2777
2789
عنوان

خونه

100 بازدید | 4 پست

سلام

من همش احساس عذاب وجدان و از طرفی مسئولیت می کنم 

خونه مامانم ک میام اعصابم خیلی خورد میشه همش بحث ،همش دعوای ،همش از بابام بهم بد میگ ،میگ بابات محلم نمیده و....نمیگم دروغه راست میگه اما از دستم کاری برنمیاد 

انقد بحث دارن و بابام همش بلند بلند با داد برا کارش حرف میزنم من سردرد میگیرم ،طوری ک میام خونه خودمون میگم آخییییییش نفس کشیدم ،اما چند دقیقه بعدش ک حالم جا میاد عذاب وجدان میگیرم ک مادرم گناه داره ،تنهاس ،نرم پیشش افسردگی میگیره برم خودم داغون میشم و بیچاره شوهرم منو باید داغون ببینه ،خودم طوری شدم دلم نمی‌خواد پامو خونه بابام بذارم تا آرامش داشته باشم اما شوهرم خبر نداره از داستان میگ بریم خونه مامانت سر بزنیم و.....  . خواهر دارم اما خودشون راحت کردن با شوهر و بچشون مثل مهمون میان سر میزنن میرن حال مادرمم اصلا براشون مهم نیست ،

لطفاً راهنمایی کنید 

اگر هم مشاوره تلفنی رایگان میشناسید بهم معرفی کنید همینجا تا به مادرم بدم شمارش 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز