سلام من دوست دانشگاهم کتابامو خواست چون تو روستا زندگی میکنم قرار شد هر وقت رفتم شهر کتابا رو ببرم بهش بدم ،امروز شوهرم کار داشت منم باهاش رفتم کتابا رو ببرم بدم هرچی بهش زنگ میزدم جواب نمیداد وقتی از کوچه شون رد کردیم جواب داد یه ربع بعدش قرار شد کارمون که انجام دادیم برگردیم کتابا رو بدم بهش موقع برگشت دوباره رنگ زدم جواب نمیداد بعد از کلی منتظر شدن جواب داد قرار شد بیاد تو کوچه شون همسرمم یه قسمتی از کوچه رو بت ماشین رفت که زودتر تحویل بدیم من چون تو ماشین بودم ماسک نزدم قرار نبود پیاده بشم فقط در ماشین باز کردم کتابا رو دادم اومدیم ،امروز تو گروه دانشگاه حرف میزدیم مبگفتیم خیلیا رعایت نمیکنن میگه آره خودت ماسک نمیزنی ،در حالی که من وقتی کتابا رو بهش میدادم ماسکم دید چون تو ماشین تنها بودم نزدم خودشم میدونست