اومدم خیرسرم برم دستشویی رفتم حیاط پشتمون یه لحظه سرمو برگرداندم دیدم سایه ی سر یه مرد روی دیواره زهرم ترکید دویدم طبقه بالا از پنجره نگاه کردم دیدم یه آقایی پاورچین پاورچین داره پشت دیوارهای این خونه اون خونه قایم میشه بعد رفت سمت تیر برق کوچه پشتی با یه چوب نازک علامت دادتوکوچه بعد دوباره اومد بالای پشت بوم آشپزخونه ی ما سرک کشید رفت پشت منبع همسهیه بغلیمون ازکوچه پشتی بعد خیلی نرم ازهواکش شیشه ای که حدود یه متری بود روی پشت بوم گذاشتن رفت تو خونه تا الآنم درنیامده من رفتم مامانمو بیدارکردم نیم ساعت نگاه کرد خبری نشد من میترسم😨😨😨😱😱😱😱😱
نامه ای به همسر آینده ا م : سلام من آشپزی بلد نیستم همیشه گشنه میمونی بدبخت😂👋 دوست دارم بهترینم🦋🦋🦋🦋🦋🦋🪴🪴🪴🪴🪴عروس قورباقه ♥️♥️
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.