2777
2789
عنوان

دیشب ...

1196 بازدید | 115 پست

دیشب حوالی ساعت 12 و نیم اینا بود میخواستم بخوابم گفتم قبلش واتس آپ و تلگراممو چک کنم

تا تلو باز کردم یه پیام دیدم اومد برام باز کردم دیدم به گرمی سلام و علیک شده 

گفتم حتماً پسردایی بابامه به من میگه آبجی منم میگمش دایی شمارمو داره ولی من هر دفعه یادم میره سیوش کنم  


جوابشو دادم سریع سین کرد دیدم او نیست

یه خورده حرف زد فهمیدم از آشناهای دورمونه 

یعنی خیلی دور من اصلاً نه این پسره رو دیدم نه مامان باباشو فقط یه اسمی ازشون شنیدم 

درواقع دایی بابام دوتا زن داشت یکی رو طلاق داد اون خانم هم رفت ازدواج کرد و بچه دار شد 

اونی که پیام داد بچه همین خانم بود

حالا اینکه شماره منو از کجا اورد الله اعلم 

من دوتا خط دارم یکیش خط شخصیمه که دوست و آشنا و فامیل دارنش یکی هم گرفتم برا کارای درسیم و دانشگام و جالب اینجاست که ایشون به این خط دوم که کسی نداره جز هم کلاسیا وهم دانشگاهیام پیام داده

خلاصه اومده یه بارکی میگه نظرتون درباره ازدواج چیه

گفتمش آقای محترم من اهل رفاقت و دوستی و رل نیستم 

گفت منم پیشنهاد رفاقت ندادم دارم خاستگاری میکنم

گفتم شما که منو نمیشناسین اصلاً

گفت میتونیم دیدار حضوری داشته باشیم قرن 21 امه و ... 

گفتم من دختری نیستم که بخوام پاشم بیام سر قرار 

گفت من نگفتم بیا سر قرار  


۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

جالب اینجاست که اون همه چیزای مربوط به منو میدونه حتی بهتر از خودم

از معیارام و عقایدم کاملاً مطلع بود

حتی از نامزدی بهم خوردم خبر داشت (البته میگم نامزدی عقد نبودیم قرار بود ازدواج کنیم که نشد) 

خلاصه اینکه من اول فکر کردم داداشم داره سر به سرم میذاره برا همین رفتم بالا سرش دیدم غرق خوابه

منم کلی به اون آقا خندیدم و گفتم لطیفه های جالبی تعریف میکنین بعدم آف شدم و خوابیدم 

اون پیام داد فردا یعنی امروز صحبت کنیم

جالب اینجاست که اون همه چیزای مربوط به منو میدونه حتی بهتر از خودم از معیارام و عقایدم کاملاً مطلع ...

چ جالب. خو پسره خوبیه باهاش اشنا شو

من جنگجویه خوبیَم... ولی تو هدف باارزشی واسه جنگیدن نیستی
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

نظر میدین

shilla20 | 1 دقیقه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز