2777
2789
عنوان

«شعر ٣»

| مشاهده متن کامل بحث + 20439 بازدید | 3056 پست
صد فصل بهار آید و بیرون ننهم گام؛ ترسم که بیایی تو و در خانه نباشم... وحشی#  


گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آن چنان مات که حتی مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

فریدون مشیری

شب وقتی زیبا است که بدانی یک نفر، یک جایی از این دنیا با تصویرسازی آغوش تو به خواب رفته است ...


حتی من از تصور اینکه به من فکر می کنی؛ می میرم...

حضرتِ درمان بیا...!💛                                                اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَج؛ آمین.

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

@موهیتا  

دوستت می دارم و بیهوده پنهان می کنم"
حرف ها دارم ولی در سینه زندان می کنم

میخورم این جام زهرم بی تعلل یک نفس
تا که اشکم را نبینی رو گریزان می کنم

عشق را اینگونه دیدم قاتلی زنجیره ای
دم به دم با طیب خاطرخویش قربان می کنم

شعرها گفتم ولی حرف دلم ناگفتنی ست
در  نگاه خیس خود دردم نمایان می کنم



:::مهریماه:::

Feeling Blue

توی زنجیر هم نمی خواهم

پیش ِ آدم فروش گریه کنیم

بغلم کن «شقایق» غمگین

تا که با «داریوش» گریه کنیم

 

گریه کن مثل انتخاب جنون

گریه هایی که از سر ِ شادی ست

آخرین پیک را زیاد بریز

لذت ِ محض، رمز آزادی ست...

I would love to be kind to me, i saw with all kindness

در تو عشق می جوشد،

بی‌آنکه ردش را بشناسی

بی‌آنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده، روییده

شاید نخواهی،

شاید هم بخواهی و ندانی،

نتوانی که بدانی

I would love to be kind to me, i saw with all kindness
@موهیتا     دوستت می دارم و بیهوده پنهان می کنم" حرف ها دارم ولی در سینه زندان می کنم م ...


فرقی نمی کند چه برایم نوشته دوست
دشنام داده است، ولی دستخط اوست    

فاضل نظری

ترجمه‌ی متون فنی به نفع خیریه       ***به دلایلی نمیتونم درخواست دوستی قبول کنم. ببخشید دوستای عزیزم***
دنیا را بد ساختند ، کسی را که دوست داری دوستت ندارد کسی که تو را دوست دارد ، تو دوستش نداری ...

وقتی باهم هستیم

نگران آنم که دوباره

چگونه، کی و کجابه هم برسیم

این چگونه عشقی است

هر بار نگران آنم که چگونه ببینمت

وقتی اما که میبینمت

نگران آنم که چگونه دوباره ببینمت

این چگونه کودک شدنی ست؟

باور کن از بس کودک شده ام

می خواهم هر بار که می آیی

پیش از هرچیز

سوگندت دهم که دوباره برمیگردی و بهار وار به روی من لبخند میزنی...🌹

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم 🖤❤ خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم ❤🖤
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792