خانومامن تویه ساختمون بامادرشوهروجاریم زندگی میکنم حالابرادرشوهرم دیشب رفته خاستگاری ومیخوان عقدکنن زودبیادسرزندگی مااین خونه روبابرادرشوهرشریک خریدیم مال هردومونه وخیلی بزرگه شوهرم میگ میثم یعنی برادرشوهرم گفته میخوایم باشمازندگی کنیم ماتویه اتاق دیگه میمونیم حالامن چکارکنم راحت نیستم اصلا وغذادرست کردن سخته بایدمن بپزم وبشورم وبسابم اون مطمینم کاری نمیکنه ومن مجبورم انجام بدم بخاطر شوهرم دخترم😞