خداجونم مواظب بچه م باش ...بند بند دلم به بند بند وجودش بستست..خداجونم هدیه قشنگت و سالم و سلامت به دستم برسون...قول میدم همیشه مراقبش باشم بیشتر از جونم...
چرا ازديدن تغییر تو بدنم عذاب میکشم هر چهار ساعت به طوری احساس میکنم که باید برم دستشویی تمام اعصابم بهم مبریزه نگرانم بعدها بی اختیاری بگیرم بعد زایمان دوباره رفتم اتاق عمل بیهوشی گرفتم 5 روز بیمارستان بودم آخه چرا من لعنت به خودم که پول جور نکردم برم سزارین نميتونم شوهرمو هیچ جوره ببخشم
فک کنم افتادگی رحمه تو بارداری فشاراومده ب مثانه همون مونده برامون😑 کناراومدم باهاش بلخره ...
آخه بعد عمل اومده بودن همش حجم ادرار چک میکردن آخه من پارگی داخلی زیاد داشتم ایندفعه که دکتر رفتم گفت افتادگی نداری ولی از وقتی رابطه شروع کردم اوضام بدتر شده که حساس شده خیلی و نميتونم تحمل کنم خوش بحالت سزارین شدی