ببین مادرشوهرم روز عقدمون اول بهونه گرفت و داد و قال کرد که بچه یکی از مهمونام گم شده مامان منو برداشت دنبال بچه ای که تو کوچه بود. بعدم وقت رفتن کل مهمونا رو بلند کرد که دستمال ما گم شده اگه واقعا هم گم شده بود نباید میگف اگه دیدین بعدا بدین بیاره. الانم بعد 6، سال هر وقت یکی بیاد خونه ما از خانوادش بعدش زنگ میرنه کلیدش اونجا نمونده تسبیحش فلانش هیچ وقتم چیزی نیست