بعد یکسالو دوسه ماه امروز متوجه شدم ک باردارم،اول از همه خداروشکر کردم دوم از ته دل وقتی داشتم گریه میکردم واسه همه منتظرا دعا کردم ک این حس خوبو نصیب همشون کنه
خواستم بیامبهتون دلداری بدم چون روزای سختی رو گذروندم هربار ک پریود میشدم دنیا رو سرم خراب میشد،من تنبلی شدید تخمدان دارم ک دکتر امیدی بهم نداشت و بعد یکسال فهمیدیم شوهرم تحرک اسپرمش ۰ بود،متوسل شدم به شهید ابراهیم هادی و شهید سامانلو چندباری ازشون حاجت گرفتم ک خدارو شکر اینبارم دست رد ب سینم نزدن..تو همین یکماهم خیلی شوهرمو تقویت کردم ک ب قول دکتر خیلی معجزه شد از ۰ تحرکشون رسید به ۵۳
حتی دکتر گفت فقط آی یو آی،ته دلم ایمان داشتم گفتم نه صبر میکنم،حتی دیگ داشتم ب آی وی اف فکر میکردم همین ماه شوهرم گفت بیا اقدام کنیم بهش گفتم چ فایده معلومه ک بااین وضع نمیشه گفت ما کار خودمونو میکنیم باقیش با خداست شاید این ماه ۲ ۳ بار اقدام داشتیم برعکس هر ماه ک دکتر میگفت بلافاصله بعد از پری یک شب در میون ..اینارو گفتم ک هیچوقت ناامید نشین همیشه توکل کنین ب خودش میدونه کی و کجا و چی ب صلاحمونه شک نکنین..بار ها شد ک گفتم خدایا قهر میکنم دیگ نماز نمیخونم ولی نتونستم بعدش توبه میکردم ولی ناامید نشدم
روزای سختی بود شبا همش گریه میکردم از مطب بر میگشتم کلی دکتر ناامیدم میکرد من اشک میریختم
کلی اخرشم همون ایمانی شد ک ته دلم بود