نظرتونچراهردفعهشوهرماینکارومیکنه😥😥🤔🤔