شوهرم دوتا شغل داره یکی از شغلاش نمیرسید بره ی شاگرد تمام وقت گرفت از اونجایی که این شغلش یه جوری بیشتر از کار جنبه سرگرمی داره نمیتونم بگم چیه میترسم شناخته شم یراهمین تا میاد خونه میخواد فرار کنه بره منو توخونه تنها میزاره نمیگه این بدبختم گناه داره
حالا اینا همه به درک . امروز اومد از سرکار بچمو با لباس کشید سمت خودش بچم تازه ۵ ماهش شده گفتم بچه گناه داره نکن دوباره تکرار کردمنم چیزی نگفتم بعد نشوندش رو زمین خودش پشت بچه دراز کشیده بود با دست لباسش گرفت یهو نمیدونم چی شد بچم ول شد با سر رفت توی پایه ی پنکه انقد گریه کردم سر بچم یکم ورم کرد هرچی گفتم بریم دکتر گفت چیزی نیست خوب میشه خودشم ترسید اما چه فایده منم شروع کردم به فوش دادن گفتم پاشو برو نباشی خیلی بهتره از بودنت برو همون جایی که هرشب میری شبم نیا خونه همینجور گفتم اونم یه ربع گذشت پاشد رفت
الان ورم سر بچم خوب شده داره بازی میکنه اما واقعا عصبانیم انگار بچه ۲ سالس اینجور رفتار میکنه سرم درد گرفت
اصلا بهش سرد شدم از بس بی فکره