از صبح زود با زنداداشم رفتم وقت دکتر داشت از اونور رفتم خونشون هوا گرم بود تا هوا خنک تر بشه بیام نیم ساعت پیش زنگ زدم شوهرم دیدم خونس با اینکه داداشم خیلییی اسرار کرد شام بمون شوهرتم بگو بیاد گفتم نه الان خسته اومده خونه تنها برم خونه یه شربتی درست کنم براش اومد سر خیابون دنبالم منو گذاشت داداششو با زنشو برد بیرون کار داشتن یعنی حق ندارم ناراحت شم؟؟چرا اخه هرکی هر کاری داره این ساده بدبختو میشناسه
❤️بدون تو یه مروارید مشکی بی صدف من ته مردابم یه ماهی وسط دریاولی خب بی نفسو وصله قلابم❤️
چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂
طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرشهای معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرشها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحتتر تونستم انتخاب کنم.
عزیزم من با یه خانم رفتم تنها نباشه این داداش بزرگوارش مگه فلجه آخه
زنداداشت ادم متاهل بزرگ نمی تونس دکتر تنهایی بره! حرفی که در مورد برادرشوهرت زدی میشه در مورد زنداداشت هم بگی منتهی مساله اینه چیزی که برای خانواده خودمون خوبه شوهرمون برای خانواده شوهر انجام بده بد هست