2777
2789
عنوان

«شعر۵»

| مشاهده متن کامل بحث + 38959 بازدید | 5906 پست

ﺩﯾﺸﺐ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺩﻋﻮﺍﯾﻢ ﺷﺪ
ﺑﺎ ﻫﻢ ﻗﻬﺮ
ﮐﺮﺩﯾﻢ.....
ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺮﺍ ﺩﻭﺳﺖ
ﻧﺪﺍﺭﺩ
.....ﺭﻓﺘﻢ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯼ ﻧﺸﺴﺘﻢ
ﭼﻨﺪ
ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮏ ﺭﯾﺨﺘﻢ
ﻭ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺑﺮﺩ
ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ
ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮔﻔﺖ
ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﺩﯾﺸﺐ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﭼﻪ " ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ "


ﻣﯽ ﺁﻣﺪ
❤❤❤ 


از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم 🖤❤ خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم ❤🖤

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

باغستان شلوغ است

آنانی که روی درخت‌ها نشسته و چهچهه می‌زنند


عابران‌اند


اینان که بر کناره ایستاده نگاه می‌کنند

گنجشکان


و ما میان صداها پرپر می‌زنیم


و شعر می‌نویسیم


شعرهائی میخوش


که میوه‌های همین باغستان‌های غریب‌اند.🌷🌷

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم 🖤❤ خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم ❤🖤

گل سرخی به او دادم، گل زردی به من داد

برای یک لحظه ی ناتمام، قلبم از تپش افتاد

با تعجب پرسیدم: مگر از من متنفری؟

گفت: نه باور کن،نه! ولی چون تو را واقعا دوست دارم

نمی‌خواهم پس از آنکه کام از من گرفتی، برای پیدا کردن گل زرد

زحمتی به خود هموار کنی

کارو دردیان 

از آن رو که با عشق تو جوشید دلم  بودنت خوب ترین حادثه ی دنیا شد  مهدی رحیمی

باهمه‌ی بی سر و سامانی‌ام باز به دنبال پریشانی‌ام
طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنی‌ام

آمده‌ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه‌ی طوفانی‌ام
دلخوش گرمای کسی نیستم آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام

خوب‌ترین حادثه می‌دانمت خوب‌ترین حادثه می‌دانی‌ام؟
حرف بزن ابر مرا باز کن دیر زمانی است که بارانی‌ام

حرف بزن، حرف بزن، سال‌هاست تشنه‌ی یک صحبت طولانی‌ام
ها به کجا میکشی‌ام خوب من؟ ها نکشانی به پشیمانی‌ام !

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم 🖤❤ خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم ❤🖤

آدمی زنده است تاکی ؟


تا وقتی که سقف آرزوهایش آنقدر کوتاه نشود


که وقتی سرش را بالا آورد نتواند تکان بخورد


می دانی


از یک جایی به بعد مرگ تدریجی آرزوهایت آغاز می شود


از یک جایی به بعد


بی خیال تمام آرزوهایت می شوی


حاضری تمام دار و ندارت را بدهی تا یک بار


فقط یک بار دیگر به گذشته برگردی ...😔😔

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم 🖤❤ خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم ❤🖤
@ترنم_ترنم     تو رو خدا اون کاربریتو ققنوس700رو برگردون... این پیام اعصابمو خورد کرد😭 ...

😂😂😂😂

اتفاقا میخواستم برگردونم امروز با یکی از بچه ها حرف زدم ،،،ولی نمیشه مشکل اینجاس چت خصوصیامم برمیگردهدبا بقیه 

🌺برای سلامتی وظهور آقا امام زمان عج صلوات🌺خدایا از اون شادیا که ناخودآگاه آدمو به سجده میندازه به همه‌مون بده. 😊💚  صد سال دیگه من،تو،او.... هیچ کدوم نیستیم،باورت میشه؟....کاش مهربون باشیم💔❤‏چقدر قشنگه این دعا که میگه:وَلا تُعَنِّنی بِطَلَبِ ما لَم تُقَدَّرلی فیهِ رِزقاً[خدای خوبم در جستجویی انچه برایم مقدر نکرده ای، خسته ام نکن]🙌💙🙏استادی می‌گفت:اگر تو کسی را ملاقات کنی و قلبت بکوبد، دستانت بلرزد و زانویت سست شود، این عشق نیست! وقتی تو محبوبت را می‌بینی آرام می‌شوی. نه دلهره‌ای، نه تلاطمی...💗💓💚😊
ای جان  چقدر کیف کردم از این شعر  چه حال خوشی بهم دادید عزیزم  این افتخار بنده ...

ای جووووووونِ دلم 

توروخدا اینجوری نگین من آب شدم از خجالت 

رویِ ماهتون و میبوسم ک انقده مهربونین 

خیلی دوستون دارم 

سعادت از من بوده 

من دستِ شمارو میبوسم و ب رسمِ ادب سر تعظیم فرود میارم در برابرِ شما 😚😚🌹

پرواز در آغوشِ آرامِ تو زیباست  آغوشِ تو‌ اندازه ی یک آسمان است  ای تو پناهِ لحظه ه ...

عاااااااااااالی 

ادم با شعرایِ شما جونِ دوباره میگیره 


وقتی دلم از دوریِ آغوشِ تو تنگ است 

هر دکمه ی پیراهنت انگیزه ی جنگ است 😘

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز