2777
2789
عنوان

«شعر4»

| مشاهده متن کامل بحث + 53361 بازدید | 8664 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

مگه میشه بد باشه... عالی بود.. اگه بداهه بود ک دیگه عالی تر❤️😍 مرحبااا

لطف داری گلم.بله بداهه بود چند دقیقه پیش گفتم

تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام دوست میدارم                                            تورا به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام دوست میدارم                                            برای خاطر عطر نان گرم وبرفی که اب میشود و برای نخستین گناه                                           تورا به خاطر دوست داشتن دوست میدارم        تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم    دوست میدارم    

در من هزار حرف نگفته

هزار درد نهفته

هزاران هزار دریا هر لحظه در تپیدن و طغیانند

در من هزار آهوی تشنه

در خشکسال دشت پریشانند

در من پرندگان مهاجر

ترانه های سفر را

در باغ های سوخته می خوانند

با من که در بهار خزانم قصه های فراوانی ست

با من که زخم های فراوانی

بر گرده ام به طعنه دهان باز کرده اند

هر قصه یک ترانه

هر ترانه خاطره ای دیگر

هر عشق یک ترانه ی بیدار است

در خامشی حضورم ، حرف مرا بفهم

یا برای عشق ، زبانی تازه پیدا کن

تا درد مشترک

زبان مشترکمان باشد

حرف مرا بفهم و مرابشنو

این من نه ،‌ آن من دیگر

آنکس که پنجره ی چشم های من او را

کهنه ترین قاب است

از پشت پنجره ی زندان

حرف مرا بفهم

که فریاد تمامی زندانیان

در تمامی اعصار است

در گیر و دار قتل عام کبوترها

در سوگ شاخه های تکه تکه ی زیتون

وقتی که از دل جوان ترین جوانه های عاشق باغ ماه

بر مسلخ همیشگی انسان

در لحظه ی شکفتن فریاد

باران سرخی از ستاره سرازیر است

آن سان که هر ستاره دلیل شرمساری خورشید های بسیاری

از برآمدنشان است

تو گریه می کنی

از عمق آشنای جنگل چشمانت

از عمق جنگلی که در آن پاییز ، در غروب به بغض نشسته

باران بی دریغ اشک تو می بارد

تا عطر خیس جنگل پاییز

در من هوای گریه برانگیزد

آنگاه از چشم ذهن من

شعری بسان گریه فرو ریزد

من شعر می نویسم

تو با ترانه های عاشق من ، عاشق

تو با ترانه های تشنه ی من دریا

بر پنج خط ساز سفر ،‌ زخمه می شوی

تو گریه می کنی

تو لحظه های شعر مرا ،‌ در خویش تجربه کرده

یعنی مرا در بدترین و بهترین دقایق بودن تکرار می کنی

یا با ترانآهای من بر لب

به رویا رویی جلادان به مسلخ خویش می شتابی

یعنی که با منی

دیروز

امروز

تا هنوز و همیشه

ایا زبان متشرک این نیست ؟

آن زبان تازه که می گفتم ؟

ایا زبان مشترک این نیست ؟

اردلان سرافراز

بسیار عالی❤️

🌹🌷💖💖

تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام دوست میدارم                                            تورا به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام دوست میدارم                                            برای خاطر عطر نان گرم وبرفی که اب میشود و برای نخستین گناه                                           تورا به خاطر دوست داشتن دوست میدارم        تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم    دوست میدارم    

همه

لرزشِ دست و دل‌ام

از آن بود

که عشق

پناهی گردد،

پروازی نه

گریزگاهی گردد.

آی عشق آی عشق

چهره‌ی آبی‌ات پیدا نیست.


شاملو🍀

دوستت دارم ای خیال لطیف ....دوستت دارم ای امید محال... 🍂🖤
آبرویِ ضرب المثل هایِ زبانِ مادری ام را بردی! آمدی و با یک گل بهار شد! حالا فقط مانده کبوتر با کبوتر ...

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت

به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد🌹🌹

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم 🖤❤ خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم ❤🖤

آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگو

آنقَدَر دوری تو داده عذابم که نگو


مثل یک پیچک غمگین شده از رفتن تو

تا بیایی همه جا در تب و تابم که نگو


فکر کردی بروی مثل تو آرام شوم

به خدا کوره‌ی سوزان و مذابم که نگو

 

ناگهان دست به دامان خرافات شدم

آنقَدَر دلخوش آن وقت جوابم که نگو


با تو انگار شب و روزِ خدا مال من است

بی تو آنقدر تهی مثل حبابم که نگو


دوست دارم همه‌ی فاصله‌ها کم بشود

توی آغوش تو آنقدر بخوابم که نگو


(رضا جمشیدی)

دوستت دارم ای خیال لطیف ....دوستت دارم ای امید محال... 🍂🖤
عصرت ب خیر گلم🌹 شما من را ریپ کرده بودین ولی حذفش شده بود من اون متن چال گونه را برای شما ک حالتو ...

قربونت بشم 

منم عکس چال گونه امو گذاشتم برات گفتم بیا خندیدم یوسفم شو 😂♀‍🤦😂


میگن وقتی سجده میکنی فکر کن سرت رو روی پای خدا گذاشتی از وقتی شنیدم دلم نمیخاد سرمو از سجده بردارم .......

بر آنم گر تو باز آیی که در پایت کنم جانی و زین کمتر نشاید کرد در پایِ تو قربانی... سعدی#  

داني عشق چيست؟

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاريست.

درد مي داني چيست؟

آنچه از عشق تو در سينه تنگم باقيست.❤

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم 🖤❤ خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم ❤🖤


به دست خالیِ شعرِ غریبم ـ

شنیدم دست مینا می فرستی


جسارت می شود آیا بپرسم

به دلتنگی دلاسا می فرستی؟


برای غم دل کافی ندارم

به غم های دلم جا می فرستی؟

من از بوم سکوتم در هراسم
به سار خامه غوغا می فرستی؟

نه سر دارم نه پروای سرم را
تو که باشی مسیحا می فرستی...🌹🌹

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم 🖤❤ خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم ❤🖤

ساده لباس بپوش ساده راه برو 

اما در برخورد با دیگران ساده نباش 

زیرا سادگیت را نشانه میگیرند 

برای درهم شکستن غرورت "❤❤

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم 🖤❤ خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم ❤🖤
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792