چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...
من یادمه یه بار یبوست داشتم بعد داشتم عذر میخوام روم ب دیوار زور میزدم یهو تو کاسه توالت و نگاه کردم، شاید باورتون نشه انقققققدر کاسه پر خون شده بود اول فک کردم پریود شدم،ولی بعد فهمیدم از مقعد بوده، یکی دو بار بعدشم اینطوری شدم دیگ خرما و... خوردم خوب شدم، انقدر فاجعه بود زهره ترک شدم
در زندگی از تصور مصیبت های بیشماری رنج بردم که هرگز اتفاق نیفتادند...
چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...