2777
2789
عنوان

«شعر۵»

| مشاهده متن کامل بحث + 38907 بازدید | 5906 پست

_💜الهی ،،،،،،،،،  قامتش را خم نگردان_

_💜دوچشمش را ،، پر از شبنم نگردان_

_💜نصیبش ،، خنده ای بر لب بگردان_

_💜دلش را ،،،،، جای درد و غم نگردان_

_💜خدایا ،،،،،، فال او را خوش بگردان_

_💜از عمر ،،،،،،،،، نازنینش ڪم نگردان_

_💜الهی ،،،،،،،،، اَحسَنُ الحالش بگردان_

_💜پناهش باش و ،، بی محرم نگردان_

_💜تو او را  ،،،،،،، از بلا دورش بگردان_

_💜مریض و ،،،،، در پی مرهم نگردان_

_💜ز قلبش ،،،،،، غصه را بیرون بگردان_

_💜اسیرش در ،،،،،،،تب و ماتم نگردان_

_💜خدایا ،،،،، خالقا ،،،،، شادش بگردان_

_💜گرفتارش ،،،،،،، در این عالم نگردان_


عیدتون مبارک 🎉🎊


...

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

😢😢😢😢ووییییی نه فراموشم نکنیا  ظاهر آراسته‌ام در هوس وصل ،ولی من پریشان‌تر از آنم که تو ...

بیا روز عیده حالا ی بوس بده😘

تازه پیدات کردم😍


در عشق تو من توام ، تو من باش




#عطار



‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┅┄ ※•°🍃🌹🍃°•※ ┄┅

زندانی عشق تو شدن عین بهشت است هست آرزویم در قفس عشق پریدن #محمد_اسماعیلپور

روی به خاک می‌نهم؛ گر تو هلاک می‌کنی؛
دست به بند می‌دهم؛ گر تو اسیر می‌بری...!

سعدی#  

حضرتِ درمان بیا...!💛                                                اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَج؛ آمین.
بیا روز عیده حالا ی بوس بده😘 تازه پیدات کردم😍 در عشق تو من توام ، تو من باش #عطار ‌‌‌‌ ...

از کنج لبت دلم عسل می خواهد
یک بوسه و بعد از آن بغل می خواهد!
آنقدر به من وعده نده...! حرف نزن!!
اینبار فقط دلم عمل می خواهد!!!



خودت خواستی من دختر خوبی بودم نشسته بودم شعر غمگین میذاشتم 🙈🙈🙈🙈😂😂😂❤

...

روی به خاک می‌نهم؛ گر تو هلاک می‌کنی؛ دست به بند می‌دهم؛ گر تو اسیر می‌بری...! سعدی#  

کاش میشد آدمی، گاهی فقط گاهی!!
به اندازه نیاز بمیرد بعد بلند شود
خاک هایش را بتکاند
اگر دلش خواست برگردد به زندگی..
دلش نخواست بخوابد تا ابد...!!

...

خواستم شعری بگویم با حروفی غیر عشق هرچه آمد عين بود و شين بود قاف بود َ#ناصر_پروانی

خواستی شعر بگویم 

دهنم شیرین شد 

ماه طعم غزل را 

ز نگاه تو چشید

ما به اندازه ی هم 

سهم ز دنیا بردیم 

هیچ کس مثل تو و من 

به تفاهم نرسید... 

تبسمی از تو مرا کافیست تا از هیچ به همه چیز برسم🌟 
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   نخودی_سابق  |  1 روز پیش
توسط   setin98  |  2 روز پیش