اولین قرار از استرس میلرزیدم و پتو دور خودم پیچیده بودم:|||
وقتی هم رفتم انقدر دستام میلرزید اونم تکیه داده بود به در ماشین با لبخند ملیح نگاه میکرد.
خیلی ضایع میلرزید دستام نفسامم بریده بریده شده بود.
اولین باری بود با پسر میرفتم بیرون
اشنا نزدیک هم بودیم تازه😂❤