شمایی که منو به خاطر اینکه خواستم راهنماییت کنم نفرین کردی حرفت تا آخرعمرم یادم نمیره شمام یادت نره .من کسی رو مجبور نکردم فقط چون بچه مریضم خوب شده بود خیرسرم خواستم خوبی کنم بهت .یه کلمه میگفتی قبول ندارم و تمووم .واقعا برات متاسفم...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من گفتم قبول ندارم شما هی اصرار داشتی به تعریف انقدر تعریف کردی منم شک کردم داری تبلیغ میکنی
من کی به شما اصرار کردم جواب خانمای دیگه رو دادم شما سریع اومدی نفرین کردن .درست نیست شمایی که داری عذاب میکشی بخوای یه مادر دیگه رو تو اون حال ببینی چه بسا که شما نمیدونی من چه روزایی رو کشیدم