اینا هس من خیلی وقتا صدامیشنوم و میترسم حتی سایه ای حس میکنم.خیلی وقته بیکارم قبلا همش توحیبم پول بود درسته دشمن دارن ولی فکرشونمیکردم واسه همین جدی نگرفتم و...هرکار میکنم نمیتونم برم سرکاریا همش چیزای عجیب غریب میادتوذهنم و فکرای بد
ی دفعه ای هواگرمه و من ی باد سردی ی دفعه ای کنارم حس میکنم
یا گاهی ک میرم بیرون این گربه سیاهی ک میگن و میبینم
یا کلا ب خواستگارامیگفتم نه و تااینکه جایی رسید منی ک بعالم خواستگار داشتم الان اصلا ندارم.ویکی دیگه اینکه مثلا میخوام اینارو تعریف کنم هی ازاینوراونورصدامیشنوم واسه هرمس.یا مثلا دوستم امروز گف من بارها شده ده بار بهت زنگ زدم بیای خونمون ولی اول بوق میخوره بعد میگفتن خاموشه من فکر میکردم خودت ازعمدجواب نمیدی و نمیخوای بیای.دوستم میخواستن بهم بگه بیا خونمون.ولی من یکبار این زنگاروندیدم یکسره تواتاقم تاریک..چندوقت پیش یادم اومد عذانخوردم دوقاشق الویه خوردم ولی باز بعد سه چهارروز دیروز یادم اومد غذا نخوردم دقیقا دوقاشق عدسی خوردم. ینی بگم ک تا این حدخوراک وخوابم بده.
کلا هرکاری میخوام بکنم گره توشه یا اصن هم فکرش میادتوذهنم میپره.گاهی سه شب ب ذهنم میفته ی بیابونی جا خونمونه قبلا باغ بوده الان خراب شده ،توذهنم میفته ساعت سه چهارشب برم اونجا یا بمدت تو ذهنم افتاد برم سمت احضار روح منی ک ب شدت ازاین چیزا متنفر بودم ومیگفتم خرافاتو...
این دو نمونه ازاین فکراس ولی خیلی زیاده من هی سعی میکنم مقابله کنم جدی نگیرم مقاومت کنم گاهی موفق میشم ولی گاهی ی مدت میگذره میبینم ناخواسته اون فکری ک اومده تو ذهنم عملی شده.مثلا یبار دس خودم نبود تا اول اون بیابونه رفتم و هی نگا میکردم ی دفع ای ب خودم اومدم و تا خونه دووییدم،میکم ک من خیلی بدنم وروحم مقاومت میکنه حتی با اینکه دوروبرم صدامیشنیدم وسایه میدیدم ولی فقط دوییدم بدون توجه ب هیچی
یا هروقت میخوام برم پیش دعانویس ی چیزی پیش میاد.تا الان ک واقعا پولشوندارم برم الانم چون پول ندارم ی روزه از فکرم نرفته و منصرف نشدم اگرنه ناخوداگاه میپرسید یا یه چیزی میشد نتونم پیدا کنم یا برم.حتی پول دکتر ندارم برم و درد میکشم چ برسه دعانویس منی ک همیشه دستم توجیب خودم بود و...از۱۲۱۳خودم خرجمو دادم چون دلم واسه مامانم میسوزه و...خیلی چیزا ک واقعا طولانی بگم.اینا فقط چندنمونس من خیلی علائم دارم و الان ب شدت داغونم منی که قبلا اصن این نبودم و چون چندین دعا روواسم گرفتن وچندنفرطلسمم کردن ب این حال افتادم