چرا دلم با خدا صاف نمیشه
یه احساس بدی دارم
اینکه حس میکنم با بقیه هست و بقیه رو میخواد ولی منو نه!!
نماز نمیخونم، قران میخونم
حس میکنم الکیه این کارم وقتی دلم صاف نیست
احساس نزدیکی نمیکنم
همش میخوام شروع کنم ب خودم میگم چرا الکی خودتو مسخره میکنی و بزور میخوای یه کاری کنی
من تا چندسال پیش نماز میخوندم و تا همین امسالم هیچوقت از خدا نخواستم بهم فلان چیزو بده و هروقت خواستم با خدا صحبت کنم میگفتم خدایاا من ک چیزی نمیدونم تو همه چیو میدونی
تو هیچوقت بده منو نمیخوای پس هرچی بدی راضیم ب همون و میدونم بهترینه و نمیخوام چیزیو ازت بزور بخوامم
یعنی هیچوقتااا، همش میگفتم وقتی تو خوشحال باشی منم خوشحال میکنی و همونیو میخوام ک تو برام درنظر گرفتی...
ولی چند وقته فکرم عوض شده میگم من ک الان دارم عذاب میکشم حداقل تو چیزی عذاب بکشم ک خواسته ی قلبیم بوده و بعضی وقتا میگم یعنی احمق بودم اونجوری با خدا صحبت میکردم!!؟!
حداقل یه چیو از خدا بزور میخواستم بعد توش عذاب میکشیدم.. چون الانم ک دارم عذاب میکشم و حال روحیم داغونه
حس میکنم داره امیدم بهش کمتر و کمتر میشه
دوست ندارم اینجوری بشه ولی نمیدونم چجوری جلوشو بگیرم....
کاش همه چی رو بزور ازش میخواستم اون موقع ک بهش نزدیکتر بودم
حس میکنم هستااا ولی برای من نیست! و گذاشتتم کنار و الکی دلم خوش بود بهش و چیزایی ک داره اتفاق میوفته ک حتما بهترینن و من حالیم نیست
از این حسم بیزارم و میخوام درستش کنم ولی دلم نمیره سمتش دیگه.....