فکر می کنید چرا زن و مردای این زمونه مثل قدیمیها نمیترسند از اینکه زندگیشون از هم بپاشه؟
چرا مردای الان مثل مردای قدیمی تا سالیان سال بین قهر و آشتیها منت کشی نمیکنند تا زنشون برگرده سر خونه زندگیشون؟
فکر می کنید بخاطر دوران نامزدی و خوشی های اول عقد، با این دید که از اون روز خواستگاری بنای اختلاف بین خانواده ها کاشته نشده باشه، می ارزه یک عمر یا چندین سال زندگی پر از دعوا و بی احترامی و... با همدیگه که امشب چند نمونه اش بین تاپیک ها هم بود؟
چی میشه زن و شوهرا از هم سیر، خسته یا دلزده میشن؟
وقتی کشش نسبت بهم رو از دست دادن چطوری رابطه برقرار می کنن؟ چه احساسی دارند؟