من ی چیزی یادمه ک هرگز فراموشم نمیشه کوچیک بودم زمین خوردم زانوم و کف دستم زخمی شد خالم تو حیاط دست و رومو با اب خنک شست منو رو پاهاش خوابوند و لالایی خوند تا بخابم .هنوزم عاشق اون لحظم تو ناراحتیام لالایی میزارم برا خودم و خودمو تو اون حالت تصور میکنم.شما لحظه ای تو ذهنتون حس ک همیشه زنده باشه براتون؟