من هر چی تو اطرافم میبینم از دخترا همگی زندگیشون بدتر از قبلی هست بخدا دلم داره میترکه منک از بچگی انقدر بدبختی کشیدم نسبت ب دخترخالم من زندگیم اینجوری بشه اون ک از بچگی حتی از داداشش هم بیشتر دوسش داشتن مادر پدرش، خوشبخت باشه و الآن هم بچه دار بشه اونم بچش همونی ک خواست شد پسر که پدرشوهرش الآن ده برابر براش میمیره واقعا آدم حسودی نیستم ولی بخدا دارم دیوونه میشم مگه من بنده خدا نیستم چرا پس این همه فرق میذاره ی چیزی بگید فقط آروم بشم بخدا دارم میترکم
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
خواهر من ک بزرگتر از اونه باردار نمیشه اما اون شده همش هم عکس از سونوگرافیش تو اینستا میذاره مامانم دیدم بغض کرده ک من اینجوری شدم و خواهرم هم باردار نمیشه
درضمن دخترعمه من یبار ازدواج کرد شوهرش معتاد و خائن دراومد تو مراحل جدایی از شوهرش بود یه پسر عاشقش شد تا جدا شد رفت زن اون شد الانم خیلی خوشبخته دوتا دختر دارع
از خون جوانان وطن لاله دمیده🥀 یه روز یه قاصدک میزد تو هوا پرسه ناراحت و گریون،فراری از لحظه🖤🕊
والا آدم یه فامیل مثل شما داشته باشه دشمن لازم نداره ک قربونت برم خوشحال باش ک خوشبخته اون انشالل ...
من اول عقد کردم خالم سر یه بهونه الکی با مامانم قهر کرد منو اونم درارتباط بودیم ی تبریک نگف گفتم بیخیالش مهم نیست بعد ک طلاق گرفتم خالم قشنگ معلوم بود خوشحال بود الکی ب زبون میگف عیب نداره ولی ته دلش خوشحال بود چون منو دخترش همسنیم من زودتر از اون ازدواج کرده بودم و انقدر بیشعور خوشحال شد حالا من دشمنم یا اونا بخاطر همین میگم چرا خدا باید فرق بذاره خوده خدا میدونست ک من برای فرار از دست بابام ب ازدواج پناه برده بودم