خواهرم رفته برا سزارین اورژانسی یه شهر دیگه
نگران شدم زنگ زدم رو گوشی دامادمون
بهش میگم حالش چطوره الان با شوهرم میایم
گفته لازم نکرده ۹ماهه نیومدی الانم نمیخاد بیای
دیگه هم زنگ نزن رو گوشیم
بعدم قطع کرد
نگین چرا ۹ماه نرفتی قبلا تاپیکشو زدم این اقا از همون اول برا ما قیافه گرفت و نه باما و ن خونه پدرم رفت و امد نکرد کل دوسالی ک ازدواج کردن فقط ی بار خونه پدرم و ی بار خونه من اونم برا پاگشا اومد
باهمه ی اینا من از خواهرم نبریدم از لحاظ مالی حمایتش میکردم برای بچه اش کلی خرید کردم و .....الان شوهر بی شعورش اینجوری گفت بغضم شکست