درباره یه دختره(اسمشم یادم نیس فک کنم تو مایه های پریا یا پریماه☹) که تو یه خونه بزرگ با دایش زندگی میکنه و از پدر و مادرش خبر نداره فقط براش پول میفرستن و یه انگشت یادگاری از مادرش داره که ازش محافظت میکنه و دفترخاطرات و دختره میتونه ذهن بقیرو بخونه یا دستکاری کنه یه دوست به اسم یاسی داره که باباش پلیسه از طریق اون میره تویه ماموریت به عنوان خلافکار و اونجا عاشق یه پلیس دیگه به اسم پرهام میشه تا اینکه برمیگرده و میفهمه که مادرش پریه و چون با باباش که انسانه ازدواج کرده مجبوره کم کم زهر بخوره با باغبون خونش که بعدا میفهمه پسرداییشه و اسمش پوریاس میره پسش مامانش و بعد از چند وقت مامانش میمیره و پوریا هم عاشق این میشه میگرده و باباشو پیدا میکنه و معلوم میشه پرهام(همون پلیسه فامیل باباشه)پرهام وقتی میفهمه دختره دورگس باهاش ازدواج نمیکنه و دختره با پوریا عروسی میکنه..
این رمانو خوندین؟اگه خوندین لطفا اسمشو بگین من قبلا تو یه برنامه خوندم ولی برنامه های گوشیم حذف شدن و اسمشم یادم نیست که دانلودش کنم