2777
2789
عنوان

خیلی ناراحتم

263 بازدید | 28 پست

دیروز عصر من روی ایوون مادر شوهرم نشسته بودم مادرشوهرم‌در و بست و از تو قفل کرد خیلی ناراحت شدم به برادر شوهرم گفتم گفت دنبال بهونه نباش میخواست عصرونه بخوره بچه هات اذیت میکردن درو بست واقعا من الکی ناراحت شدم .به خواهرم گفتم خیلی ناراحت شد 

من نوری کیجا 😉

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

آره به قرآن در و از تو قفل کرد .من پیش در رو ایوون نشسته بودم .به برادر شوهرم گفتم ناراحت شدم گفت حرف الکی نزن دنبال بهونه ای .مگه چیکار کرد واقعا ناراحتی نداشت ؟دارم آتیش میگیرم 

من نوری کیجا 😉
کار بدی نکرده انگار حالا انداختتش ا خونه بیرون درو روش قفل کره.گفته حالا هروقت خواست بیاد درو باز می ...

یعنی من پیش درش نشستم این در و ببنده نه اینکه از درون قفل کنه .واقعا درکت نمیکنم اگه یه نفر با تو تین کارو بکنه چیکار میکنی؟

من نوری کیجا 😉
نه بابا دید سلام کردم جواب داد .بچه هام در میزدن باز میکرد جواب میداد باز می بست  


در اینصورت اگه من بودم دیگه نه خودم میرفتم و نه میذاشتم بچه هام برن خونش. خیلی کارش زشت بود

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز