من یه دختر 22 سالم که قدم کوتاهه و خیلیا با نگاه تمسخر امیز بهم نگاه میکنن اما من حتی یک درصد برام مهم نیست.همیشه تلاش میکنم معلم هستم کیک درست میکنم درامد دارم برای خودم به تازگی وارد کار خیاطی شدم و در کل یک ادم پرتلاش و مستقلی هستم و به خودم تکیه دارم.پدرم شاغل هست تو بیمارستان اما من دوست دارم دستم تو جیب خودم باشه پدرم همیشه ازم حمایت میکنه و هوامو داره و کمکم میکنه.حالا من اینجا یه مشکلی دارم که مادرم همیشه هرکاری میکنم مسخره میکنه سرزنش میکنه هیچوقت تشویقم نکرد هرررررر کاری که کردم حتما باید یه عیبی روش میذاره نه تنها کمکم نمیکنه تشویقم نمیکنه بلکه سرزنش هم میکنه و براش مهم نیست که اصلا موفق بشم یانه اما حالا من کاریش ندارم و برام مهم نیست اما این رفتاراش اذیتم میکنه حتی جلوی دیگران منو کوچیک میکنه و غرورمو میشکنه منم هیچی جلو بقیه نمیتونم بگم که مادرم جلو دیگران بی احترام نشه اما اون متوجه نیست و فقط به فکر خودشه واقعا رفتارهای غیر قابل تحملی داره نه میتونم ازش دور بشم نه اخلاقشو درست میکنه.و همیشه با رفتارهاش نه فقط منو بلکه پدرم و خواهرامو ناراحت میکنه.