دیروز قرار بود بریم بیرون خاستگارمو بیینم وقتی رفتیم محل قرار مادرش و یه خانوم دیگ بودن پسر رو نیاورده بودن از شغلش پرسیدیم مادرش گفت حسابدارکارخونه خانومه گفت راننده کارخونس،☹️بعدش گفتن عکستو بده نشون عروسمو دخترم بدم ببینم میپسندنت☹️بعدش شماره دخترشو داد گفت عکستو بفرست برا دخترم مدام هم زنگ میزدن فرستادی چی شد!منم پیام دادم بماند ک بعد ۲۴ساعت جواب داد و با غرور گفت عکس!بعدم ک گفتم لطفا عکس برادرتون درکمال پرویی نوشت باید فعلا صبرکنید منم بلاکش کردم انگار پسر شوهر میدادن😒😒خره خرس ها انتظار داشتن من برم تو خونشون خاستگاری